طبیعت، میراث ملی؛ نگاهی به میراث ماندگار اسکندر فیروز در یکصدمین زادروز او
محسن عباسیفرد عضو فدراسیونهای بینالمللی و جهانی IFJ)، AIPS، FISU)؛ یازدهم مرداد ۱۴۰۵، یکصدمین زادروز زندهیاد اسکندر فیروز، فرصتی است برای بزرگداشت اندیشهای که فراتر از یک مدیر یا بنیانگذار، به ما آموخت طبیعت را نه کالایی در چنبرهٔ مصرف، بلکه میراثی ارزشمند و امانتی برای نسلهای آینده ببینیم.
او در روزگاری از حفاظت از طبیعت سخن گفت که این مفهوم در جامعهٔ ایران هنوز ناشناخته و ناپایدار بود.
فیروز با دوراندیشی، دانش، شجاعت و پشتکار، شالودهٔ نظام نوین حفاظت از محیطزیست ایران را پیریزی کرد
و نشان داد که توسعهٔ واقعی بدون صیانت جدی از ارزشهای طبیعی، پایدار نخواهد ماند.
شاید بزرگترین میراث او نه ساختمانها و تشکیلات، بلکه نوع نگاهش به طبیعت بود؛ باوری که ارزش جنگل، رودخانه، تالاب، کوهستان و حیاتوحش را فراتر از منافع اقتصادی میدانست و آنها را بخشی از هویت، تاریخ و فرهنگ ایران بهشمار میآورد که برای سلامت و ماندگاری سرزمین و نسل امروز و فردا باید پاس داشته شوند.
اسکندر فیروز؛ الگوی مدیریتی و شخصیتی
بررسی زندگی و کارنامهٔ استاد اسکندر فیروز نشان میدهد که موفقیت او تنها به دانش یا جایگاه اداری محدود نمیشد، بلکه حاصل ترکیبی از ویژگیهای برجستهٔ شخصیتی و مدیریتی بود که او را به چهرهای ماندگار در تاریخ حفاظت از منابع طبیعی و محیطزیست ایران تبدیل کرد.
چشمانداز بلندمدت: سالها پیش از آنکه حفاظت از محیطزیست به یک مطالبهٔ عمومی تبدیل شود، او اهمیت آن را درک کرده و برای آینده برنامهریزی میکرد.
او میدانست تصمیمات امروز دربارهٔ طبیعت، سرنوشت نسلهای بعد را رقم میزنند.
عشق عمیق به طبیعت ایران: علاقهٔ او به حیاتوحش، پارکهای ملی و منابع طبیعی، صرفاً یک وظیفهٔ اداری نبود، بلکه از باور و دلبستگی شخصی به سرزمین ایران سرچشمه میگرفت.
همین عشق، توان مقاومت در برابر دشواریها و مخالفتها را به او میداد.
شجاعت در تصمیمگیری: در دورهٔ مدیریت او، بسیاری از مناطق طبیعی ارزشمند بهعنوان پارک ملی و منطقهٔ حفاظتشده تثبیت شدند؛ تصمیماتی که همواره با منافع کوتاهمدت برخی گروهها همسو نبود،
اما او بر این باور بود که حفاظت از سرمایههای طبیعی، نیازمند تصمیمهایی فراتر از ملاحظات زودگذر است.
تکیه بر دانش و تخصص: فیروز از یافتههای علمی و همکاری با کارشناسان ایرانی و بینالمللی بهره میگرفت
و تلاش میکرد تصمیمات بر پایهٔ شناخت علمی، تجربه و واقعیتهای طبیعی کشور اتخاذ شوند.
پشتکار و استقامت: مسیر حفاظت از محیطزیست همواره با مخالفتها، کمبود امکانات و فشارهای گوناگون همراه است.
فیروز نیز با چنین دشواریهایی روبهرو بود، اما هرگز از اهداف خود دست نکشید و راه خود را ادامه داد.
نهادسازی و ماندگاری: یکی از مهمترین موفقیتهای او، پایهگذاری و تقویت ساختارهای سازمانی کارآمد بود.
او میدانست افراد میآیند و میروند، اما نهادهای درست میتوانند برای دههها آثار خود را حفظ کنند.
