دکتر علیرضا شهرستانی؛ «تندر» در سایه حیدر

کد خبر: 59129

زنده‌یاد استاد «محمدرضا فتاحی» متخلص به «تندر» در خردادماه ۱۳۳۳ در شهر کرمانشاه دیده به جهان گشود و این شاعر نام‌آشنا بیش از ۴۰۰ ترانه ملی و آئینی به مرحله تولید رسیده که در آرشیو رسانه ملی موجود است.

«تندر» در سایه حیدر؛ به‌مناسبت ۲۸ دی‌ماه؛ سالروز کوچ زنده‌یاد محمدرضا فتاحی «تندر» شاعر کرمانشاهی

یادداشتی از دکتر علیرضا شهرستانی در پایگاه تحلیلی‌- خبری درسانیوز؛ آن بیت تا همیشه در گوش جانم طنین‌انداز شد.

آن بیت فریادِ روحِ بی‌هراسِ مردی بود که در اوج توفان، نه به کمند بیماری، بلکه به ریسمان ولایت چنگ زده بود و با قلبی تابناک، به استقبال تقدیر می‌شتافت.

 

«تندر» در سایه حیدر

ابر در پهنه‌ی غروب، بارانِ نرم و پیوسته‌اش را چون اشکِ آسمان بر چهرۀ شهر می‌ریخت.

آن شب، به‌همراه استاد ـ که قامتی سروسان و سیمایی آراسته داشت ـو فرزند ارشدشان،

دکتر عبدالرضا، و نیز پسرخواهرشان، آقا منوچهر بیژنی، عازم مرکز تصویربرداری هسته‌ای شدیم.

خیابان در هاله‌ای از نورِ مه‌آلود و ردِ گریزان خودروها محو شده بود و شهر که همیشه پناه بود،

آن شب گویی جایی برای ماندن نداشت.

خودرو را در کناری، نزدیک بنیاد حفظ آثار و ارزش‌ها پارک کردیم و پیاده،

زیر بارانِ بی‌امان، به سمت مطب پزشک روانه شدیم.

 

هر یک تندیسی نمناک و خاموش از انتظار بودیم

فضا، سنگین از انتظاری مبهم و آینده‌ای ناپیدا بود.

هنگامی که به مطب رسیدیم، هر یک تندیسی نمناک و خاموش از انتظار بودیم.

لحظاتی پس از عکس‌برداری، دقایق چنان کِشدار سپری شد که گویی زمان، قطرات باران را یکی‌یکی می‌شمرد.

 

نوای یکنواخت باران در هم می‌آمیخت

آن‌گاه در به آرامی گشوده شد و دکتر با گام‌هایی سنگین، چون کسی که جهان را بر دوش می‌کشد، به سوی من آمد.

چهره‌اش در تلاش برای آرامش بود، ولی چشمانش از عمق خبری تلخ حکایت می‌کرد.

با صدایی آرام گفت: «متأسفم… سرطان استخوان است.»

شب، در اتاقی آکنده از سکوت، کنار عبدالرضا نشستیم و گریستیم.

 

حقیقتِ تلخ بر استاد نیز آشکار گشت

اشک‌هایی که از ژرفای جان می‌جوشید و با نوای یکنواخت باران در هم می‌آمیخت.

رفته‌رفته، حقیقتِ تلخ بر استاد نیز آشکار گشت.

درد، بی‌رحم و خستگی‌ناپذیر، قامت نجیبش را می‌کوبید  و آرامش را به تدریج از چهره‌اش می‌ربود.

سکوتی ژرف فضای میانمان را فراگرفت

تا آن که صبح جمعه‌ای در گلزار شهدا، در مزار نورانی حضرت آیت‌الله نجومی (اعلی‌الله‌مقامه)،

ایشان را که به‌همراه همسرش، بانویی که پروانه‌وار، همدم شادی و غم سالیان زندگی مشترکشان بود،

برای فاتحه‌خوانی و توشه‌گیری از انفاس قدسی آن دیار آمده بودند.

نزدیک رفتم و گفتم:

«سلام استاد! حالتان چطور است؟»

لحظه‌ای درنگ کرد.

سکوتی ژرف فضای میانمان را فراگرفت.

آن‌گاه چشمانش را گشود و نگاهی به من افکند –

نگاهی که از ژرفای ابرهای رنج،

نوری یقینی و آرام می‌تابانید.

 

شفیعش حیدر کرار باشد باک نیست

سپس لب‌هایش به‌نرمی جنبید و بیتی از اعماق جان بر زبان جاری کرد:
«تا شفیعش حیدر کرار باشد باک نیست چون که تندر نیز از خیل محبان علی‌ست»

در آن لحظه، گویی فضا دگرگون شد.

سنگینی بیماری درهم شکست. او دیگر بیمار نبود؛ مسافری بود

مشتاق به زیارت مولایش که در گلزار ملکوتی شهدا، آن بیت تا همیشه در گوش جانم طنین‌انداز شد.

 

درسِ زیستن و مردنی شرافتمندانه

آن بیت فریادِ روحِ بی‌هراسِ مردی بود که در اوج توفان،نه به کمند بیماری،

بلکه به ریسمان ولایت چنگ زده بود و با قلبی تابناک، به استقبال تقدیر می‌شتافت.

این، بیش از یک خاطره بود؛ درسِ زیستن و مردنی شرافتمندانه…

 

عمر خود را در راه اعتلای شعر و ادب فارسی

زنده‌یاد استاد «محمدرضا فتاحی» متخلص به «تندر» در خردادماه ۱۳۳۳ در شهر کرمانشاه دیده به جهان گشود.

ایشان عمر خود را در راه اعتلای شعر و ادب فارسی به‌ویژه با گویش فارسی کرمانشاه سپری کرد

و آثار ماندگاری با زبان‌های فارسی و کُردی و با گویش فارسی کرمانشاهی از خود به یادگار گذاشت.

 

بیش از ۴۰۰ ترانه ملی و آئینی

از آن شاعر نام‌آشنا بیش از ۴۰۰ ترانه ملی و آئینی به مرحله تولید رسیده که در آرشیو رسانه ملی موجود است.

تندر کرمانشاهی در ۲۸ دی‌ماه سال ۱۳۹۲ پس از تحمل یک دوره بیماری سرطان مغز استخوان،

در بیمارستان عرفان تهران دار فانی را وداع گفت.

دکتر علیرضا شهرستانی؛ «تندر» در سایه حیدر

 دکتر علیرضا شهرستانی؛ «تندر» در سایه حیدر

 

 

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *