حال همه ما خوب است، اما تو باور مکن
یادداشتی از محسن عباسیفرد در پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ خبرنگار محیطزیست بودن این روزها آسان نیست.
از پنجشنبه، ۱۸ دیماه، که دکمه قطع اینترنت زده شد،
تا امروز که این یادداشت نوشته میشود،
جامعه درگیر زخمهای خود است.
خونریزی ناشی از یک خراش کوچک نیست
آنچه هر روز میبینم خونریزی ناشی از یک خراش کوچک نیست؛
جراحتی است بزرگ. در این زمانه چگونه میشود از طبیعت نوشت؟
چند ماه قبل یعنی در خردادماه که موشکها در تهران فروآمدند
هم همین بحث مطرح بود.
اینکه چه جای نوشتن از محیطزیست است؟
آن روز ما از تبعات جنگ بر محیطزیست مینوشتیم.
این تخریب بر تن طبیعت ایران باقی خواهد ماند
اینکه آب و خاک و طبیعت در پی جنگ تخریب میشوند
و آثار این تخریب بر تن طبیعت ایران باقی خواهد ماند،
چونان زخمی بر تن پیکری که خود پیش از این نیز نای چندانی نداشت.
حالا در میانه این وضعیت جدید چه میشود نوشت؟
اینبار چطور به طبیعت بپردازیم که سالها بعد آیندگان بدانند
در همین زمانه هم نگران طبیعتی هستیم
که قرار است به امانت به آنها تحویل دهیم.
مبادا امروز درختی در هیرکانی و زاگرس قطع شود
همچنانکه روح و روانمان سابیده شده،
خسته از خواب بیدار میشویم،
به این فکر میکنیم
مبادا امروز درختی در هیرکانی و زاگرس قطع شود،
متخلفی اوضاع را مساعد دستاندازی ببیند،
پروژهای که اجرای آن به تخریب گسترده منجر میشود، مجوز بگیرد و…
چشماندازی که برای محیطزیست وجود دارد
بهعنوان خبرنگار محیطزیست به این فکر میکنم
که مهم است نوشتن از طبیعت،
اوضاع حفاظتگران و چشماندازی که برای محیطزیست وجود دارد.
میبینم که هر سه اوضاع خوبی ندارند، من هم.