اعتبار و سلامت حرفهای: همکاران و کارشناسان، او را مدیری منظم، قانونمدار و دارای صداقت حرفهای توصیف کردهاند.
این ویژگیها اعتماد متخصصان و نیروهای متعهد را جلب کرد و مجموعهای از کارشناسان دلسوز را در مسیر حفاظت همراه ساخت.
مهمترین دستاوردها؛ از تغییر نگاه تا تربیت نسلی مسئول
اگر بخواهیم همهٔ خدمات اسکندر فیروز را در یک دستاورد خلاصه کنیم، شاید مهمترین آنها تغییر نگاه ایران به محیطزیست باشد؛
نگاهی که طبیعت را از منبعی صرفاً بهرهبرداریشدنی، به میراثی ملی برای تأمین سلامت زیستی سرزمین و نسلهای آینده تبدیل کرد. این تغییر نگرش، زیربنای اقدامات بعدی شد:
شکلگیری سازمان حفاظت محیطزیست بهعنوان یکی از مهمترین ارکان حفاظتی کشور.
شناسایی و تثبیت بسیاری از زیستبومهای ارزشمند در قالب پارکهای ملی و مناطق حفاظتشده.
اولویتیافتن حفاظت از گونههای در معرض خطر همچون گورخر ایرانی، یوزپلنگ آسیایی و گوزن زرد ایرانی.
ورود مفهوم «توسعه همراه با حفاظت از ارزشهای طبیعی» به ادبیات مدیریتی کشور.
اما ماندگارترین اثر فیروز، پرورش نسلی از محیطبانان، کارشناسان و دوستداران طبیعت بود.
مناطق حفاظتشده، قوانین و سازمانها ممکن است در گذر زمان تغییر کنند،
اما انسانهایی که با اندیشهٔ او تربیت شدهاند، دههها راه او را ادامه دادهاند و همچنان ادامه میدهند.
رویکردهای کلیدی در اندیشهٔ اسکندر فیروز
سرمایهگذاری بر روی انسان: او باور داشت اثرگذارترین سرمایهگذاری، پرورش انسانهایی مسئول برای آیندهٔ ایران است و به کیفیت بیش از کمیت اهمیت میداد.
شناخت میدانی از ایران: شناخت او از زیستبومها حاصل حضور در میدان، سفر و مشاهدهٔ مستقیم بود، نه صرفاً مطالعهٔ گزارشها. این شناخت، تصمیماتش را واقعبینانهتر میکرد.
اهمیت محیطبانان: فیروز محیطبانان را ستون اصلی حفاظت میدانست و در انتخاب و تربیت آنها دقت و حساسیت ویژهای داشت.
بهرهگیری از تجربهٔ بینالمللی با تطبیق بومی: او از تجارب جهانی استفاده میکرد، اما همواره راهحلها را با شرایط طبیعی و اجتماعی ایران هماهنگ میساخت.
نقش او در توسعهٔ جایگاه ایران در کنوانسیون رامسر، نمونهای از این نگاه است.
ارزش ذاتی طبیعت: فیروز برای طبیعت ارزشی ذاتی قائل بود، نه صرفاً اقتصادی.
او جنگل، رودخانه، تالاب و حیاتوحش را اجزای یک نظام زنده میدانست که انسان نیز بخشی از آن است.
نتیجهگیری؛ پیام برای نسل جوان
در یکصدمین زادروز اسکندر فیروز، شایسته است به نسل جوان بگوییم: میراث واقعی او تنها پارکهای ملی و مناطق حفاظتشده نیست، بلکه این باور است که انسان مالک طبیعت نیست، بلکه امانتدار آن است.
هر نسلی که این امانت را سالمتر به نسل بعد بسپارد، راه او را ادامه داده است.
حفاظت از منابع پایه، با ارائهٔ شیوهای تازه برای اندیشیدن دربارهٔ ایران و شگفتیهای آن آغاز شد
و فیروز پیوسته برای تبدیل حفاظت از محیطزیست از یک وظیفهٔ اداری به مسئولیتی ملی و اخلاقی کوشید.
اگر این اندیشه در جامعه نهادینه شود، بزرگترین یادبود برای او شکل خواهد گرفت.
طبیعت، میراث ملی؛ نگاهی به میراث ماندگار اسکندر فیروز در یکصدمین زادروز او
