خود رسانه هم نمی‌داند با چه ملتی روبه‌روست

کد خبر: 11325

تغییر ادراک مخاطب از رسانه و ترجیح حقیقت یا پساحقیقت و داوری مخاطب در رویارویی با پیام‌های رسانه‌ای انبوه، رقابت رسانه‌های رسمی و کلان با رسانه‌های خرد در فضای ارتباطی موجود و امکانات تغییر در کارکرد رسانه‌های فراگیر مواجه‌ایم

سحر کرمی‌خجسته گزارشگر و خبرنگار پایگاه تحلیلی‌- خبرد درسانیوز؛ بنابر اهمیت رسالت رسانه در انعکاس حقیقت و نسبت آن با مخاطب و تلقی‌هایی که در پسامدرنیسم از کارکرد رسانه و در شرایط پساحقیقت مطرح است، با پرسش‌های بنیادینی به اقتضای وضعیت جامعه ایرانی درباره چگونگی تغییر ادراک مخاطب از رسانه و ترجیح حقیقت یا پساحقیقت و داوری مخاطب در رویارویی با پیام‌های رسانه‌ای انبوه، رقابت رسانه‌های رسمی و کلان با رسانه‌های خرد در فضای ارتباطی موجود و امکانات تغییر در کارکرد رسانه‌های فراگیر مواجه‌ایم و در باره رکب جالب مردم به رسانه‌ها هم در این راستاست که موضوع گزارش ماست.
سیده‌زهرا اجاق، عضو هیأت‌علمی گروه ارتباطات و علم و فناوری پژوهشگاه علوم انسانی و مهدی ناظمی، عضو هیأت‌علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی وپژوهشگاه علوم انسانی کهبه این پرسش‌هایی در این زمینه پاسخ این چنین پاسخ می‌دهند:
اندیشه و اندیشیدن محدود به هیچ پیش‌فرض و شرایط اولیه‌ای نیست، اما پس از رخ دادن قاعدتاً مؤجد پرسش و نقد است و در مرحله بعد جایی که قرار است این اندیشه به عرصه مفهوم و گزاره‌های مفهومی وارد شود، با فلسفه پیوند می‌خورد و این برکشیدن اندیشه به ساحت مفهوم، کارکرد اصلی فلسفه است تا آن را به عرصه عمل برساند و با ساحت فعال حیات آدمی و همه حوزه‌های آن گره بزند.
او می‌افزاید: اگر این پیوند و تعامل اندیشه و فلسفه نباشد، طبعاً اندیشه‌ای به منصه ظهور نخواهد رسید و در همان محدوده طرح شده دست و پا بسته بدون اثر خواهد ماند تا ناپدید شود و یا به کژکارکردی دچار خواهد شد. گستردگی موضوع‌های حوزه اندیشه و فراوانی مباحث در سپهر آن، پس از پالایش و نظم‌بخشی فلسفه ساماندهی شده و در قالب‌های مشخص مفهومی و تحت عناوین خاص فلسفی، هم حکایت ضرورت شکل‌گیری و خاستگاه آن‌ها را بازگو کرده و هم افراد و جریان‌های فکری‌ای را که به آن تأسی جسته و تعلق دارند، دسته‌بندی می‌کند. بر این اساس منشأ اثر و دگرگونی بودن نوع خاصی از اندیشه و فلسفه‌ای که از پی آن ظهور کرده است تا به عمل بینجامد، در ترتیبات، ساختار‌ها و فرآیند‌هایی خود را می‌نمایاند که از رهگذر اندیشه و سپس ایده برآمده از آن طی سده‌ها شکل گرفته و با‌عنوان حکمرانی درمورد چگونگی توزیع قدرت، شیوه تدوین راهبردها، تعیین اولویت‌ها و پاسخگویی ذینفعان عمل می‌کند. پرواضح است که نتیجه اندیشه و فکر در قالب ایده با هر عنوانی با مفهوم گسترده حکمرانی که شهروندان و ذینفعان را از طریق فرهنگ و محیط نهادی با حکومت پیوند می‌دهد، بر تمام حوزه‌های کارکردی مانند روابط قدرت، فرآیند‌های رسمی و غیررسمی تدوین سیاست‌ها و تخصیص منابع، فرآیند‌های تصمیم‌گیری و مکانیسم‌هایی مثل پاسخگو کردن دولت‌ها که برای حکمرانی برمی‌شمارند، اثرگذار است.
