تیرخلاص پدیده معدن؛ تغییردهنده اقلیم و طبیعت ایران و تخریب ویرانگرِ کوه‌ها که نماد صلابت و سلامت‌اند       

کد خبر: 9640

گزارش - محسن عباسی‌فرد: اکوسیستم‌های کوهستانی از موثرترین و بی‌نظیرترین پدیده‌هایی‌ست که روی زمین خودنمایی می‌کند و بر اقلیم تأثیر شگرفی دارد. میزان فراوان نزولات جوی که امروز در ایران نقش حیاتی دارد هم به حیات کوهستان وابسته است. حتی در دنیا از کوه‌ها به عنوان برج‌های آبی یاد می‌شود

محسن عباسی‌فرد -گزارشگر پایگاه تحلیلی‌- خبری درسانیوز؛ کوه‌ها جایگاه عظیمی در تنوع زیستی و پایه‌ای دارند. اکوسیستم‌های کوهستانی از موثرترین و بی‌نظیرترین پدیده‌هایی‌ست که روی زمین خودنمایی می‌کند و بر اقلیم تأثیر شگرفی دارد. میزان فراوان نزولات جوی که امروز در ایران نقش حیاتی دارد هم به حیات کوهستان وابسته است. حتی در دنیا از کوه‌ها به عنوان برج‌های آبی یاد می‌شود که در ۶۰ تا ۸۰ درصد منابع آب شیرین نقش دارند. این بخش ارزشمند از اکوسیستم در ایران اما رسماً فدای معدنداری غیراصولی شده است.

هرچند کشور کره‌جنوبی که توسعه را با ایران آغاز کرد در حالی از طریق تولید و صدور هر خودرو به طور متوسط ۲۵ هزار دلار و همچنین شرکت‌های فناوری اطلاعات مانند سامسونگ و ال‌جی با ساخت و فروش هرگوشی به‌طور متوسط ۱۵۰ دلار درآمد ارزی عاید کشورشان می‌کنند که در ایران به دلیل ارتباط نامطلوب با دنیا و فقر تکنولوژیک برای ایجاد اشتغال، منابع طبیعی به شدت تحت سیطره فعالیت‌های مخرب همچون معدن، صنعت سیمان، فولاد و چرای بی‌رویه دام قرار دارند.

به این ترتیب زیر فشار چنین صنایعی، پهنه‌های طبیعی ایران سال به سال در حال فرسوده شدن است و تاسف بار اینکه توسعه معادن آن هم به شکل غیراصولی در سال‌های اخیر رشد بالایی داشته است. چنانکه به رغم این شرایط خسارت‌بار، پارسال سال میزان سرمایه‌گذاری در این بخش و صنایع معدنی به ۲٫۳ میلیارد دلار رسید که در مقایسه با سال ۹۷ رشد ۶۰ درصدی را نشان می‌دهد.

براساس آمار وزارت صنعت، معدن و تجارت، شمار معادن فعال کشور بیش از ۵۶۰۰ معدن است که به‌طور متوسط ۴۰۰ میلیون تن مواد معدنی از آنها استخراج می‌شود که ۶۰ تا ۶۵ درصد آنها مصالح ساختمانی است که در اغلب آنها کوه‌ها به کلی حذف و از صفحه سرزمینی ایران محو می‌شود!

تخریب در جای جای کشور

باید گفت که کوه‌ها «برج‌های آبی» جهان محسوب می‌شوند و بین ۶۰ تا ۸۰ درصد از منابع آب شیرین سیاره ما را تأمین می‌کنند.

‏ به رغم این مزیت، تقریباً در همه استان‌ها می‌توان ردپای معدن‌داری را آن هم به شکل غیراصولی و مخرب کوه‌ها و طبیعت مشاهده کرد. فعالیت اغلب معدن‌داران و ضعف نظارت دستگاه‌های متولی به گونه‌ای است که گویا معدن‌داران در کشور دیگری سرگرم استخراج‌اند که هیچ دلسوزی دیده نمی‌شود.

بلعیدن کوه کرکس

مصداق ویرانگری در معدن‌ها را از جمله می‌توان در منطقه نطنز مشاهده کرد. معادنی که در حال محوکردن «کوه کرکس» در شهرستان نطنز هستند. دامنه‌کوه کرکس حداقل ۶۹ معدن را در دل خود جای داده است، شدت بهره‌برداری از این معادن به قدری است که تا چند سال دیگر اثری از کوهستان کرکس باقی نخواهد ماند!‏

‏شهرستان نطنز، شهر چنارهای کهن در دل کویر ایران از قدیم الایام به سرزمینی با چشمه‌ها، قنات‌ها و باغ‌های فراوان معروف بوده است. خاک منطقه نطنز روزگاری به قدری حاصلخیز بود که میوه‌های آن به تحفه نطنز شهرت داشتند. ۴۰۰ رشته قنات در این شهرستان و روستاهای تابعه وجود داشت. این شهرستان شامل روستاهای بسیاری است که هر کدام ویژگی خاص خود را دارد اما سه نقطه معدنی مهم(کمجان و ابیانه) (اوره) و (طرق رود) به دلیل مجاورت با کوه‌ها به منبعی پول ساز و اقتصادی برای معدنداران تبدیل شده است.‏

‏ پوشش گیاهی این منطقه به‌دلیل وجود گیاهان دارویی بی‌نظیر است. بر اساس مطالعات انجام شده تعداد ۲۹۰ گونه گیاهی در منطقه کرکس وجود دارد. اما موضوعی که به مدت چندین دهه بلای جان مردم و حیات‌وحش این منطقه شده، تعدد معادن استخراج سنگ در منطقه است. مجوز استخراج و بهره‌برداری از معادن منطقه از سال ۱۳۶۰ صادر شد و اکنون فقط در محدوده نطنز ۶۹ معدن فعال است. در حالی که بر اساس قانون، معادن نباید بیشتر از ۲۵ سال استخراج و بهره‌برداری داشته باشند اما در همین منطقه کوچک معادنی وجود دارد که بهره‌برداران با گذشت بیش از ۲۵ سال هنوز هم مشغول تکه تکه کردن کوهستان کرکس و انتقال آن به کارخانه‌های مربوطه هستند.

فرزاد علیزاده، فعال محیط‌زیست در این زمینه با اشاره به اینکه روستای اوره در دل منطقه یاد شده و در دامنه کوه کرکس حداقل ۱۲معدن را در دل خود جای داده است، گفته است: شدت بهره‌برداری از این معادن کوه‌خوار به نحوی است که تا چند سال دیگر اثری از کوهستان کرکس باقی نخواهند گذاشت!

نابودی تحفه نطنز

فرزاد علیزاده درباره کژروی‌ها در معدن‌ها می‌افزاید: اکثر قریب به اتفاق معدن کاوان منطقه تخلفات عدیده‌ای را مرتکب شده‌اند. از رعایت نکردن حریم روستا و رودخانه‌ها گرفته تا برداشت بیش از ظرفیت، ایجاد سروصدا و مزاحمت برای ساکنان و حیات وحش کم‌نظیر منطقه، به‌طوری‌که اثری از حیات وحش در این منطقه باقی نمانده است. گرد و خاک حاصل از برش سنگ‌ها، ریه‌های ساکنان روستاهای اطراف را از تاب و توان انداخته است.‏

گرد و خاک حاصل از برشکاری و انفجار، باغ‌های اطراف را هم آلوده و محصولات کشاورزی روستاییان را از میان برده است و دیگر از تحفه نطنز، آن گلابی آبدار خوشمزه که شهرت ملی داشت، خبری نیست. برگ‌های درختانش هم زیر سطوح آغشته به سیلیس مسدود شده و نفس درختان را به شماره انداخته است. سال‌هاست ساکنان این مناطق تلاش کرده‌اند تا صدای به حق خود را به گوش مسئولان برسانند.

