رقم اتباع غیرمجاز در ایران؛ تاوان بیخردی بر دوش ایران.
یادداشتی از محمدصالح قنبری پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ وزیر اسبق کشور: “وزارتخانه را در سال ۱۳۹۲ با ۲.۸ میلیون افغانستانی تحویل گرفتم و در سال ۱۴۰۰ با حدود ۳ میلیون نفر تحویل دادم؛
آمار رسمی میگوید در سه سال اخیر حداقل ۳ میلیون افغانیِ دیگر اضافه شده و هم اکنون ۶ میلیون افغانی در کشور داریم!”
پینوشت: استناد رحمانیِ فضلی به آمار رسمیِ مهاجرانِ افغانی بوده و در گفتوگویش میگوید تا ۸ و ۱۰ میلیون نفر هم برآورد دادند؛ آمار غیررسمی فرایِ این مقدار است!( ۲۹ بهمن ۱۴۰۳).
از اواخر سال ۱۴۰۳، اعتبار برگههای سرشماری و سکونت موقت لغو شده است.
براساس این تصمیم، حضور دارندگان این برگهها در ایران غیرقانونی اعلام شده است.
آمارهای غیررسمی نشان میدهد که بیش از ۷ میلیون مهاجر در ایران حضور دارند که حدود یکسومِ آنها بهصورت غیرمجاز ساکن هستند.
رقم اتباع غیرمجاز در ایران به بیش از چهار میلیون نفر رسیده
همچنین با لغو اعتبار قانونی برگههای سرشماری، رقم اتباع غیرمجاز در ایران به بیش از چهار میلیون نفر رسیده است؛
افرادی که هویتشان مشخص نیست و حضور بیضابطهی آنها نگرانیهایی درحوزه اشتغال و امنیت به وجود آورده است.
حضور گسترده مهاجران غیرقانونی در سالهای اخیر، باعث ایجاد مشکلاتی در بازار کار و فشار به بخش خدمات بهداشتی و آموزشی شده است( فرارو، ۴ تیر ۱۴۰۴).
چگونگی برنامهریزی و شیوههای اقدام برای خروج مهاجران غیرقانونی از ایران، این روزها پرسشها و نگرانیهای بسیاری ایجاد کرده است.
نگرانیهایی که برخی از آنها در آینده ایران با همسایه شرقی خود و تاریخ مناسبات کشورهای ایران و افغانستان،
بهعنوان پیریزی بحرانهایی از سر بیخردی و ناکارآمدی متولیان امر؛ موجب درنگ و پرسش است.
برخی از این موارد را باهم مرور کنیم:
قانونمند اتباع افغانستان بهویژه و بطور چشمگیر از نیمهی دوم سال ۱۴۰۰
۱- نبود برنامهریزی در جهت کنترل و نظارت بر ورود قانونمند اتباع افغانستان بهویژه و بطور چشمگیر از نیمهی دوم سال ۱۴۰۰ و آغاز بکار دولت ابراهیم رییسی؛ با افزایش بیرویه اتباع غیرمجاز افغانستان به کشور
۲- نادیدهگرفتن انتقادات کارشناسان و متخصصان امور اجتماعی، امنیتی و اقتصادی در خصوص نابسامانی افزایش تعداد اتباع افغانستان در نقاط مختلف کشور ازسوی متولیان و سیاستگذاران کشور در فاصله سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳
۳- به حاشیه رفتن موضوع پراهمیت مدیریت ورود مهاجران افغانستانی به ایران به دلیل اولویت سرکوب اعتراضات گروههای مختلف جامعه در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ در خیزش/ جنبش زن-زندگی آزادی، و نیز افزایش انسداد سیاسی و اجتماعی با موضوع حجاب_اجباری
۴- به حاشیه رفتن بیشتر موضوع مدیریت ورود مهاجران به ایران به دلیل منازعات سیاسی و نظامی خاورمیانه پس از هفت اکتبر و تشدید جنگ اسرائیل و حماس و لبنان متأثر از سیاستهای اسرائیل ستیزی در ایران
۵- افزایش توجه به قانونمندی و ساماندهی مهاجران غیرقانونی اتباع افغانستان از اواخر سال ۱۴۰۳ (یعنی سه ماه پیش) بهعنوان دستور کار دولت چهاردهم
۶- نابسامانی دوباره و شتابزدگی در اخراج مهاجران غیرقانونی اتباع افغانستان به دلیل جنگ ۱۲ روزه اسرائیل، بدون داشتن زمان مناسب و کافی برای انجام بسامان با رعایت حقوق_انسانی مهاجران و در نظرگرفتن شرایط اضطراری و پرخطر برخی از آنها بهویژه کودکان و زنان در بازگشت به سرزمین تحت حاکمیت ضد زن -طالبان
۷- زیر سوال رفتن حیثیت و هویت جامعه مهاجران افغانستانی با برچسب جاسوسی برای کشور متجاوز به تمامیت ارضی ایران
۸- بازگشت مهاجران افغانستانی به کشورشان با احساسات ناخوشایند خشم، اندوه، نفرت، و ترس،
ناشی از نابسامانی و شتابزدگی مدیریت و اقدام برای خروج آنان و شرم تحمیلی و نفرت ناشی از برچسب جاسوسی برای کشور متجاوز به ایران
اوج بیتدبیری و ناکارآمدی متولیان امر در سطوح کلان کشور در فرستادن تعداد زیادی از مهاجران افغانستانی به کشورشان با انباشتی از این احساسات ناخوشایند بهویژه خشم و نفرت از مردم و سرزمینی است.
که بدان پناه آورده بودند و انتظار بازگرداندن خود را با لکه دار شدن آبرو و هویت نیمه ایرانی نیمه افغانی آنها، دل هایشان را چرکین و دردمند و خشمگین ساخته است.
هم بر ما ایرانیان و هم بر مردمان افغانستان که سالها در ایران سکونت و آشیانه داشتهاند، آشکار است که مسئله و بحران نفوذ و شبکه جاسوسان تحت امر اسرائیل؛
فراتر از اتباع افغانستان در کشور است و آنجایی هم که بوده شامل اقلیت بسیار کمی از آنان است.
گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنکه هست گیرند!
این انباشت خشم و نفرت، سرمایه سودمندی برای هیچ یک از همسایگان ایران ما نبوده و پیامد عملکرد متولیان بیخرد و ناتوانی است.
که متهم هستند در وظایف محوله خود؛ امنیت ژئوپلیتیک با همسایگان مرزی را چنین آسان در معرض خطر قرار داده و میدهند.