رشد هیجانی، آسایش ذهنی، استرس، امنیت هیجانی و الگوهای سازش خانواده با بحران
یادداشتی از حیدر عظمایی در پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ رشد هیجانی به معنای دستیابی به امنیت هیجانی و توانایی مدیریت احساسات است.
فردی که از رشد هیجانی برخوردار است، از احساسات افراطی و منفی، اضطراب، تردید و ترسهای ناتوانکننده تا حد زیادی رهایی یافته و میتواند در شرایط مختلف، واکنشهای متعادل و منطقی از خود نشان دهد.
به بیان دیگر، رشد هیجانی به معنای برخورداری از ثبات نسبی در احساسات و دوری از نوسانات شدید هیجانی است؛ ویژگیای که نقش مهمی در سلامت روان، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی دارد.
آسایش ذهنی چیست؟
آسایش ذهنی (Subjective Well-being) بیانگر احساس فرد نسبت به خود، دیگران و زندگی به طور کلی است.
این مفهوم شامل ارزیابی شناختی و عاطفی افراد از کیفیت زندگی و میزان رضایت آنها از زندگی میشود.
اکثر روانشناسان بر این باورند که آسایش ذهنی مفهومی چندبعدی است و برای سنجش دقیق آن باید از شاخصهای مختلف استفاده کرد.
بهترین روشهای اندازهگیری آسایش ذهنی
مهمترین شاخصهای سنجش آسایش ذهنی عبارتاند از:
رضایت از زندگی
شادکامی و احساس خوشبختی
عاطفه مثبت
کاهش عاطفه منفی
همخوانی و تعادل هیجانی
این شاخصها میزان سلامت روان و کیفیت زندگی افراد را بهخوبی نشان میدهند.
استرس چیست؟
استرس نوعی فشار یا تنش جسمی، روانی یا هیجانی است که در اثر الزامات، مسئولیتها یا شرایط دشوار زندگی ایجاد میشود.
برای مثال، فردی که به دلیل ترافیک در مسیر محل کار با تأخیر مواجه میشود و
باید در جلسهای مهم حضور داشته باشد، ممکن است دچار اضطراب، تنش و فشار روانی شود.
این واکنش نمونهای از تجربه استرس روزمره است.
عوامل ایجادکننده استرس
مهمترین عوامل بروز استرس عبارتاند از:
عوامل شغلی: مسئولیتهای سنگین، فشار کاری و نگرانیهای شغلی.
فشار نقشها: مانند مسئولیتهای متعدد والدین، بهویژه مادرانی که از چند فرزند مراقبت میکنند.
روابط بینفردی: اختلافات خانوادگی، تعارضهای زناشویی یا مشکلات ارتباطی.
تغییرات مهم زندگی: ازدواج، بارداری، تغییر شغل، بازنشستگی یا ترک تحصیل.
بحرانهای زندگی: طلاق، اعتیاد، جنگ، تعطیلی محل کار یا مشکلات اقتصادی.
بیماریهای مزمن: بیماریهایی مانند سرطان یا سایر بیماریهای طولانیمدت.
استرس خودتحمیلی: پذیرش مسئولیتها و وظایفی فراتر از توان جسمی یا روانی فرد.
الگوهای سازش خانواده با بحران
خانوادهها هنگام مواجهه با بحران معمولاً سه مرحله را تجربه میکنند.
مرحله اول: تعریف و پذیرش بحران
در این مرحله، خانواده متوجه وقوع بحران میشود.
واکنش اولیه معمولاً با ناباوری، شوک یا انکار همراه است.
ممکن است اعضای خانواده برداشتهای متفاوتی از شدت بحران داشته باشند؛
موضوعی که برای یک نفر بسیار مهم است، شاید برای دیگری چندان جدی نباشد.
مرحله دوم: فروپاشی
این مرحله با آشفتگی، سردرگمی و کاهش توان تصمیمگیری همراه است.
اعضای خانواده ممکن است احساس کنند که راهحل مناسبی وجود ندارد و عملکرد طبیعی خانواده مختل شود.
در این دوره:
تنش و اضطراب افزایش مییابد.
روابط خانوادگی دچار اصطکاک میشود.
روحیه اعضای خانواده کاهش پیدا میکند.
تصمیمگیری دشوار میشود.
دوره فروپاشی ممکن است چند ساعت، چند روز یا حتی چند هفته ادامه داشته باشد.
مرحله سوم: تجدید سازمان
در این مرحله، خانواده بهتدریج برای حل بحران اقدام میکند و تلاش میکند شرایط را دوباره سامان دهد.
برای مثال، در بحرانهای مالی ممکن است خانواده:
از دیگران کمک یا وام دریافت کند.
بخشی از داراییهای خود را به فروش برساند.
از پسانداز استفاده کند.
اعضای خانواده به مشاغل موقت روی آورند.
برای کاهش هزینهها برنامهریزی جدیدی انجام دهند.
هدف این مرحله، بازگشت تدریجی خانواده به تعادل و سازگاری با شرایط جدید است.
امنیت هیجانی چیست؟
امنیت هیجانی به معنای احساس آرامش، ثبات روانی و رهایی نسبی از اضطراب، ترس، تردید و احساسات منفی شدید است.
افرادی که از امنیت هیجانی برخوردارند:
احساسات خود را بهتر مدیریت میکنند.
در برابر مشکلات، انعطافپذیری بیشتری دارند.
روابط سالمتر و پایدارتر برقرار میکنند.
از سلامت روان بالاتری برخوردارند.
تصمیمهای منطقیتر و مؤثرتری میگیرند.
جمعبندی
رشد هیجانی، امنیت هیجانی، آسایش ذهنی و مدیریت استرس از مهمترین عوامل سلامت روان و کیفیت زندگی هستند.
همچنین، آشنایی با مراحل سازش خانواده با بحران به افراد کمک میکند تا در مواجهه با مشکلات، تصمیمهای مناسبتری بگیرند و سریعتر به تعادل روانی و خانوادگی بازگردند.
رشد هیجانی، آسایش ذهنی، استرس، امنیت هیجانی و الگوهای سازش خانواده با بحران