دالانکوه زیر توپخانه معدن‌داران ‏

از دالانکوه هم می‌توان به عنوان دیگر نمونه از معدنداری مخرب یاد کرد که برداشت سنگ از این کوه، محیط‌زیست و میراث فرهنگی این منطقه را در معرض تخریب قرار داده است.‏

دالانکوه، کوه‌هایی پیوسته با جذابیت بصری بالا در نزدیکی شهر داران در غرب اصفهان است. معدن‌داران برای برداشت سنگ از این کوه از مواد منفجره استفاده می‌کنند که علاوه بر تخریب کوه، از بین بردن ارزش میراثی این کوه، حیات وحش منطقه را هم از زیستگاه‌شان فراری می‌دهد.‏

دالانکوه از سال ۸۸ به عنوان منطقه حفاظت‌شده ثبت شده است. به گفته اداره محیط‌زیست اصفهان معدن‌داران از یک سال قبل یعنی سال 1401، برای فعالیت معدنی در این منطقه مجوز گرفته‌اند یعنی همان موقع که اینجا منطقه شکارممنوع بوده است!

تخریب چشم‌اندازهای بی‌بدیل

نکته تاسف بار دیگر در معدن‌‌داری این است که در مناطق بیابانی که به شدت نیازمند محیط کوهستانی هستند تا رحمت آسمانی از طریق بارندگی نازل شود، این کوهستان‌ها را در قالب معدن به نیستی می‌فرستند و محو می‌شوند.

در نمونه‌های دیگری از زخم معادن بر چهره طبیعت ایران «میثم جلالی» از اهالی مشهد که دل پری از نابودی طبیعت به دست معدنداران دارد، می‌گوید: متأسفانه فجایع زیست‌محیطی که معدن کاران فرصت طلب باعث آن هستند، یکی دو مورد نیست. از جمله در جنوب مشهد رشته کوه سنگی زیبایی وجود دارد که یکپارچه از سنگ است و به قله‌ای با نام چین کلاغ منتهی می‌شود. از جاده پشت این کوه ـ راه دسترسی به سد طرق ـ می‌بینیم که معدن کاران چه بلایی بر سر این کوه زیبا آورده و قسمت‌های مختلف این کوه را زخمی کرده اند. در حالی که این رشته کوه می‌توانست یکی از جاذبه‌های گردشگری طبیعی مشهد باشد.

یک شهروند کاشانی دیگر هم که نمی‌خواهد نامش فاش شود، درباره تخریب معدن‌ها به نام استخراج می‌گوید: متأسفانه این اتفاق به طرز وحشتناکی در روستاهای کاشان هم افتاده و زمین به دست معدنکاران به طرز دلخراشی مجروح شده است.

کوه‌ها و تپه‌ها که چشم‌انداز‌های طبیعی بی بدیلی ساخته بودند تکه تکه شده و از بین رفته‌است، باغ‌ها و مزارع زیادی به دلیل غبار آهکی ناشی از برش سنگ‌ها خشک شده، از بین رفته و متروکه شده‌اند؛ چه کسی باید از میراث طبیعی این کشور محافظت کند؟

یک شهروند مازندرانی هم که دل پری از تخریب استانش به دست معدنکاران و بی‌نظارتی دستگاه‌های متولی دارد، خاطرنشان می‌کند: متأسفانه در مازندران علاوه بر جنگل، کوه‌ها هم به افراد فرصت‌طلبی واگذار شده که مشخص نیست چگونه در روز روشن توانستند آن را به نام بهره‌برداری پایدار غارت کنند.

آنها با سرعت مشغول تخریب و تخلیه طبیعت هستند و اگر به همین ترتیب پیش برود تا چند سال دیگر مازندران هم به یک ناحیه بیابانی تبدیل خواهد شد.

تخریب کامل چهره کوهستان

وحید اوصانلو، مدرس دانشگاه و از اهالی شهرستان خرمدره در استان زنجان هم با دلی پر، از خسارت معادن بر پیکره شهرش می‌گوید: تعدادی معدن سنگ گرانیت در کوهستان‌های شهرستان خرمدره وجود دارد اما هجوم معدنکاران و فعالیت مخرب آنها در دو دهه اخیر به قدری بالاست که با این روند و در غیاب نظارت کافی از طرف سازمان‌ها و دستگاه‌های متولی باید در انتظار تخریب کامل چهره کوهستان این منطقه و خسارت‌های زیست‌محیطی باشیم.

او می‌افزاید: متأسفانه گویا معادن واگذار شده ارث پدری معدنکاران است و بی‌رحمانه آن را تاراج برده و خرابه‌ای به وسعت کیلومترها برجای می‌گذارند.

اوصانلو این را هم یادآور می‌شود که به نظر بنده اگر این حجم برداشت سنگ گرانیت از این مناطق با این روند استخراج شود تا دو دهه آینده تقریباً ۷۰ تا ۸۰ درصد گرانیت قابل استحصال در این منطقه رو به اتمام می‌رود که نمونه بارز این پدیده را در کوه‌های اطراف روستای «خلیفه‌لو» می‌‌توان مشاهده کرد. در نهایت اهالی می‌مانند و کوه‌های محو یا تخریب شده! این است مدیریت صنعتی سرزمین به دست وزارتخانه متولی!‏

او به جمله نتایج مخربی که این معادن سنگ در دهه‌های گذشته به بار آورده‌اند اشاره می‌کند:‏ تخریب پوشش گیاهی: این مناطق بر اثر تردد مکرر تریلرهای حامل سنگ که براثر احداث راه‌های فراوان در دل دامنه کوه‌ها بدون کارشناسی احداث شده‌اند، موجب تخریب کوهستان و از بین رفتن پوشش گیاهی و سر آخر ایجاد سیلاب‌های فراوان در فصول بهار و پاییز می‌شوند که نمونه بارز این مسأله به وجود آمدن سیلاب‌های شدید در فصل بهار امسال و سال گذشته بود.‏

استقرار دستگاه‌های برش و حفاری بزرگ معدنکاران باعث از بین رفتن زیبایی کوه‌های این منطقه شده است. متأسفانه کوه‌هایی که طعمه استخراج مصالح ساختمانی می‌شوند ظرف مدت چند سال به کلی محو می‌شوند و این گناه نابخشودنی است. ‏

تغییرات اقلیمی و کاهش بارش: به نظر بنده با این روند کاهش ارتفاع کوه‌ها در استان و به ویژه در این شهرستان در دراز مدت اقلیم منطقه تأثیر محسوسی خواهد یافت.

تهیه مصالح در حاشیه کوه‌ها

از دیگر معضلات صنعت معدنداری، استقرار ماشین‌آلات صنعتی در حاشیه کوه‌ها و آلوده شدن منابع آبی براثر فعالیت معدن‌داران است.

