عاقبت به خیری در مسلخ عشق یادداشتی از دکتر ایرج گلشنی
یادداشتی از دکتر ایرج گلشنی؛ قانون شیعه را با جوهر شهادت نوشتهاند، آنجا که علیها در طول تاریخ شیعی، به دست ابن ملجمهای زمانه، جاودانه و به اسطوره مبدل میشوند تا راه روشنتر از همیشه، پدیدار و پایدار بماند.
راه میماند
فهم ابن ملجمها در حد جسم یک شخص فراتر نمیرود و قادر به درک راه و تفکر شیعی نیستند، این است که خیال میکنند،
با رفتن جسم، مسیر به پایان میرسد، اما خورشید تفکر و باور شیعی، غروب ناپذیر است و اعجاز شهادت آن را درخشانتر میکند.
شهادت یک شروع است، نه پایان. و دعای مبارزان در قاموس و فرهنگ شیعه، جز عاقبت به خیری با شهادت، نبوده و نیست.
خامنهای شهید شد، و جز شهادت، هیچ مرگی سزاوار او نبود.
از نوجوانی در مسیر شهادت بود و اگر شهید نمیشد، یک چیزی در دفتر رزم او، کم میآمد، زیرا در مسلخ عشق جز نکو را نکشند.
راه ادامه دارد
آن چه این مرد مبارز، بر اساس فرهنگ اسلام و تفکر شیعی از خود به یادگار گذاشت،
راهی است که خدشه ناپذیر، روشن، دقیق و بیپایان است.
راهی که به جسم وابسته نیست. راهی که میلیون ها رهرو دارد. راهی که ترور نمی شود.
بن بست ندارد و مستقیم تا خدا کشیده شده است.
شهادت این مبارز نستوه، برای ما جاماندگان سخت اندوهبار است و برای او آرزوی شیرین دیرینه.
پایانی با شکوه برای جسم یک اسطوره و آغاز شتاب دیگر در طی طریقت او.
سیدعلی، هیچ پایانی جز شهادت نداشت.
سرنوشت مبارزان بزرگ در فرهنگ شیعه در بالاترین اوج ممکن همین است و چیزی جز این، شایسته او نبود، زیرا ما ملت شهادتیم.
نمیتوان نام حسین را به زبان فریاد زد، ولی با رگ به لبه تیز شمشیر بوسه نزد.
پس باید گفت، شهادت گوارای وجودت ای یکه مرد دوران سخت نبرد.
تکرار علی
در فرهنگ شیعی، علی همواره متولد میشود.
در تاریخ شیعی، علی به کرار تکرار میشود و همیشه پرچم شهادت در مسلخ عشق برافراشته است،
همانگونه که همواره شمع تولد علیها روشن است.
این سلسله ابدی است. این رمز ماندگاری است. این راهی بدون پایان است.
با این منطق، علی در علی تکرار میشود. اصل تناسخ شیعی همین است.
رهبر دوم انقلاب، مانند رهبر اول و رهبر اول، مانند امام اول و امام اول، مانند اسوه حسنه.
و رهبر سوم مانند رهبر دوم و… این نیز دور شیعی است که چون به عاشقان افتد، تسلسل بایدش.
راه گم نمیشود
راه سید علی گم نمیشود همان گونه که راه نبی و علی گم نشد، زیرا که راه یکی است.
در منطق و روش سیاسی و مدیریت انقلاب نیز، سیدعلی کاری کرده است کارستان.
این است که رهبر سوم، همان رهبر دوم خواهد بود و سیدعلی با نام و جسم جدید همچنان ادامه خواهد داد که
اگر تفکر شیعی به جسم وابسته بود، با همان ضربت ابن ملجم تمام شده بود.
رهبر عشق و رزم و شهادت شهادتت مبارکای اسطوره زمان.
اکنون، بیشتر از همیشه باورت میکنم.
عشق بودی و رزم بودی و با شهادت، کامل شدی. کمالی تا بی نهایت که الحق برازنده توست.
و اکنون، من و امثال من، باورمندتر، محکمتر، قویتر و سلحشورتر از همیشه، در مسیر راهی خواهیم بود.
در مسیر علی در مکتب حسین تا برسیم به آن امید موعود. با عشق و رزم و شهادت.
این است عاقبت به خیری در مسلخ عشق.
