سفیدشویی آمریکا و دونالد ترامپ و اما فشار تندروها بر مسعود پزشکیان برای استعفا چه حکایتی شده است.
محسن عباسیفرد گزارشگر پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ ایستادگی چین و روسیه در مقابل اجرای تحریمهای شورای امنیت علیه کشورمان را چگونه فهم کنیم؟
روزنامه وطنامروز نوشت:
در ظاهر بر اساس فرآیندهای طیشده، آمریکا و اروپا مدعی فعال شدن مکانیسم ماشه و آغاز اعمال تحریمهای شورای امنیت علیه ایران شدهاند.
در مقابل اما ایران معتقد است به دلیل مغایرت فعالسازی مکانیسم ماشه با مقررات برجام و قوانین بینالمللی، فعالسازی مکانیسم ماشه غیرقانونی است، لذا ایران بازگشت تحریمهای شورای امنیت را غیرقانونی و غیرقابل قبول میداند.
نکته مهم این است که چین و روسیه به عنوان ۲ عضو دائم شورای امنیت نیز با این موضع ایران همراهی کردهاند و حتی معاون سفیر روسیه در سازمان ملل، جمعهشب در جلسه رایگیری درباره قطعنامه تمدید مکانیسم ماشه، صراحتا اعلام کرد کشورش معتقد است مکانیسم ماشه فعال نشده و بر همین اساس مسکو قطعنامه ۲۲۳۱ را در روز 18 اکتبر/ 26 مهر، تمامشده تلقی خواهد کرد.
ولادیمیر پولیانسکی حتی خطاب به دبیرخانه شورای امنیت گفت نباید ترتیبات اجرایی برای اعمال تحریمها علیه ایران را انجام دهد.
موضع روسیه بسیار مهم است، چرا که نشان میدهد روسیه و چین به عنوان ۲ عضو از ۵ عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل، به خاطر غیرقانونی دانستن فعال شدن اسنپبک، در فرآیند اجرایی نظارت بر پایبندی کشورها به اعمال تحریمهای شورای امنیت علیه ایران مشارکت نمیکنند؛ اقدامی که قطعا باعث میشود آمریکا، انگلیس و فرانسه نتوانند نظارتهای محکمی درباره اجرای تحریمهای ایران توسط سایر کشورها اعمال کنند.
بر این اساس پیشبینی میشود این تحریمها آنگونه که واشنگتن و پایتختهای اروپایی تصور میکردند، مورد اقبال کشورها قرار نگیرد. تا همینجا میتوان گفت یک شکاف بزرگ میان اعضای دائم شورای امنیت بر سر اجرای تحریمهای این نهاد بینالمللی علیه ایران ایجاد شده است.
شاید به تعبیری بتوان گفت اکنون جهان بر سر اعمال تحریمهای شورای امنیت علیه ایران به ۲ قسمت تبدیل شده است.
در یک دهه گذشته، بویژه در سالهای اخیر، همزمان با رشد اقتصادی چشمگیر چین، درباره موضوع به چالش کشیده شدن نظم آمریکایی حاکم بر دنیا اظهارنظرها و تحلیلهای متنوعی مطرح شد.
پس از جنگ اوکراین و برجسته شدن صفکشیهای جهانی، مشخص شد پکن نسبت به سیاستهای خود و احتیاط نسبت به تقابل با نظم آمریکایی، تجدیدنظر کرده است.
در نشست اخیر شانگهای، شی جینپینگ صراحتاً از تلاش پکن برای ایجاد یک نظم عادلانه جهانی گفت. رئیسجمهور چین از نظم ناعادلانه غربی بشدت انتقاد کرد و افزود: آغوش پکن برای همه کشورهایی که نسبت به سیاستهای این نظم معترضند، کاملا باز است.
واکنش عصبی دونالد ترامپ به نشست شانگهای و رژه نظامی چین به وضوح نشان داد مقامات واشنگتن تا چه اندازه از سیاستهای جدید چین احساس خطر کردهاند.
در این بین، برخی صاحبنظران معتقدند نظام جدید جهانی که مبتنی بر نظم چندجانبه و شکلگیری ائتلافهای منطقهای است، همین حالا نیز شکل گرفته و در مقاطع مختلف، موضوعیت پیدا کرده است.
بر همین اساس، مواضع چین و روسیه نسبت به مکانیسم ماشه و اعمال تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران، در همین راستا ارزیابی میشود. یکی از مهمترین پیامدهای مخالفت چین و روسیه با فعال شدن مکانیسم ماشه و تأکید آنها بر عدم پذیرش اعمال تحریمهای شورای امنیت علیه ایران، به چالش کشیدن ساختار و نهادهای مبتنی بر نظم آمریکایی است.
در واقع چین و روسیه با استناد به غیرقانونی و غیرحقوقی بودن اقدام اروپا در فعالسازی مکانیسم ماشه، هم ماهیت سیاسی نهادهای مبتنی بر نظم آمریکایی را ثابت کردند و هم علنا در مقابل کارکردهای این نهادها ایستادند. یعنی موضع علنی آنها استنکاف از اجرای مصوبات و تصمیمات برساخته این نهادهاست.
حالا که از NPT خارج نمیشویم، بازرسان آژانس را راه ندهیم
حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان نوشت:
در نشست جمعه شب شورای امنیت سازمان ملل، پیشنویس قطعنامه چین و روسیه برای به تأخیر انداختن «اسنپبک» رای نیاورد! و شورای امنیت بر اجرای مکانیسم ماشه تأکید کرد.
در این سوی ماجرا، مسئولان محترم دستاندرکار مذاکرات هستهای، بر تعلیق همکاری با آژانس بینالمللی انرژی هستهای تاکید کردهاند و خروج از NPT که براساس ماده ۱۰ معاهده NPT حق قطعی و قانونی کشورمان است را نپذیرفتهاند(!)
تا آنجا که اخیراً آقای مسعود پزشکیان در کنفرانس خبری با خبرنگاران خارجی در آمریکا اعلام کردهاند: «حتی اگر تحریمهای شورای امنیت بار دیگر فعال شود، ایران قصد خروج از ان.پی.تی را ندارد»! چرا؟! بماند! ولی اشاره به این نکته نیز ضروری است.
در ماده ۱۰ NPT آمده است: «هر دولتی باید حق داشته باشد در اجرای حاکمیت ملی خود در صورتی که احساس کند موارد فوقالعادهای در رابطه با موضوعات این پیمان، منافع حیاتی کشورش را به مخاطره انداخته است، از پیمان خارج شود.
در این صورت باید سه ماه پیش از خروج، به تمام همپیمانان و شورای امنیت سازمان ملل متحد اطلاع دهد. در چنین اطلاعیهای باید موارد فوقالعادهای که از نظر آن کشور منافع حیاتیاش را به مخاطره انداخته نیز ذکر شود».
اکنون سؤال این است که آیا ۲۲ سال چالش باجخواهانه آمریکا و اروپا و عدم تعهد طرفهای مقابل به تعهدات خود و مخصوصاً حمله نظامی آمریکا به مراکز هستهای ایران مصداق غیرقابل انکار به خطر انداختن منافع و حاکمیت ملی کشورمان نیست؟!
اگر هست، که هست، چرا نباید از امکان قانونی خروج از NPTاستفاده کنیم؟! و اما، حالا که مسئولان محترم حاضر به استفاده از حق قانونی خروج از NPT نیستند، لااقل به پیشنهادی که به آن اشاره میکنیم عمل کنند تا دستکم، بخشی از حق قانونی کشورمان را ایفاد کرده باشند.
ورود کشورمان به معاهده یاد شده (و بسیاری دیگر از معاهدات) شامل دو بخش «امضای معاهده» و «تصویب» آن بوده است. ماده ۱۰ معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای شامل دو بند جداگانه است.
بند اول، همان است که به آن اشاره کردهایم و موضوع آن جواز خروج از معاهده در صورت تعارض با منافع و حاکمیت ملی کشور عضو است و در بند دوم آمده است «بیست و پنج سال پس از اجرائی شدن این پیمان، باید کنفرانسی تشکیل شود تا درخصوص اجرای نامحدود آن، یا تمدید آن برای دوره یا دورههای دیگر، تصمیمگیری شود. تصمیم اتخاذ شده در این مورد با رای اکثریت همپیمانان، نافذ خواهد بود». ایران در ۱۱ دی ماه ۱۳۴۸ معاهده را امضاء کرده است (دوران طاغوت) و ۲۵ سال بعد (دوران انقلاب اسلامی) پیوستن به معاهده را تصویب کرده است (دو بخش جداگانه امضاء و تصویب).
اکنون که مسئولان محترم حاضر به خروج از NPT نیستند، میتوانیم و حق قانونی ما نیز هست که «تصویب» را پس بگیریم ولی امضای معاهده را کماکان ادامه بدهیم. نتیجه آن که با امضای معاهده روح آن را که «عدم تولید سلاح هستهای است» پذیرفتهایم ولی پادمانهای مربوطه که برخاسته از تصویب معاهده است را نپذیرفته و نفی کردهایم.
به بیان دیگر پذیرفتهایم که در پی تولید سلاح هستهای نیستیم (روح معاهده) ولی نسبت به پذیرش بازرسیها و قبول حضور بازرسان تعهدی نداریم. در این حالت، تأکیدمان بر عدم انحراف برنامه هستهای کشورمان به سوی تولید سلاح اتمی است ولی چون پیوستن به معاهده (تصویب) را پس گرفتهایم، کمترین تعهدی نسبت به اجرای پادمان و حضور بازرسان در کشورمان نداریم.
استفاده از این راهکار، یک روال پذیرفته شده در حقوق بینالملل است که برخی دیگر از کشورها نیز در مواجهه با معاهدات، از آن استفاده کرده و میکنند. به عنوان نمونه، دولت روسیه در مواجهه با پیمان «منع جامع آزمایشهای هستهای-CTBT»، امضای معاهده، یعنی روح آن را که عدم آزمایشهای هستهای است را پذیرفته است ولی نسبت به مفاد آن و پادمانها که شامل حراست و نظارت است تعهدی ندارد.
چند پرسش کلیدی از آقای مسعود پزشکیان
روزنامه هممیهن نوشت:
یکی از وعدهها یا ادعاهای آقای پزشکیان کوشش و اقدام موثر برای حل مسئله تحریمها بود. اکنون بیش از یک سال است که از آمدن این دولت گذشته و نهتنها تحریمها حل نشده، بلکه اسنپبک هم اجرایی شد. پرسش اساسی این است که باید توضیح دهند چرا چنین شده است؟
پاسخها از چند حالت خارج نیست. اول؛ طرف مقابل علاقهای به حل این مسئله نداشت. دوم؛ اتفاقات پیشبینی نشده و خارج از اراده پیش آمد و مانع از حل مسئله شد.
سوم؛ دولت و مشخصاً وزارت امور خارجه و شورای عالی امنیت ملی کشور هیچ ایده و طرح روشنی برای حل این مسئله نداشتند. یا طرح آنها تکراری و غیرقابل پذیرش از جانب طرف مقابل بود.
چهارم؛ طرح داشتید ولی مجریان در اجرای آن ناتوان بودند، و بالاخره پنجم؛ نتوانستید توافقی درون سیستمی پیرامون حل این موضوع ایجاد کنید. بهنظر میرسد که جز اینها حالت دیگری قابل تصور نیست.
اکنون دوپرسش بنیادی پیشروی شماست که پاسخ داده شود. اولین پرسش این است که کدامیک از حالات پنجگانه فوق موجب عدم تحقق وعده شما شده است.باید در این موارد توضیح کافی و قانعکننده داده شود.
آنچه که ما بهعنوان ناظر بیرونی میدیدیم، این بود که هیچ ایده روشنی که طرف مقابل را در موضع دفاعی و توافقی قرار دهد وجود نداشت. اگر قرار بود که حرفهای دولت قبلی زده شود که آنان خودشان میتوانستند مسائل را حل کنند.
ما حتی در ادبیات رسمی هم تغییری ندیدیم. در برخی از مقاطع، سخنان شما به جدی یا طنز، به گونهای بود که گویی کارها فقط دست آقای عراقچی و بیرون از دولت است.
مهمترین مسئله این است که اگر در این مورد ایدهای سازنده و مؤثر نداشتید و یا قادر نبودید که پیرامون آن توافق درونساختاری ایجاد کنید، چگونه انتظار داشتید که بقیه مسائل کشور را حل کنید؟
تحلیل دولت از ماهیت و اهمیت مسئله تحریمها چه بود؟ اساساً شما خودتان موافق یا مخالف این سیاستها بودید؟ اگر موافق بودید که این سیاستها با رویکردهای قبلی شما انطباق لازم را ندارد و اگر مخالف بودید چرا اقدامی برای اصلاح آنها نکردید؟
از اینجا به پرسش دوم میپردازیم که شاید مهمتر باشد. حالا که به هر دلیلی این وعده محقق نشده و حتی به عقب هم برگشته است، چه کار خواهید کرد؟
آیا باز هممنتظر باید نشست که دیگران تصمیم بگیرند که چه اقدامی در برابر ایران انجام دهند؟ اتفاق اخیر تغییر مهمی است چه تاثیری بر رویکردها و برنامههای دولت خواهد گذاشت؟ اصولاً از حالا به بعد منتظر چه تحولاتی هستید؟ آیا مذاکره خواهید کرد؟ آیا منتظر جنگ هستید؟
اگر جنگ شود برنامه شما چیست؟ اگر نشود چکار خواهید کرد؟ مواضع ایجابی دولت و حکومت در امور داخلی و خارجی چیست؟ آیا آینده مطلوبی را متصور میبینید؟
پرسش مهم دیگر آیا هیچگاه از سوی گروههای کارشناسی و مشاورهای دولت و شعام، پیش و پس از جنگ این پیشنهاد داده نشد که خودمان بهصورت داوطلبانه و برای مدتی معین تصمیم دیگری اتخاذ کنیم تا امکان یافتن راهحلی فراگیر فراهم شود؟ بعید میدانیم که این پیشنهاد نشده باشد.
در این صورت، دلایل رد آن چه بوده است؟ اکنون که آن گزینه هم تضعیف و بیاهمیت شده است. در این زمینه، سخن و پرسش فراوان است بهموقع طرح خواهد شد. فعلاً همینها پاسخ داده شود، راضی هستیم.