«مریم وریج کاظمی» پژوهشگر جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک از بعد محیط‌زیستی به خصوص در خطه شمال کشور این موضوع را مورد بررسی قرار می‌دهد و می‌گوید: قرار گرفتن کارگاه‌های تهیه مصالح ساختمانی در حاشیه کوه‌ها و تپه‌های موردنظر با دخالت در تغییر جهت رودخانه‌های جاری در مسیر طبیعی خود به منظور شستن شن و ماسه ناشی از خرد کردن سنگ‌ها می‌تواند حیات زیستی رود‌ها و در کنارش دریای کاسپین(خزر) را دچار چالش کند؛ ضمن اینکه ورود شیرآبه‌های سمی صنعتی ناشی از فعالیت‌های چنین کارگاه‌هایی هم می‌تواند تهدیدی جدی برای منابع آبی ساکنان باریکه شمالی کشور و همینطور آلودگی مزارع و باغ‌ها پایین دست رودخانه شود؛ همچنین با بیشترین حجم از آلاینده‌های ناشی از استخراج معادن در قسمت بالادستی رودخانه و سرریز شدن پسآب‌های ناشی از آن، ساحل‌نشینان دریای کاسپین(خزر) مانند ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و امنیت زیست‌محیطی منطقه را تهدید می‌کند‏‎.‎

به گفته این کارشناس، کما اینکه احداث چنین کارگاه‌هایی به افزایش جاده‌های نامتعارف در نواحی داخلی جنگل‌ها می‌انجامد که زمینه‌های آسیب‌پذیری جنگل از جانب گردشگران و حتی بومیان را هم هموار می‌کند. تاکنون ساخت جاده‌هایی که به سوی معادن و کارگاه‌های صنعتی مستقر در جنگل‌ها کشیده شده باعث از بین رفتن گونه‌های نادر گیاهی ـ جانوری هیرکانی شده است. ضمن اینکه افزایش سطوح بتنی، آسفالت و سایر سازه‌های انسان ساخت، موجب افزایش درجه حرارت در جنگل‌ها و بالا رفتن سطح تبخیر می‌شود و مقاومت درختان پهن‌برگ را که بیشترین گونه درختی هیرکانی‌ست کاهش می‌دهد.

لازم به ذکر است پهن برگ‌های هیرکانی مقدار زیادی از آلاینده‌های هوا را کاهش می‌دهند. این درختان در جلوگیری از فرسایش خاک، ایجاد غذا و پناهگاه برای جانوران، تولید اکسیژن و جذب گاز کربنیک و سایر گازها سمی و ایجاد میکروکلیما برای تلطیف هوای جنگل نقش دارند.

آلودگی رودخانه به لطف معدن!‏

باید خاطرنشان کرد که یکی دیگر از آسیب‌های معدنداری خسارت بار در ایران آلودن منابع آبی نزدیک به معادن است. رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست چالوس نسبت به رهاسازی رسوب معادن شن و ماسه منطقه به داخل رودخانه چالوس و پیامدهای زیست‌محیطی آن هشدار داده و می‌گوید: در بازدیدی که به تازگی از تعدادی معادن شن و ماسه منطقه داشتیم تخلفاتی را مشاهده کردیم از جمله رهاسازی شبانه رسوب ناشی از شست‌وشوی ماسه به داخل رودخانه چالوس است.‏

سیداصغر مطهری در ادامه درباره آلودن زیستگاه آبزیان به سخنانش می‌افزاید: متولیان این معادن حجم انبوه رسوب ناشی از شست و شوی ماسه را در مکانی به نام استخر ترسیب جمع کرده و شب‌هنگام مسیر خروجی این استخرها را باز می‌کنند و آلودگی وارد نهرهای منتهی به رودخانه چالوس می‌شود در حالی که این رسوبات نه فقط به زیستگاه انواع آبزیان آسیب می‌رساند بلکه بخش کشاورزی را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد.‏

مطهری سپس به آلودن زنجره غذایی آزیان اشاره می‌کند: دهانه رودخانه چالوس زیستگاه مهم آبزیان نظیر ماهی آزاد و قزل‌آلا است و رهاکردن رسوبات سبب می‌شود تا زنجیره غذایی این گونه‌های ارزشمند و کمیاب از میان برود که نتیجه آن تلف‌شدن ماهیان است.

زخم معادن باریت بر پیکره طبیعت ‏

باریت یکی دیگر از صدها نمونه ویرانگری است؛ اگرچه فعالیت‌های معدنی باریت دهه ۸۰ با هدف توسعه اقتصادی و اشتغالزایی در «راز و جرگلان» آغاز شد ولی به گفته مرزنشینان خراسان شمالی، اقدامات مزبور رهاوردی جز تخریب عرصه‌های طبیعی بکر و دست‌نخورده این شهرستان محروم نداشته است.‏

‏«باریت» از ذخایر معدنی و دارایی‌های شهرستان محروم و مرزی راز و جرگلان است که چشم امید ساکنان این خطه دورافتاده به آن دوخته شده و نظارت و بهره‌برداری صحیح از آن می‌تواند، نقش ویژه‌ای در توسعه مشاغل روستایی و محرومیت‌زدایی از این خطه داشته باشد.‏

کشف و استخراج این ذخایر معدنی به زمان قبل از تفکیک سه استان خراسان در سال ۸۲ بر می‌گردد ولی با گذشت سال‌ها از فعالیت معدنی در کانسارهای باریت منطقه، از سخنان اهالی این شهرستان مرزی چنین بر می‌آید که جز تخریب مراتع، خسارات زیست‌محیطی و عدم دریافت حقوق کارگران چیزی عاید این منطقه محروم نشده است.‏

برخی از اهالی راز و جرگلان می‌گویند که اگر بر بلندای تپه‌های روستاهای جرگلان بایستی، برخلاف انتظار، چشم‌اندازی جز ویرانی خاک و سنگ و رد پای لودر و بیل مکانیکی نمی‌بینی و گویا حیات در حال رخت‌بستن از مراتع این منطقه است!‏

گمان نمی‌کردیم معدن هم تخریب‌گر باشد

یک کارگر جرگلانی که سال‌ها در معادن باریت این خطه مشغول فعالیت بوده است، می‌گوید: طی سال‌های اخیر استخراج سنگ را با کمترین امکانات و ایمنی انجام می‌دادیم تا جایی که برخی از کارگران در حین انجام کار دچار حادثه شدند ولی چون بیمه نبودند، مبلغی هم دریافت نکردند.‏

او که نخواست خود را معرفی کند به سخنانش می‌افزاید: من و خیلی از هم ولایتی‌ها گمان نمی‌کردیم که معدن هم تخریب‌گر باشد و تصورمان آن بود که فقط باعث شکوفایی منطقه و اشتغالزایی خواهد شد ولی با وضعیت پیش‌آمده چاره کار برای اشتغال را دوباره در مهاجرت به تهران و کلانشهرها یافته‌ام.‏

‏«ارازگلدی نیازی» از معتمدان محلی این منطقه مرزی هم درددل دارد: سال‌ها از آغاز استخراج و ارسال محموله‌های پی‌درپی سنگ باریت از این منطقه می‌گذرد ولی متأسفانه سهم جرگلانی‌ها از فعالیت‌های معدنی، کوه‌ها و مراتع زخمی و چاه‌های عمیق است.‏

او می‌افزاید: در واقع کوه‎‌‎های زیادی برای فعالیت‎‌‎های معدنی در منطقه شکافته شده و خیلی از اهالی همین منطقه که خود تا چند‎‌‎سال پیش در قالب نیروی کار با چکش و قلم در تونل‎‌‎ها، عرق ریخته‎‌‎اند، الان نه فقط بیکار شده‌اند بلکه برای چرای دام خود در مراتع هم با مشکل مواجه‎‌‎اند.‏

توجیه معدن‌کاری برای ویرانگری

رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست از جمله منتقدان معدن‌داری غیراصولی است که خسارت بسیاری را بر محیط‌زیست و منابع طبیعی ایران تحمیل می‌کند.

