پیام رهبر انقلاب: مرز دیپلماسی و اعتماد به آمریکا مشخص شد

کد خبر: 61628

فعال و کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به پیام اخیر رهبر انقلاب، گفت: این پیام نشان داد که در منطق جمهوری اسلامی، آزمودن مسیرهای دیپلماتیک به معنای اعتماد به طرف مقابل نیست.

تحلیل پیام رهبر انقلاب در زمینه دیپلماسی

یک کارشناس و فعال سیاسی با اشاره به پیام اخیر رهبر انقلاب، اظهار داشت: این پیام به وضوح نشان می‌دهد که در چارچوب منطق جمهوری اسلامی، آزمایش مسیرهای دیپلماتیک به معنای اعتماد به طرف مقابل تلقی نمی‌شود.

سید احمد علوی، کارشناس مسائل سیاسی  با اشاره به پیام اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا، اظهار داشت: در پیام رهبر انقلاب یک تفکیک مهم و بنیادین دیده می‌شود؛ از یک سو امکان بررسی و آزمودن یک مسیر دیپلماتیک وجود دارد و از سوی دیگر، تجربه تاریخی رفتار آمریکا مانع از شکل‌گیری هرگونه اعتماد راهبردی به این کشور است.

وی افزود: تأکید رهبر انقلاب بر اینکه ایشان در اصل نظر دیگری داشته‌اند، نشان می‌دهد ورود به این مسیر ناشی از تغییر نگاه جمهوری اسلامی نسبت به آمریکا نیست، بلکه فرصتی است که با مسئولیت‌پذیری مسئولان و برای صیانت از حقوق ملت ایران پذیرفته شده است.

علوی با بیان اینکه این پیام برای مسئولان و طرف مقابل پیام‌های روشنی دارد، ادامه داد: برای مسئولان داخلی این پیام یادآور یک مسئولیت تاریخی است؛ یعنی اگر مسیری برای مذاکره یا تفاهم دنبال می‌شود، باید در نهایت به تحقق حقوق مردم ایران منجر شود. در عین حال برای طرف آمریکایی نیز این پیام روشن است که جمهوری اسلامی از موضع اعتماد وارد این مسیر نشده و هرگونه زیاده‌خواهی یا عدول از تعهدات با واکنش قاطع مواجه خواهد شد.

عضو شورای شهر تهران همچنین با اشاره به بخش دیگری از پیام رهبر انقلاب درباره تلاش مسئولان کشور گفت: این بخش نشان می‌دهد که اختلاف نظر درباره شیوه‌ها نباید به تضعیف سرمایه مدیریتی کشور یا زیر سؤال بردن نیت مسئولان منجر شود؛ چراکه اصل مسئله، حفظ منافع ملی و حقوق ملت ایران است.

وی تأکید کرد: در نگاه راهبردی جمهوری اسلامی، سنجش هر تفاهم یا توافقی در مرحله اجرا مشخص می‌شود. بنابراین مهم‌ترین معیار، میزان پایبندی طرف مقابل به تعهدات و تحقق واقعی حقوق ملت ایران خواهد بود.

علوی در پایان خاطرنشان کرد: ملت ایران همواره در صحنه بوده‌اند و نسبت به مسائل کلان کشور نگاه مطالبه‌گر دارند. بدون تردید پیام رهبر انقلاب می‌تواند مبنای وحدت نظر و عمل در میان مسئولان و جامعه قرار گیرد تا هرگونه تعامل سیاسی در چارچوب عزت ملی، استقلال کشور و حفظ منافع ملت دنبال شود.

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

3 پاسخ

  1. ما باید قبل از چیز ارتباط اقتصادی سیاسی و نظامی که به فساد ختم می‌شود را از بین ببریم و آن نیاز به صداقت عملی دار مثال چرا عدالت در مورد بنزین اجرا نمیشود چرا منابع کشوربهصورت مساوی تقسیم نمیشودمگر اقشار ضعیف جزومردم ایران نیستند از این بی عدالتی ها در کشور زیاد است مگر قرار نبود به کارت ملی سهم بدهید چرا اجرا نمیشود چرا مشتی سرمایه به دارفقط حق دارند این درست نیست به نظر من بیاد اجرا شود حتی جبران این بی عدالتی هم باید انجام شود تا مردم شاهد عدالت محور ی را حس کنند

  2. ما باید قبل از چیز ارتباط اقتصادی سیاسی و نظامی که به فساد ختم می‌شود را از بین ببریم و آن نیاز به صداقت عملی دار مثال چرا عدالت در مورد بنزین اجرا نمیشود چرا منابع کشوربهصورت مساوی تقسیم نمیشودمگر اقشار ضعیف جزومردم ایران نیستند از این بی عدالتی ها در کشور زیاد است مگر قرار نبود به کارت ملی سهم بدهید چرا اجرا نمیشود چرا مشتی سرمایه به دارفقط حق دارند این درست نیست به نظر من بیاد اجرا شود حتی جبران این بی عدالتی هم باید انجام شود تا مردم شاهد عدالت محور ی را حس کنند پیش تر گفتم ولی اثری دارد

    1. حق داری که این‌ها را بگویی. بی‌عدالتی، رانت، فساد و انحصار چیزی نیست که بشود با «صبر کنید» یا «شرایط سخت است» از مردم خواست تحمل کنند. اما برای اینکه حرف به نتیجه برسد، باید هم ریشه‌ها را دید و هم راه‌حل عملی خواست. جواب کوتاه من این است: عدالت بدون سازوکار، شعار می‌شود؛ و سازوکار بدون صداقت عملی، کاغذپاره است.
      چرا این وضع ادامه دارد؟

      وقتی قدرت اقتصادی، قدرت سیاسی و قدرت نظامی/امنیتی در یک حلقه بسته جمع می‌شود، نظارت واقعی از بین می‌رود. نتیجه‌اش می‌شود:

      رانت ارز، انرژی، مجوز، معدن، زمین و قراردادهای بزرگ.

      اقتصاد دولتی-خصولتی و نهادهای موازی که پاسخگو نیستند.

      قوانین خوب روی کاغذ، اما اجرا نشده چون ذی‌نفعان قدرتمند مانع می‌شوند.

      مردم عادی هزینه تصمیم‌ها را می‌دهند، اما گروه‌های خاص سود می‌برند.

      پس مشکل فقط «یک مدیر بد» نیست؛ مشکل ساختار بی‌پاسخگویی است.
      درباره بنزین

      عدالت در بنزین فقط این نیست که قیمت بالا یا پایین باشد. یارانه انرژی در ایران عملاً به همه می‌رسد، اما کسی که چند ماشین، ویلا، کارخانه یا ناوگان دارد، یارانه پنهان بیشتری می‌گیرد. از آن طرف قاچاق و رانت سوخت هم سفره‌ای است که عده‌ای از آن می‌خورند.
      عدالت یعنی:

      یارانه مستقیم و هدفمند به دهک‌های پایین، بر پایه کارت ملی.

      مالیات و عوارض بر مصرف بالا و لوکس.

      تقویت حمل‌ونقل عمومی.

      بستن راه قاچاق و رانت سوخت.

      اعلام عمومی اینکه پول حاصل از اصلاح قیمت کجا می‌رود.

      اگر این‌ها نباشد، هر تغییر قیمتی فقط فشار به ضعیف است.
      درباره تقسیم منابع کشور

      منابع ایران مال همه ایرانیان است، اما «تقسیم مساوی پول نفت بین همه» به‌تنهایی عدالت نیست. عدالت پایدار یعنی:

      هر ایرانی حداقل معیشت، آموزش، سلامت، مسکن و فرصت شغلی داشته باشد.

      فاصله طبقاتی از راه مالیات تصاعدی، مالیات بر ثروت و مالیات بر سوداگری کم شود.

      بودجه، معافیت‌ها، قراردادها و دارایی مسئولان شفاف باشد.

      هیچ نهادی نتواند با زور یا ارتباط، سهم مردم را ببلعد.

      پس حرف تو درست است: اقشار ضعیف هم مردم ایران‌اند و حقشان نیست قربانی رانت و سوءمدیریت شوند.
      درباره کارت ملی و سهم/یارانه

      اگر قرار بوده طرحی بر پایه کارت ملی اجرا شود و نشده، این نشانه بی‌مسئولیتی است. علت‌ها می‌تواند باشد:

      نبود زیرساخت و بانک اطلاعاتی دقیق.

      نبود بودجه پایدار.

      مقاومت ذی‌نفعانی که از وضع فعلی سود می‌برند.

      پیچیدگی شناسایی دهک‌ها و سوءاستفاده.

      نبود پاسخگویی و زمان‌بندی الزام‌آور.

      اما هر وعده‌ای باید این‌ها را داشته باشد: زمان، منبع مالی، شاخص، گزارش عمومی و پیامد عدم اجرا. وگرنه وعده می‌شود حرف.
      درباره «مشتی سرمایه‌دار فقط حق دارند»

      نه، در قانون هیچ‌کس نباید حق بیشتر داشته باشد. اما در عمل، پول و ارتباط، قانون را خم می‌کند. راه مقابله:

      ثبت و شفافیت دارایی مسئولان و خانواده‌شان.

      ممنوعیت تعارض منافع.

      مالیات واقعی از ثروت و سوداگری.

      مبارزه با انحصار و رانت مجوز.

      قوه قضایی مستقل و رسانه و نهاد مدنی ناظر.

      محاکمه علنی فسادهای بزرگ، نه فقط فسادهای کوچک.

      جبران بی‌عدالتی

      بله، جبران لازم است. اما جبران باید پایدار باشد، نه پوپولیستی و تورم‌ساز. مثلاً:

      پرداخت نقدی/کالابرگ به پایین‌ترین دهک‌ها.

      بیمه و سلامت رایگان برای ضعیف‌ها.

      مسکن اجتماعی و آموزش باکیفیت.

      بازگرداندن اموال ناشی از فساد به خزانه.

      جبران از محل حذف رانت‌ها و مالیات از بالا، نه از جیب پایین.

      جمع‌بندی

      حرف تو این است: اول باید فساد و رابطه قدرت-پول-نظامی را قطع کرد، بعد عدالت را عملی کرد. این درست است. اما فقط گفتن کافی نیست. گفتن وقتی اثر دارد که به مطالبه جمعی، شاخص، پیگیری قانونی، رسانه‌ای و انتخاباتی تبدیل شود. یک نفر گفتن صدای خاموش است؛ میلیون‌ها مطالبه سازمان‌یافته با معیار، فشار مؤثر است.

      پس جواب این است:
      حق با توست که وضع موجود عادلانه نیست. اما دشمن عدالت فقط فساد نیست؛ بی‌شفافی، بی‌پاسخگویی و بی‌مکانیزمی هم دشمن عدالت است. باید هم صداقت عملی باشد، هم سازوکار اجرا، هم جبران واقعی. و تا وقتی مردم نتیجه را در سفره، مسکن، درمان، آموزش و کرامت خود نبینند، عدالت فقط یک کلمه است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *