حرفی باقی نمانده است؛ گردشگری ایران در آستانه فروپاشی؟
سحر کرمیخجسته گزارشگر پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ قطع ۱۱ روزه اینترنت و بحران ارزی، صنعت گردشگری را به کام رکود کشاند؛ فعالان میگویند: «از گفتن حرفهای نشنیده خستهایم»
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و قطعی گسترده اینترنت، ضربهای جبرانناپذیر به صنعت گردشگری ایران وارد کرد.
لغو تورهای داخلی و خارجی، خروج سرمایههای انسانی و بیتوجهی مسئولان، این بخش را در آستانه فروپاشی قرار داده است.
فعالان حوزه گردشگری که پیشتر نیز از بحرانهای متعدد اقتصادی و منطقهای آسیب دیده بودند،
این بار سکوت را به اعتراض ترجیح دادهاند و میگویند: «دیگر حرفی برای گفتن باقی نمانده است.»
اعتراضات دیماه؛ آغازگر بحران تازه
اعتراضات گسترده دیماه ۱۴۰۴ که با نوسانات شدید بازار ارز کلید خورد، نهتنها به حل معضلات اقتصادی نیانجامید، بلکه واکنش حاکمیت و تصمیمات پس از آن، بهویژه قطع ۱۱ روزه اینترنت، بر پیکر نحیف کسبوکارها ضربهای مهلک وارد کرد. صنعت گردشگری، که پیشازاین نیز درگیر التهابات ارزی و جنگ منطقهای بود، این بار با موج گسترده لغو سفرها و رکود بیسابقه مواجه شد.
فعالان این حوزه که سالها در برابر بیمهریها و بحرانهای پیدرپی مقاومت کردهاند، این بار ترجیح دادهاند سکوت کنند. یکی از راهنمایان گردشگری که با رسانهها گفتوگو میکرد، گفت: «از گفتن حرفهایی که شنیده نمیشود، خسته شدهایم.»
قطعی اینترنت و لغو گسترده تورها
بر اساس گزارشها، در دو هفته اخیر که اوج فصل سفر به جزایر جنوبی مانند قشم و کیش بود،
بیش از ۹۵ درصد تورهای داخلی لغو شده است.
مسعود سلمانزاده، عضو هیئتمدیره انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران،
در گفتوگو با «درسانیوز» اعلام کرد:
«از هر ۲۰ تور، تنها یک تور اجرا شده است. تمام برنامهها کنسل شد و مسافران با بلاتکلیفی مواجه بودند.
پروازها یا لغو میشد یا با تأخیرهای طولانی همراه بود.
این وضعیت به همه حلقههای زنجیره گردشگری – از هتلداران و دفاتر مسافرتی تا رانندگان و راهنمایان – آسیب زد.»
وی همچنین به تأثیر افزایش نرخ دلار بر تورهای خروجی اشاره کرد و گفت:
«پیش از اعتراضات، رشد افسارگسیخته قیمت ارز باعث شد بسیاری از متقاضیان سفرهای خارجی،
برنامه خود را کنسل کنند. هزینهها به حدی بالا رفت که سفر برای عموم مردم غیراقتصادی شد.»
تورهای ورودی؛ تعطیلی مجازی
بعد از جنگ ۱۲ روزه، تورهای ورودی به ایران به شدت کاهش یافت و در هفتههای اخیر نیز بسیاری از
کشورها – از جمله هند – به شهروندان خود درباره سفر به ایران هشدار منع سفر صادر کردند. سلمانزاده تأکید کرد:
«در این دو هفته، راهنمایان گردشگری عملاً هیچ برنامهای نداشتند و همگی بیکار بودند.
حتی تورهای یکنفره هم به سختی شکل میگرفت.»
خروج سرمایههای انسانی؛ بزرگترین تهدید
یکی از تلخترین پیامدهای بحرانهای مکرر، فرار سرمایههای انسانی از صنعت گردشگری است.
راهنمایان گردشگری که اغلب حقوق ثابتی ندارند، مجبور به تغییر شغل یا مهاجرت شدهاند.
سلمانزاده در این باره میگوید:
«بسیاری از همکاران ما ایران را ترک کردهاند یا از این صنعت خارج شدهاند.
تنها تغییر مثبت اخیر، تصویب بیمه راهنمایان است،
اما سهم بیمه پرداختی بر اساس دهکبندی اقتصادی محاسبه میشود و
برای راهنمایانی که بهناچار سفرهای خارجی (اقتضای شغل) دارند،
بالاترین مبلغ را دریافت میکنند؛ این یک تناقض آشکار است.»
آیندهای مبهم و بیچشمانداز
سلمانزاده درباره آینده گردشگری ایران میگوید:
«تا زمانی که ثبات سیاسی و اقتصادی برقرار نشود، نمیتوان چشماندازی برای این صنعت ترسیم کرد.
گردشگری در سراسر جهان صنعتی شکننده است، اما در ایران با بحرانهای مضاعفی روبهروست
که هر بار بخشی از پیکره آن را هدف میگیرد؛ از زیرساختها تا اعتماد بینالمللی و نیروی انسانی.»
وی خاطرنشان کرد که پس از جنگ ۱۲ روزه، تنها ۱۰ درصد مردم توان خرید تورهای داخلی را داشتهاند و
هزینه یک تور یکروزه کاشان از تهران به بیش از ۲.۵ میلیون تومان رسیده است که برای بسیاری در اولویت نیست.
غفلت آماری و نبود متولی مشخص
از دیگر معضلات اساسی، نبود نظام آماری دقیق برای برآورد خسارتهاست. فعالان معتقدند:
تاکنون هیچ نهاد مشخصی برای جبران آسیبهای وارده به گردشگری پای کار نیامده است.
پس از جنگ ۱۲ روزه، وعده پرداخت ۲ همت خسارت داده شد، اما در عمل اثری از آن نبود.
چشمانداز؛ هشداری برای فردا
گردشگری ایران اکنون چیزی فراتر از رکود را تجربه میکند؛ این صنعت در حال از دست دادن سرمایههای انسانی،
اعتماد مسافران داخلی و خارجی و فرصتهای بینالمللی است.
اگر روزی ثبات به کشور بازگردد، شاید تازه متوجه شویم که در این سالها چه بر سر گردشگری آمده است –
اما آنگاه شاید دیر شده باشد.
حرفی باقی نمانده است؛ گردشگری ایران در آستانه فروپاشی؟