او و در پاسخ به این پرسمان که چرا در ایران معدنکاری تا این حد توسعه یافته و کوه‌های ارزشمند کشور با توجیه معدنداری و اشتغالزایی نابود می‌شود، می‌گوید: در دوران احمدی نژاد وزارت صنایع و معادن وقت، قانون را تغییر داد و کلاً معادن را از حیطه محیط‌زیست خارج کرد و اینک همان قانون حاکم است.

او می‌افزاید: ما یگانه تلاشی که می‌کنیم این است که معدنکاران وارد مناطق چهارگانه حفاظت شده محیط‌زیست نشود که حدود ۱۲ درصد اراضی کشور است. گرچه این آقایان خودشان را از قانون محیط‌زیست مستثنی کرده‌اند.

این مقام مسئول یادآور می‌شود: نمایندگان نطنز در مجلس چندی پیش نزد من آمده بودند و گلایه کردند که حوزه تحت نمایندگی‌شان براثر آلودگی ناشی از معدنداری در حال نابودی است.

او ادامه می‌دهد: در همه دنیا از معدن‌ها استفاده می‌کنند و ما هم موافقیم اما نحوه استفاده مشخص است و استاندارد دارد که چه کار باید کرد. متأسفانه با قانون تصویب شده در زمان احمدی نژاد معدنداران به صورت لجام‌گسیخته دارند به کوه‌ها حمله می‌کنند. قانون هم دست ما را بسته است و باید به دنبال اصلاح قانون باشیم. مسئولان بخش و بهره‌بردارن هم طبق معمول اشتغال را بهانه می‌کنند.

رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست ضوابط را ملاک قرا می‌دهد: ما اصلاً مخالف بهره‌برداری از معادن نیستیم منتهی باید طبق ضوابط زیست‌محیطی بهره‌برداری شود. ولی در ایران این ضوابط به هم ریخته است و چون معدنداران افراد قوی‌ای هستند قانون هم دست سازمان محیط‌زیست را بسته است و نمی‌توان کار شایسته‌ای برای نجات کوه‌ها و طبیعت انجام داد. امیدواریم که این مجلس به فریاد طبیعت کشور و رهایی آن از معدنداری لجام‌گسیخته برسد.

من هم به دوستان گفته‌ام که لایحه‌ای را تنظیم کنند تا به دولت ببریم بلکه معدنداری به شکل استاندارد دنیا انجام شود.

سوء استفاده معدنداران از طبیعت برای کسب منافع بیشتر و تخریب جدی منابع طبیعی دیگر معضلی است که معاون رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست به آن اشاره دارد: نحوه استفاده از معادن در کشور مشخص نیست. معدنداران برای مقرون به صرفه بودن، سطح معدن را برداشت می‌کنند و چون استخراج لایه‌های زیرین مستلزم هزینه بیشتری است آن را رها می‌سازند. در حالی که باید مثلاً تا عمق ۲۰۰ یا ۵۰۰ متری معدن برداشت کنند و سپس سراغ قطعه بعدی بروند؛ اما می‌بینیم که ماجرای آنها برعکس است سطح و کف معدن را برداشت کرده و کاری به بقیه ندارند و حتی حاضر نیستند باطله و نخاله‌ها را جمع کنند.

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ادامه می‌دهد: ۱۰سال پیش از معدنی در فرانکفورت بازید می‌کردم و در آنجا معدندار تا عمق ۸۰۰ متری زمین پیش رفته بود اما در اینجا برخی از معدنداران سودجو تنها سطح معدن را برداشت کرده و طبیعت را تخریب می‌کنند و به سراغ معدن بعدی می‌روند.

توسعه پایدار در صنعت معدن ایران کجاست

توسعه پایدار یعنی همزمان با انجام فعالیت‌های صنعتی، کشاورزی و خدمات عمرانی، منابع طبیعی آن کشور نیز حفظ شود، برنامه‌ای که در ایران جای آن همچنان خالی است. در کشورهای توسعه یافته این توازن برقرار است اما در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران هنوز تعادل لازم در این زمینه مشاهده نمی‌شود.

پدیده غم‌انگیز محو کوه‌های ایران از صفحه سرزمینی و تاریخ کشور به نام تهیه «سنگ‌نما» و «سیمان» است.

این پدیده را با مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت منابع طبیعی سازمان جنگل‌ها در میان می‌گذارم و ایشان چنین می‌گوید: هر فعالیتی ازجمله معدن، راه‌سازی، شهرسازی و غیره در تقابل با منابع طبیعی است، منتهی همه کشورها احتیاج به توسعه پایدار دارند؛ توسعه پایدار یعنی هم منابع طبیعی مان را حفظ کنیم و هم صنعت، کشاورزی و خدمات عمرانی مان را توامان رشد دهیم.

اگر قرار باشد یک بخش فدای بخش دیگر شود این توسعه ناپایدار است. همه این‌ها باید با همدیگر رشد کنند.

او می‌افزاید: در کشورهای توسعه یافته این توازن برقرار است اما در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران هنوز به تعادل لازم در این زمینه نرسیده‌ایم و باید تلاش کنیم به تعامل با دیگر دستگاه‌ها برسیم تا تعادل ایجاد شود.

مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت منابع طبیعی سازمان جنگل‌ها یادآوری می‌کند که سازمان جنگل‌ها و سازمان محیط‌زیست در مقابل معدنداری قرار ندارد: ما درپی توقف بهره‌برداری از معادن نیستیم سازمان محیط‌زیست هم‌چنین سیاستی ندارد. در مجموع ما سه دسته عرصه داریم که یک سری مناطق مانند جنگل‌ها که بهره‌برداری از آن‌ها کاملاً ممنوع است. در عرصه‌های «مجاز مشروط» با شروطی اجازه بهره‌برداری می‌دهیم و در عرصه‌های دیگر محدودیت نداریم و «مجاز» است.

او به «جهش تولید» اشاره می‌کند که در آن بر ظرفیت بهره‌برداری معادن هم تاکید شده است اما این که در کجاها و چگونه بهره‌برداری شود باید با وزارت صنعت و معدن به توافق رسید. به گفته این مسئول البته از چند جهت توافق انجام شده اما ناهماهنگی قوانین مشکل ایجاد کرده است.

مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت منابع طبیعی سازمان جنگل‌ها می‌گوید: ما نیاز به قانون داریم که همه‌جانبه باشد. البته در قالب هماهنگی که دو دستگاه باید داشته باشند تفاهم‌نامه‌ای بین رئیس سازمان جنگل‌ها و معاون معدنی وزارت صمت امضا شده است که شیوه‌نامه‌ای برای بهره‌برداری است که در قالب آن نظام پاسخگویی هم مشخص شده است.

عرصه‌های جنگلی مطلقاً ممنوع هم در آن به‌شمار آمده و از وزارت صمت خواسته‌ایم که برای عرصه‌های جنگلی از سازمان جنگل‌ها حتی استعلام هم نکنند. برای هماهنگی بیشتر یک کارگروه تعامل استانی هم در هر استان راه‌اندازی کرده‌ایم.

او به فشار از سوی بهره‌برداران می‌پردازد: متأسفانه توقعات در این حوزه زیاد است. بالاخره سرمایه‌گذاران زیادی به کشور می‌آیند و به دنبال بهره‌برداری هستند که به نوعی فشارهای مختلف بر سازمان و وزارت صمت وارد می‌شود و اتفاقاً یکی از موضوع‌ها این کارگروه به تعادل رساندن بهره‌برداری‌ها و متقاعد کردن بهره‌برداران است.

مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت منابع طبیعی سازمان جنگل‌ها به کمبود بودجه اشاره دارد و می‌افزاید: ما در قالب حقوق دولتی که معدنکاران هر ساله به حساب دولت واریز می‌کنند ۲۷ درصد برای احیا و بازسازی عرصه‌های آسیب دیده در نظر می‌گیریم. گرچه متأسفانه برگشت اعتبارات خوب نیست و حق سازمان جنگل‌ها برای احیا عرصه‌ها به درستی پرداخت نمی‌شود و اگر داده شود ما هم می‌توانیم کارمان را برای احیا و بازسازی عرصه‌ها انجام دهیم.

او خواهان همکاری معدن‌کاران است: البته ما به دنبال راهکارهای دیگر برای این مشکل هستیم تا بتوانیم عرصه‌های معدنی رها شده را با مشارکت خود معدن‌کاران یا افراد دیگری مثلاً برای کاربری تفریحی و تفرجگاه احیا کنیم.

حتی پیش‌بینی کرده‌ایم در برخی از این عرصه‌ها زراعت چوب داشته باشیم. از طرفی برای اینکه کارهایمان به صورت علمی باشد، یک مطالعه آسیب‌شناسی هم تدوین کرده‌ایم که از خروجی آن مطالعات داریم بررسی می‌کنیم که نحوه احیا و شیوه‌های همکاری چگونه باشد.

به عنوان پایلوت در هر استانی هم یکی دو منطقه را مشخص کرده‌ایم و در مجموع در دو سه سال گذشته نزدیک به ۶۰ هزار هکتار احیای عرصه‌های معدنی هم صورت گرفته است. در این مدت بحث احیا و بازسازی در سازمان بسیار قوت گرفته و پیگیری می‌شود.

او در برابر این سؤال که چرا اجازه می‌دهید برج‌های آبی کشور(کوه‌ها) با توجیه ساخت سنگ‌نما و تولید سیمان نابود شود می‌گوید: این گفته شما یک واقعیت است و کوه‌ها دارند تخریب می‌شوند و تبعاتی به همراه خواهد داشت. فرسایش و تخریب آبریزها، تغییر اقلیم و آب و هوای منطقه و دگردیسی منظره‌ها از جمله عوارض معدنداری است؛ منتها ما سیاستگذار نیستیم. اینجاست که می‌گویم قوانین کشور ناهماهنگی دارد.

کل مجموعه مدیریتی کشور ما را مجاب کرده که باید از عرصه‌ها حفاظت شود؛ در مقابل برای وزارت صمت هم تکلیف ایجاد شده است که باید بهره‌برداری انجام شود. نکته‌ای که شما اشاره داشتید باید به سطح بالای مدیریتی کشور گفته شود تا بهره‌برداری از معادن سنگ تزئینی یا معادن طبقه ۲ در کشور ممنوع شود. این نیاز به یک قانون دارد که وزارت صمت هم تکلیف خود را بداند.

او خبر خوبی هم می‌دهد: اگر سابق از کنار جاده هراز عبور می‌کردید به کرات معادن مختلف را می‌دیدید اما اکنون با هماهنگی وزارت صمت دیگر مجوز بهره‌برداری در آنجا را به هیچ وجه نمی‌دهیم. تا جایی هم که می‌توانیم سعی می‌کنیم به مناطقی مجوز دهیم که کمترین آسیب‌ها وارد شود.

تا قبل از سال ۱۳۹۱ از منابع طبیعی و محیط‌زیست اصلا استعلامی صورت نمی‌گرفت. بعد از آن با اصلاح قوانین استعلام از دو دستگاه الزامی شد. یکی از مشکلاتی که الان داریم وجود معادنی است که بدون نظرخواهی از منابع طبیعی و محیط‌زیست پیش از سال ۹۱ شروع به فعالیت کرده‌اند؛ اما اکنون دیگر به هیچ وجه در جنگل‌ها مجوز نمی‌دهیم.

در مناطقی دیده می‌شود که کل کوه یا یک جنگل تراشیده یا محو شده است.

مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت منابع طبیعی سازمان جنگل‌ها در برابر این پرسش که با توجه به ارزش بی پایان مناطق جنگلی چه توجیهی وجود دارد که مجوز استخراج داده شود پاسخ می‌دهد: چنین معادنی متعلق به سال‌های پیش از سال ۱۳۹۱ است که بدون استعلام از ما مجوز و پروانه بهره برداری دریافت کرده بودند.

او در برابر این سؤال که چرا پروانه معادن زیانبار را باطل نمی‌کنید پاسخ می‌دهد: ناچاریم تا پایان مدت پروانه کار اینگونه معادن صبر کنیم و زمانی که برای تمدید پروانه کار به وزارت صمت مراجعه می‌کنند وزارتخانه ملزم به استعلام از سازمان جنگل‌هاست و در اینجاست که سازمان دیگر پروانه ادامه کار نمی‌دهد؛ در مناطق جنگلی چه در شمال چه خارج از شمال و در پنج ناحیه رویشگاهی، جنگل جزو مناطق ممنوعه است و این قانون و مصوبه هیات وزیران است. حتی اگر ما مجوز صادر کنیم خلاف قانون عمل کرده‌ایم.

باطله‌ریزی‌ها دردی بزرگتر از محو کوه‌ها

جلالی به چالش‌های دیگری اشاره می‌کند: یکی از مشکلاتی که وجود دارد و منابع طبیعی را آزار می‌دهد، باطله‌ریزی‌های معادن است. معدنداران محتویات معدن را بر می‌دارند و سپس باطله‌ها را در اطراف کوه می‌ریزند که خسارتش از بهره‌برداری معادن بیشتر است.

خود دوستان وزارت صمت هم می‌گویند که شرایط نامناسبی وجود دارد و باید مدیریت شود. اینک هم دنبال ساماندهی این چالش هستیم زیرا همان گونه که گفته شد خسارتش بیشتر از کوهی‌ست که شما نگران تخریب‌اش هستید.

در این شرایط کوهی حذف می‌شود و تا چندین کیلومتر اطراف کوه مواد باطله دیده می‌شود که آسیب‌اش دامن محیط زیست، چهره منطقه، دام و معیشت اهالی و پوشش گیاهی را می‌گیرد.‏

او به این پرسش که چرا مجوز استخراج شن و ماسه داده می‌شود و می‌گوید: البته خوشبختانه خود دوستان وزارت صمت هم در جلساتی که داریم مطرح می‌کنند که دیگر سیاست شان این نیست که مانند سابق فقط مجوز صادر کنند.

اکنون مجوز دادن به معدن شن و ماسه و سنگ‌های تزئینی دیگر در اولویت نیست. خوشبختانه آنها دارند به سمتی می‌روند که فقط به معادنی که ارزش بهره‌برداری دارد و ارزآور است مجوز برداشت بدهند و این سیاست ارزشمندی است. ما هم ناچار نخواهیم شد در هر منطقه برای بهره‌وری چند مترمکعب سنگ مجوز دهیم.

با مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت منابع طبیعی سازمان جنگل‌ها با امیدواری می‌گوید: امید که این تغییر رویه که در وزارت صنعت و معدن ایجاد شده، بپاید. در آن صورت ما هم می‌توانیم بیشتر کمک‌شان کنیم. اگر هر متقاضی بیاید برای مثلاً تولید سنگ مجوز بگیرد، دیگر رمقی برای طبیعت باقی نخواهد ماند. شما به آسیبی اشاره کردید و این دغدغه سازمان جنگل‌ها هم هست زیرا ارزش منابع طبیعی اصلاً قابل محاسبه نیست.

از بنیاد چگونه می‌توان بر ارزش طبیعت قیمت گذاشت؟ با چنین ویرانگری زیستگاه‌ها از بین می‌رود و ریزگرد پدید می‌آید و مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی پدید می‌آورد. این خسارت‌ها را نمی‌شود با به دست آوردن ریال جبران کرد؛ تنها راه، مدیریت منسجم و دقیق‌تر برای ره‌بانی از طبیعت است تا کم‌کم به این نتیجه برسیم که برای حفظ طبیعت از معدن‌ها صرف‌نظر کرد.‏

او نوید رهایی از فشارها را می‌دهد: خوشبختانه کل ساختار سازمان جنگل‌ها پیگیر این است تا به دور از هرگونه فشار و حاشیه‌ای نظر کارشناسی بدهد، همه پیکره سازمان جنگل‌ها مخالف برپایی معدن و بهره‌برداری از منطقه است. بیشترین تلاش برای ندادن مجوز است و این که تا جایی که امکانش است خسارت‌ها کاهش یابد. خوشبختانه نگاه به منابع طبیعی به خصوص در بین مردم خیلی بهتر شده است و مطالبات مردمی از مسئولان، پشتوانه سازمان جنگل‌هاست و ما آن را نعمت می‌دانیم.

حتی در جایی اگر ما غفلت کنیم گزارش‌های مردمی تلنگری برای ماست و رسانه‌ها هم باید کمک کنند این مساله به یک دیدگاه ملی تبدیل شود که منابع طبیعی جزو اولویت‌های اول کشور باشد.

مدیرکل دفتر حفاظت و حمایت منابع طبیعی سازمان جنگل‌ها ارزش را در طبیعت می‌جوید و می‌گوید: وقتی کشور آب و خاک نداشته باشد هر چقدر هم پول داشته باشد ارزش ندارد لذا باید قدردان این نعمت الهی باشیم و از نابودی آن دست برداریم. در همین راستا در بسیاری از استان‌‌هامان برای ایجاد معدن و بهره‌بردای تنها نزدیک به ۱۰درصد درخواست‌ها موافقت می‌کنیم. میزان استعلام سالانه تا ۱۰ هزار مورد است و ما برای کمتر از ۱۰۰۰ مورد مجوز می‌دهیم آن هم برای مناطقی که مشکلی نداشته باشد.

 انسان و کوه

از هزاران سال پیش، بخش قابل توجهی از جوامع بشری ساکن کوهستان یا ساکن حاشیه‌های مناطق کوهستانی بود. کوه منبعی برای امرار معاش بود و فعالیت‌های اقتصادی در مناطق کوهستانی درآمدهای زیادی نصیب ساکنان آن می‌کرد.

حسین عبیری گلپایگانی، فعال محیط‌زیست در این باره می‌گوید: در چند دهه اخیر ‌بشر توانسته است با پیشرفت علم و تکنولوژی محدوده وسیعی از مناطق کوهستانی را جهت بهره‌برداری تحت کنترل خود در آورد و این بهره‌برداری‌ها باعث شده که موضوع توسعه یکی از مباحث اصلی اقتصادی امروز جهان و موضوع «توسعه پایدار در کوهستان» یکی از دغدغه‌های اصلی بشر کنونی باشد.‏‌

او ادامه می‌دهد: از زمانی که انسان‌ها بر اساس تجربه فهمیدند که مناطق کوهستانی یکی از منابع غنی اقتصادی است انواع و اقسام طرح‌ها‌ی عمرانی در این مناطق شروع شده است و متأسفانه گاهی بهره‌برداری بیش از حد از مناطق کوهستانی باعث شده است صدمات جبران ناپدیر به مناطق کوهستانی وارده شود که جبران این صدمات بسیار مشکل و احتیاج به هزینه فراوان دارد.‏

کوهستان و منافع آن

سرزمین ما سرزمینی کوهستانی محسوب می‌شود. بخش بزرگی از ایران تحت تاثیر دو رشته کوه البرز و زاگرس است. این وضعیت، شرایط مساعدی را برای ما فراهم آورده و منابع سرشاری را نصیب کشورمان کرده است.

عبیری گلپایگانی در ادامه می‌گوید: شاید روزانه در حین خواندن مطالب، شما ده‌ها بار با کلماتی همچون رشته کوه‌های البرز، زاگرس، الوند، بینالود و یا قله‌های دماوند، سبلان، سهند، دنا و تفتان و غیره بر می‌خورید. از طرفی ایران یکی از محدود کشورهای جهان است که بخش اعظمی‌از سر‌زمین آن را مناطق کوهستانی تشکیل می‌دهند و این گستردگی مناطق کوهستان باعث شده که ایران کشوری سرشار از منابع طبیعی خدادادی ‌باشد ولی این منابع عبارتند از: ‏

‏۱ـ حدود ۹۰ درصد آب شرب جهان از کوهستان‌ها سرچشمه می‌گیرد که این آب‌ها می‌توانند به صورت منابع زیرزمینی و از طریق چشمه‌ها و قنوات و حفر چاه استفاده شوند، یا به صورت منابع روزمینی از طریق رودخانه‌ها و نهرهای جاری در پشت سدها ذخیره شوند. با توجه به شرایط زیست محیطی کوهستان و بارندگی‌های باران در بالا دست که هم از کیفیت بهتری برخوردار هستند (برای استفاده در موارد شرب هزینه تصیفه آن ناچیز است) و هم برای تولید انرژی استفاده می‌شوند. ایرانیان از آب‌های سطحی از زمان قدیم برای آسیاب کردن آرد استفاده می‌کردند و در حال حاضر نیز یکی از منابع اصلی تولید انرژی پاک از جمله الکتریسیته منابع آبی رودخانه‌ها و آب‌ها ذخیره شده در پشت سدها هستند. ‏