سیده‌زهرا اجاق می‌گوید: مطالبی که تا پیش از این بر صفحه اندیشه «فرهیختگان» رقم می‌خورد عمدتا به طرح مبانی اندیشه‌ای و فلسفه‌های گوناگون، نقد و بررسی آنها، تطبیق و دلالت‌شان بر حوزه امر عمومی و سوژه‌های کلانی از قلمرو و ساختار‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی اختصاص داشت. ایجاد رابطه بین حوزه اندیشه و به ثمر رسیدن آن در فضا که انسان و محیط را هم‌زمان دربرمی‌گیرد و ضرورت بارز انضمامی‌تر دیدن نتایج و تبعات اندیشه‌ها با پیگیری آن‌ها از سرمنشأ و آبشخور فکری، ما را بر آن داشت تا با پرداختن به ایده‌های موجود طرح و تجربه شده، ضمن مطالبه‌گری ایده از صاحبان اندیشه، اصحاب نقد و اهالی فلسفه در حوزه‌هایی که فقدان، نابسندگی و نقص آن بارز است و پرسشگری از ماهیت اندیشه‌ای امور جاری در حوزه حکمرانی کشور در راستای جهاد تبیین و رسالت خطیر رسانه‌ای آگاه‌سازی مخاطبان فرهیخته خویش، ذیل عنوان ایده حکمرانی به مباحث و سوژه‌های نو بپردازیم.
او می‌افزاید: بنابر اهمیت رسالت رسانه در انعکاس حقیقت و نسبت آن با مخاطب و تلقی‌هایی که در پسامدرنیسم از کارکرد رسانه و در شرایط پساحقیقت مطرح است، با پرسش‌های بنیادینی به اقتضای وضعیت جامعه ایرانی درباره چگونگی تغییر ادراک مخاطب از رسانه و ترجیح حقیقت یا پساحقیقت و داوری مخاطب در رویارویی با پیام‌های رسانه‌ای انبوه، رقابت رسانه‌های رسمی و کلان با رسانه‌های خرد در فضای ارتباطی موجود و امکانات تغییر در کارکرد رسانه‌های فراگیر مواجه هستیم.
مهدی ناظمی، عضو هیأت‌علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی و به این پرسش‌های چنین پاسخ داده‌اند:
مخاطب ایرانی الان مثل همه مخاطبان جهان ضریب نفوذ اینترنت با احتساب دسترسی به اینترنت توسط تلفن‌های همراه بالای ۱۰۰ درصد است.
او می‌افزاید: وقتی ما در جامعه‌ای که اینقدر رسانه‌ای شده و همه هم دنبال آن هستند که اخبار مختلف را بگیرند، حرف می‌زنیم و درباره مخاطب ایرانی سخن می‌گوییم که در جامعه پایدار و ثابتی زندگی نمی‌کند، بلکه در جامعه‌ای زیست می‌کند که در آن رویداد‌های مختلفی اتفاق می‌افتد و برخی از این‌ها گاهی ساختگی هستند و افکار عمومی آن‌ها را جهت می‌دهند و بعضی اوقات هم رویداد‌هایی واقعی هستند که افکار عمومی، مبتنی‌بر آن‌ها جهت پیدا می‌کنند، قطعاً فهم حقیقت برایش مهم است.
مهدی ناظمی می‌گوید: ادراک مخاطب، تحت تأثیر یک موضوع نیست که این را رسانه پر یا خالی می‌کند. ادراک مخاطب به این معنی است که شما برای مخاطب اختیار قائلید و وقتی که مخاطب دارد پیام من را دریافت می‌کند، آن را قطعاً آن‌طور که من می‌خواهم درکش نمی‌کند.
او می‌افزاید: شما درباره فراحقیقت گفتید، من می‌گویم ما عملاً با یک فرارسانه مواجه هستیم که خیلی قدرتش روی رسانه زیاد است و آن را در چنبره خودش گرفته و تا زمانی که رسانه احساس آزادی نکند، مخاطب این را به‌خوبی درک می‌کند و خیلی خوب متوجه می‌شود که رسانه، رسانه آزادی نیست، آن هم در جهانی که او می‌تواند نظر خودش را بگوید و نظری که دوست دارد را بشنود، پس عملاً به آن رسانه توجهی نمی‌کند.

 

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *