برگزاری نخستین نشست انجمن شعر و ترانه «جَمعِ جُمعه» در تهران
به گزارش پایگاه تحلیل-خبری درسا نیوز، نخستین نشست انجمن شعر و ترانه «جَمعِ جُمعه» با حضور جمعی از هنرمندان و شاعران در کانون توحید تهران برگزار گردید. سیدحسین متولیان، مجری برنامه، در این نشست به اهداف تأسیس انجمن «جَمعِ جُمعه» اشاره کرده و گفت: هدف ما این است که حداقل یک جمعه در هر ماه را از تعطیلی صرف خارج کنیم و با گردهمایی فعالان حوزههای فرهنگ، ادبیات، هنر و رسانه، فضایی برای گفتوگو و همکاری مشترک ایجاد کنیم.
وی افزود: شعر و ادبیات محور اصلی این گردهمایی است و ما به دنبال آن هستیم که در نشستهای این انجمن، علاوه بر شعر و ترانه، به موضوعاتی چون موسیقی، رسانه، گویندگی و شیوههای صحیح شعرخوانی نیز بپردازیم. متولیان همچنین به حضور چهرههایی از حوزههای مختلف فرهنگی، هنری، سیاسی و حقوقی در این نشست اشاره کرد و گفت: یکی از ویژگیهای این جمع، گردهمایی افرادی با تجربیات و زمینههای کاری متفاوت است و قرار نیست یک نفر متکلم وحده باشد؛ همه حاضرین در این جمع در شکلگیری و پیشبرد آن نقش دارند.
مجری برنامه در ادامه به اهمیت آیینها در فرهنگ ایرانی اشاره کرد و گفت: دورهمنشینی ایرانیان تنها به آیینهای مذهبی محدود نمیشود؛ نوروز و شب یلدا نیز از آیینهایی هستند که مردم را گرد هم میآورند. در این آیینها، فرهنگ و معنویت همواره جایگاه ویژهای داشتهاند. وی ادامه داد: در سفرههای ایرانی، کتاب نیز حضوری پررنگ دارد؛ از شاهنامهخوانی در آیینهای ملی تا حضور قرآن در لحظه تحویل سال. این پیوند نشان میدهد که ادبیات و کتاب بخشی از حافظه فرهنگی و هویت ایرانیان است.
متولیان ابراز امیدواری کرد که انجمن «جَمعِ جُمعه» بتواند با توجه به آیینهای ایرانی و ظرفیتهای فرهنگی و ادبی آنها، زمینهای برای ارتباط بیشتر فعالان این حوزهها فراهم کند. وی همچنین از احتمال برگزاری کارگاههای تخصصی در ادامه فعالیتهای انجمن خبر داد و گفت: در برخی نشستها میتوان به شعرخوانی در رسانه، گویندگی و قواعد حرفهای شعرخوانی پرداخت و در صورت فراهمشدن شرایط، جلسات را به شکل کارگاهی ادامه داد.
تقدیم قصیدهای به حضرت فاطمه زهرا(س)
محمود حبیبی کسبی در این نشست، قصیدهای در مدح حضرت فاطمه زهرا(س) را به ایشان تقدیم کرد و گفت: «بخشهایی از قصیده در مدح خاتون دو سرا، فاطمه زهرا سلاماللهعلیها، پیشکش میکنم»: حیات گرم طواف است دور ایوانش دلیل خلق جهان است، جان به قربانش ز ملک تا ملکوت آیت کرامت اوست نشستهاند دو عالم به خان احسانش وجود عالم و آدم همه طفیل زنی است کدام زن؟ همه هست و نیست حیرانش چه دختر، امابیهاش خوانده پیغمبر چه همسر، انسیه خاص شیر یزدانش جهان شکفته الطاف مادرانه اوست چه مادری که دم کربلا ز دامانش بتول، راضیه، مرضیه، فاطمه، زهرا چه خوانمش همه نور است نام عنوانش امامت، آیینه او، نبوت، آیه او ائمه تسلیمش، انبیا مسلمانش کلیم یک شرر از آتش محبت اوست مسیح یک نفس از نسخههای درمانش به ذوق، مریم و حوا و آسیه خدمش به شوق هاجر و راحیل و ساره دربانش به آسمان بنگر نقش فرش خانه او به کهکشان بنگر کوچه چراغانش فرود آمده خورشید با هزار امید مگر حساب شود شمعی از شبستانش پس از معلمی مشق وحی جبرائیل شده است لایق شاگردی دبستانش دو نیمه کرد به یک خطبه حق و باطل را کدام خطبه؟ بخوان ذوالفقار برانش کنایه بود فدک بر بیان حق، ورنه فدک که هیچ، فلک چیست خاک گلدانش گلش لطیفتر از روح بود و رختش نور حجاب رایحه پوشیده بود ریحانش به حیرتم که چگونه ز هم نپاشیده است در آن دقیقه که افلاک دیده گریانش اگر به هستی هجده بهار فرصت داد شکوفه است ازل تا ابد به بستانش اگر به عالم هجده قصیده رخصت داد دو مصرع است زمین و زمان به دیوانش همین که لب طلب باز کرد و خواست انار ملک دوید فلک تا فلک به فرمانش به یمن چرخش دستاس اوست چرخ فلک تنور اوست فلک، ماه قرصی از نانش سه روز نان به اسیر و یتیم و مسکین داد گرسنه ماند خودش، سیر رفت مهمانش اگرچه خانه خودش از گرسنگی پر بود ولی نرفت کسی دست خالی از خانهاش وَیُطْعِمُونَ طَعامَش هنوز هم برپاست که حل عطاست همه آیههای قرآنش هنوز نیز در این عصر خشکسالی لطف امید بسته دل ما به لطف بارانش همیشه سایه مادر پناه آخر ماست ولی کجاست خدایا مزار پنهانش نهان مزارش و پیداست مهر مادریش به هر شهید که بیسر رسد به سامانش چنان که مویهکنان رفت روز عاشورا به قتلگاه حسینش، عزیز عطشانهاش رود به لطف به بالین غربت شهدا که مادرانه شود شاهد شهیدانش خوشا به حال شهیدان که وقت جان دادن نهادند غریبان سر به دامانش به غبطه مینگرم در جوان لالهرخی که با محبت زهرا گذشته از جانش به قول شاهد تاریخ، نسل اندر نسل خم غدیر به کف میرویم قربانش فدائیان فقط اهلبیت زهراییم به اهلبیت غیور است قوم سلمانش زدیم در دل آتش به رمز یا زهرا نشستهایم خلیلانه در گلستانش به زیر سایهاش ایران ما حرم شده است پناه مردم ما گنبد خراسانش در این وطن همه دلدادگان فاطمهایم به نام فاطمه پیروز باد ایرانش.
توجه به وضعیت کودکان جانباز میناب
سارا شیرازی، فعال حوزه زنان و وکیل، با اشاره به تجربه دیدار با خانواده شهدای جنگ و کودکان شهید و جانباز میناب گفت: آنچه در این روزها بیش از هر چیز قلبم را تحت تأثیر قرار میدهد، پیوند عمیق مردم با ایران و ایستادگی آنان با وجود همه فشارها و داغهای سنگین است. شیرازی در این نشست با اشاره به تأثیر فضای فرهنگی و اشعار خواندهشده بر احساسات حاضران اظهار کرد: این روزها حضور در جمعی که بتوانم در آن شعرهایی بشنوم که قلبم را تکان میدهند، برایم یک نیاز است. پیش از نهم اسفند، شاید وقتی نام ایران را میشنیدم، به این اندازه عمیق به آن فکر نمیکردم؛ اما از آن روز به بعد، احساس میکنم ایران با ضربان قلب من پیوند خورده است.
وی با اشاره به مأموریتهای شغلی خود در مرکز وکلای قوه قضائیه و حضور در کنار خانوادههای شهدا افزود: در این مدت توفیق داشتیم با خانواده شهدای میناب و دیگر نقاط کشور، از جمله سیریک، گوستک، جاسک، لارک و لار، دیدار کنیم؛ خانوادههایی که عزیزانشان، چه نظامی و چه شهروند عادی، بدون آنکه تصور کنند چه اتفاقی در انتظارشان است، از میان آنان رفتند. این فعال حوزه زنان با اشاره به تصویری که از تهران در قالب عبارت «تهران ما جانباز شد» دریافت کرده بود، گفت: هر شب به این فکر میکنم که تهران ما در این روزها زخمی بر چهره تحمل کرده و جانباز شده است. باید تلاش کنیم اگر قرار است این جانبازی در تاریخ ماندگار شود، با عزت و سربلندی ایرانی همراه باشد.
شیرازی با اشاره به حضور و گفتوگوهای خود در عمان و هند ادامه داد: در این دیدارها از مردم شریف و نجیب ایران گفتیم؛ مردمی که رهبر شهیدمان از مبعوثشدن آنان سخن گفته بود و امروز نیز با ایستادگی خود نشان دادهاند که ملتی برخاسته و استوار هستند. مردم با وجود فشارهای اقتصادی و تفاوت در پوشش و نگاه، همچنان با عشق پرچم سهرنگ ایران را به اهتزاز درمیآورند و پای این سرزمین ایستادهاند.
وی با بیان اینکه تصاویر و روایتهای مربوط به شهدای میناب در دیدارهای خارجی با واکنش عاطفی حاضران همراه شده است، گفت: هنگامی که در قالب برنامهای با عنوان «سفرای میناب» کولهپشتیهایی را اهدا میکردیم و تصاویر را به مردم نشان میدادیم، آنان نیز همراه ما اشک میریختند. در یکی از این نشستها، نمایندگان کشورهای آفریقای جنوبی و اتیوپی با فریاد از ایران بهعنوان کشوری قهرمان یاد کردند.
این وکیل با اشاره به دیدار خود با خانوادههای شهدای دانشآموز میناب، به روایت کودکی پرداخت که هنوز با فقدان پدرش کنار نیامده است و گفت: این کودک ماکتی از پدرش ساخته است و هر روز صبح، پیش از رفتن به مدرسه، آن را میبوسد. وقتی از مدرسه برمیگردد، کنار ماکت مینشیند و برای پدرش تعریف میکند که در مدرسه چه اتفاقی افتاده است؛ گویی هنوز شهادت پدرش را باور نکرده است.
شیرازی ادامه داد: این کودک در دیدار با ما، با همان زبان صمیمی خودش میگفت که میخواهد ترامپ بمیرد. صدای او و این جملهاش همچنان در گوشم طنینانداز است. وی همچنین با اشاره به مادران شهدای میناب و حضور آنان در کنار مزار فرزندانشان تأکید کرد: وقتی چهره پدران و مادران شهدای میناب را میبینید، عمق این داغ را در وجودشان احساس میکنید. با وجود این اندوه سنگین، آنان با مهماننوازی و خونگرمی مردم جنوب از دیگران استقبال میکنند؛ اما خواسته اصلیشان، انتقام خون فرزندان شهیدشان است.
شیرازی با تأکید بر ضرورت توجه به وضعیت کودکان آسیبدیده میناب گفت: نباید از ۱۰۵ کودک جانباز این شهر غافل شویم؛ کودکانی که برخی از آنان با آسیبهای جدی جسمی، از جمله صدمه به چشم یا از دست دادن توان حرکتی اندامها، مواجه شدهاند. این فعال حوزه زنان در ادامه با اشاره به مضامین اشعار خواندهشده در مدح حضرت فاطمه زهرا(س) و پیوند آن با مصائب اهلبیت(ع) گفت: وقتی از آن در چوبی، شعله آتش و پهلوی حضرت زهرا(س) سخن گفته میشود، ذهن و قلب ما به سوی آن مصائب میرود؛ اما نباید از رنج کودکان میناب و خانوادههای داغدیده امروز نیز غافل شویم.
وی با توصیف میناب بهعنوان «کربلای امروز» افزود: وقتی به میناب میروید و کولهپشتیها و لباسهای پارهپاره کودکان شهید را میبینید، عمق این مصیبت را درک میکنید. همانطور که یادآوری کربلا اشک را در چشمها جاری میکند، دیدن نشانههای این حادثه نیز دل انسان را میلرزاند.