‏۲ـ اکثر معادن غنی از جمله فلزات گرانب‌ها، فلزات صنعتی، مواد غیر فلزی، معادن انرژی و زغال سنگ، انواع سنگ‌های تزئینی، مواد اولیه مصالح ساختمانی و غیره… در دل کوه‌ها نهفته است.‏

‏۳ـ زمین‌های حاصل‌خیز کشاورزی که محلی برای تولید علوفه، تولید داروهای گیاهی خودرو و پرورشی، پرورش دام و تولید گوشت و لبنیات و انواع مواد غذایی است در کوهستان است. وجود جنگل‌های بکر و دست نخورده و گونه‌های کمیاب گیاهی و جانوری در منطقه کوهستانی است. ‏

‏۴ـ وجود آب و هوای خوش در مناطق کوهستانی که در ایام فصل گرما بهترین مکان برای استراحت مردم است که این آب و هوا حتی باعث بوجود آمدن بعضی از تمدن‌های بزرگ بشری شده است.‏

‏۵ـ کوهستان مکانی خوب برای پرورش بعدهای جسمانی و روحانی انسان‌هاست. حضرت محمد(ص) و حضرت موسی(ع) در کوهستان به پیامبری رسیدند و ورزش‌هایی چون کوهنوردی، رزمی ‌و مقاومتی و اجرای بیشتر اردوی‌های ورزشی و نظامی‌در مناطق کوهستانی برگزار می‌شود.‏

‏۶- اکثر مکان‌های گردشگری، تفریحی، آبشارها، غارها، مکان‌های مقدس و زیارتی، آثار باستانی و همچنین دشت‌های زیبا پر از گل وحشی در کوهستان قرار دارد.‏

کوهستان متعلق به همه

شاید برخی از افراد تصور کنند کوهستان ملک شخصی آنهاست و می‌توانند از آن بهره‌برداری شخصی کنند. به صورت سنتی، برخی از دامداران چنین تصوری دارند و در بعضی نقاط نیز بخش‌های دولتی خود را مالک کوه و کوهستان می‌دانند و از آن بدتر اینکه برخی افراد یا سازمان‌ها توانسته‌اند، برای بخش‌هایی از کوهستان‌ـ حتی قله دماوندـ نیز سند دریافت کنند!‏

حسین عبیری ازجمله افرادی است که سال‌ها برای توقف معدن کاری و بهره‌برداری از کوه‌های ایران فعالیت کرده است.

او به این موضوع می‌افزاید: با توجه به مواردی که در بالا آن اشاره شد بهره‌برداری از مناطق کوهستان فقط مربوط به یک بخش خاص دولت و بخش خصوصی نیست، بلکه بخش‌های عظیمی ‌از دولت و بخش‌های مهمی‌از مردم و بخش خصوصی از این کوه‌ها استفاده می‌کنند که عبارتند از:‏

الف ـ دولت‌ها: می‌توان از بخش دولتی‌ها از فدراسیون کوهنوردی و وزارتخانه ورزش و جوانان گرفته تا وزارتخانه‌هایی همچون کشاورزی، مسکن و شهر سازی، صنایع و معادن، راه و ترابری، نیرو و غیره… همچنین سازمان‌هایی چون جنگل‌ها و مراتع و آبخیزداری، حفاظت محیط زیست، میراث فرهنگی و گردشگری…. نام برد که از بهره‌برداران همیشگی کوهستان هستند.‏

ب ـ بخش خصوصی: در بخش خصوصی نیز می‌توان از جوامع محلی که یا کسانی که در حاشیه مناطق کوهستانی زندگی می‌کنند نام برد. شرکت‌ها خصوصی بهره‌بردار که با خرید و با اجاره این مناطق ‌فعالیت‌هایی می‌کنند نیز از دیگر بهره‌برداران کوهستان هستند.‏

تخریب کوهستان

همان‌طور که اشاره شد شمار زیادی از مردم با فعالیت و تلاش روزانه خود در محیط‌های کوهستانی و یا در حاشیه‌های کوهستان امرار معاش می‌کنند و اگر خدای نکرده شخص یا گروهی برای بهره‌برداری بیش از حد و یا طمع زیادی باعث تخریب بخشی از محیط کوهستان شود، شاید خسارت جبران ناپذیری به این بخش از کشور وارد کند.

حسین عبیری با اشاره به این مطلب می‌افزاید: مقصر یا مقصرین تخریب جنگل چه در این جهان و چه در جهان باقی تاوان کار خود را خواهند داد. اما در عین حال لازم است کسانی که در مسندهای اجرایی دولتی و غیر دولتی نشسته‌اند و می‌توانند در مورد محیط‌های کوهستانی تصمیم‌گیری کنند، قوانین شفاف و قابل اجرایی را برای همگان وضع کنند.

به گفته این فعال محیط‌زیست، از ساده‌ترین افرادی که در محیط‌های کوهستانی مشغول به کار هستند تا مراکز مهم دولتی، پیش از هر دستوری و امضایی یا فعالیتی باید منافع ملی کشور را در نظر بگیرند و این را بدانند همانطوری که گذشتگان ما از این گنج‌ها و منابع به خوبی مواظبت کرده‌اند و آنان را در اختیار ما قرار دادند، ما نیز باید به آیندگان خود فکر کنیم و درصدی از این منابع خدادادی را برای آنان حفظ کنیم.‏

مشکلات کوه

فعالان و دوست داران کوه و کوهستان، سال‌هاست برای مراقبت و محافظت از این پدیده‌های خدادادی فعالیت داوطلبانه می‌کنند.

روز جهانی کوهستان، بهانه‌ای است برای دوست‌داران کوه، اما به گفته حسین عبیری، متأسفانه در کشور عزیزمان ایران مشکلات کوهستان‌ها در این چند دهه بقدری زیاد است که دیگر نمی‌توان این روز را جشن گرفت.

این فعال اجتماعی ادامه می‌دهد: اگر به این مناسبت در ایران جشنواره‌ای برگزار شود، از ابتدا تا انتهای جشنواره فقط صحبت از مشکلات و معضلات کوهستان خواهد بود و به جای خندیدن و شادی کردن فقط گلایه و شکوه مطرح می‌شود. راستی چه اتفاقی افتاده است که سرنوشت کوه‌های کشورمان ایران این چنین پریشان حال شده است؟ با توجه به برداشت‌های بی‌رویه از منابع و معادن کوهستان، آیا این برداشت‌ها می‌تواند یکی از پدیده‌های اصلی نابودی مناطق کوهستانی باشد؟ مشکلات امروزی کوه‌های ایران می‌تواند چه مشکلاتی باشد؟ جغرافیایی، اقتصادی، مالی، فرهنگی، ورزشی و یا غیره؟

عبیری توضیح می‌دهد: طبق نظر کارشناسان اگر زباله‌ای در منطقه شهری به جای سطل زباله به زمین ریخته شود برای جمع‌آوری آن شهرداری باید حدود هفتاد برابر هزینه کند تا این زباله جمع‌آوری شود و دوباره به سطل زباله بازگردد، ولی آیا زباله‌های رها شده در مناطق طبیعی و کوهستان نیز با همین هفتاد برابر جمع‌آوری می‌شوند؟

او پاسخ می‌دهد: با توجه به اینکه در مناطق طبیعی و کوهستانی شهرداری وجود ندارد که هزینه کند و زباله‌های ریخته شده را جمع‌آوری کند، پس رهاسازی زباله در این مناطق به هزینه‌های زیادتری احتیاج دارد که شاید هفتصد و هفت‌هزار برابر نیز برای این جمع‌آوری کم باشد. از طرفی، در صورتی که کسی این زباله را جمع‌آوری نکند شاید سال‌های سال و حتی به اندازه عمر این زباله‌ها، به طبیعت آسیب بزنند. مدت عمر زباله‌های پلاستیکی، شیشه‌ای و شیمیایی چقدر است؟ شاید کمترین عمر این زباله‌ها از عمر بیست الی سی نسل ما انسان‌ها بیشتر باشد و ‌ای کاش در هنگام رها سازی زباله در طبیعت به سلامت کودکان خود و آیندگان و نسل بعد از خود بیاندیشیم.‏

مزایای کوه‌های ایران ‏

بیش از ۵۰ درصد از سرزمین کشور ایران کوهستانی است و وجود دو رشته کوه معروف البرز و زاگرس که بخش وسیعی از این سرزمین را فرا گرفته‌اند و همچنین وجود قله‌های مرتفعی همچون دماوند، علم کوه، سبلان، سهند، دنا، تفتان و غیره در اکثر نقاط کشور از دیگر نشانه‌های کوهستانی بودن بیشتر مناطق کشورمان است.‏

از طرفی در زمان‌های خیلی قدیم مناطق کوهستانی به علت داشتن رودخانه‌های پر از آب و هوای دلپذیر در فصل گرما و سرسبزی درختان در مسیرهای کوهستانی باعث می‌شد که این مناطق طرفداران زیادی داشته باشند. شاید به این همین دلیل، همیشه این مناطق از ییلاقات شهرهای اطراف محسوب می‌شدند. ولی گذشت زمان و افزایش زندگی شهرنشینی که بیشتر افراد شهری به جای تولید کننده اکثر آنان مصرف کننده هستند، نگرش بیشترافراد جامعه به مناطق کوهستانی بیشتر جنبه اقتصادی داشته باشد. زیرا خداوند نعمت‌های فراوانی در کوهستان قرار داده است و زندگی بشر امروزی بسیار به این نعمت‌ها محتاج می‌باشد.‏‌

عبیری به این موارد اشاره می‌کند و می‌افزاید: کوه‌ها دارای معادن غنی، سرچشمه ۹۰ درصد آب شرب شهرها، مکان‌هایی برای رونق صنعت گردشگری و تولید صنایع دستی، محلی برای فعالیت‌های ورزشی مانند کوهنوردی و اسکی، دارای خاک‌های حاصلخیز برای فعالیت‌های کشاورزی و تولید داروهای گیاهی، محل تهیه درصد زیادی از لبنیات و مواد پروتئین هستند. همچنین کوهستان جایگاهی خلوت برای آسایش و آرامش افراد بیمار و کسانی که از زندگی شهری فاصله گرفته‌اند و مناطق ییلاقی برای کسانی که آخر هفته‌ها می‌خواهند از زندگی ماشینی به دامن بکر طبیعت پناه ببرند.‏

مشکلات کوه‌ها و قوانین نانوشته ‏

وجود نعمت‌های خدادادی فراوان در کوهستان و استفاده و برداشت بیش از حد آنها عاملی شده که در قرن اخیر کوه‌ها با مشکلات و معضلات زیادی دست پنجه نرم کنند. زیرا محیط کوهستان یک اکوسیستم زنده است و اگر به طریقی به این اکوسیستم صدمه یا ضربه وارد شود برای رفع این صدمه و ضربه باید هزینه‌های زیادی پرداخت شود. صدماتی که بعضاً جبران ناپذیر خواهد بود.

عبیری با مقدمه بالا از برخی از این صدمات به عنوان موارد مهم نام می‌برد: جاده‌کشی تا ارتفاعات بالای کوه؛ برداشت بی‌رویه از معادن در دل کوه‌ها؛ ساخت ویلا و خانه در مسیر رودخانه‌ها و رود دره‌ها؛ رها کردن و انباشت زباله شهری؛ آلودگی آب‌های روان در مناطق کوهستانی؛ سد‌هایی که بدون ارزیابی زیست‌محیطی در مناطق کوهستانی ساخته شده‌اند؛ صعودهای پر تعداد و بازگشایی مسیرهای انحرافی و اضافی در مسیرهای کوهنوردی برای صعود به قله‌ها؛ چرای بی‌رویه دام؛ قطع درختان و نابودی جنگل‌های کوهستانی و شکار بی رویه حیات وحش.‏

نقص و کمبود قانون

یکی از مشکلاتی که تاکنون نسبت به آن کمتر پرداخته شده، مشکل فقدان قوانین یا نقص آن برای استفاده از مواهب کوهستان است. برای مثال وزارت صنایع و معادن برای برداشت مواد معدنی در کوهستان، وزارت نیرو برای برداشت آب و انتقال نیرو، وزارت کشاورزی برای استفاده از منابع طبیعی در کوهستان، وزارت راه برای جاده‌کشی، وزارت مسکن و شهرسازی جهت ساخت ویلا و خانه، فدراسیون کوهنوردی برای برنامه‌های صعود کوهنوردها، فدراسیون اسکی برای ورزش اسکی، سازمان گردشگری برای اجرای طرح‌های توریستی و وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دیگر قوانین درستی برای بهره‌برداری از کوهستان ندارند؛ قوانینی که حامی‌محیط‌زیست و تأ‌مین کننده نیازها باشد. حتی بخش خصوصی هم به طریقی از مزایای وجود کوهستان استفاده زیادی می‌برد ولی هنگامی‌که برای کوهستان مشکلی به وجود می‌آید سازمان، وزارتخانه و نهادی نسبت به رفع این مشکلات اقدامی‌انجام نمی‌دهد.

حسین عبیری به موضوع نقص قوانین اشاره دارد و مثالی می‌زند: برای مثال در چند سال گذشته فعالان محیط‌زیست برای نجات کوهستان از زباله بسیار پیگیری کردند ولی هیچ بخش از دولت بودجه برای رفع این مشکل در اختیار ندارد.‏

این فعال محیط‌زیست پیشنهاد می‌دهد: رها سازی زباله‌های غیر قابل تجزیه در مناطق کوهستانی در اولویت اقدامات برای کوهستان است. جمع‌آوری آنها در واقع محافظتی است از نعمت‌های خدادادی که برای کلیه نسل‌ها آفریده شده است. وضع قانون برای برداشت و جلوگیری از برداشت بی‌رویه و بدون حساب و کتاب از کوهستان در حال حاضر ضروری است و در صورت فقدان قانون با آلوده شدن مناطق نسل‌های آینده در خطر خواهند بود. اگر ما به این موضوعات واقف باشیم که استفاده از حق دیگران گناه نابخشودنی است پس باید به خاطر خدا و آینده فرزندان مان پاسدار محیط زیست کشورمان باشیم.‏

 

 

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *