کمجان هنوز زنده است؛ ۱۹ سال احیای مردمی تالاب
محسن عباسیفرد سردبیر پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ سالها با بیل و بیلچه به بستر خشکشده تالاب میرفتند و بعضیها کارشان را به سخره میگرفتند؛ حالا پس از ۱۹ سال، پشت هشت آببند کمجان آب است و لکلکها به این تالاب بازگشتهاند.
سیروس زارع، دبیر تشکل احیاکنندگان تالاب بینالمللی کمجان، در این گفتوگو روایت میکند که چگونه مشارکت مردمی کمجان
را زنده نگه داشت و چرا محیطزیست فارس آن را خشک میداند.
کمجان هنوز زنده است؛ گفتوگو با سیروس زارع درباره ۱۹ سال احیای تالاب
در حالی که ادارهکل محیطزیست استان فارس از خشکیدگی تالاب کمجان سخن میگوید، دبیر تشکل احیاکنندگان تالاب بینالمللی کمجان میگوید این پهنه آبی هنوز زنده است؛ هشت آببند آن آب دارد و پرندگان مهاجر از نیمه تابستان به این زیستگاه بازگشتهاند. کمجان در شمال روستای کمجان شهرستان خرامه قرار دارد؛ تالابی که پس از نزدیک به دو دهه مشارکت مردمی، هنوز پشت آببندهایش آب دارد و نیزارهایش به پرندگان پناه میدهند.
این در حالی است که بسیاری از تالابهای فارس با خشکی و کمآبی روبهرویند؛ پریشان بیآب است، بختگان کمتر از ۱۰ درصد آب دارد و شش تالاب دیگر خشکیدهاند.
تالاب کمجان از نگاه احیاکنندگان؛ آب هست، پرنده هست، حمایت نیست
در این میان، نام «سیروس زارع» بیش از همه شنیده میشود؛ دبیر تشکل احیاکنندگان تالاب بینالمللی کمجان و چهرهای که در سالهای اخیر «قهرمان تالابی کشور» شناخته شد.
او و همراهانش وقتی کمجان در آستانه فراموشی کامل بود، مسیر احیا را با دانش بومی، همراهی جامعه محلی و ابزارهای ساده
آغاز کردند.
حالا پس از ۱۹ سال، لکلکها بازگشتهاند، پرندگان مهاجر در بخشهایی از تالاب دیده میشوند و آب در برخی آببندها جمع شده است.
با این حال، زارع تأکید میکند که کمجان برای ادامه حیات به جریان طبیعی آب، حقابه، حفاظت از زیستگاه و اقدام عملی مستمر نیاز دارد.
آنچه در ادامه میخوانید، گفتوگویی است درباره احیای تالاب کمجان، اختلاف روایتها درباره وضعیت آن، نقش مشارکت مردمی و چالشهای حقابه و مدیریت آب در تالابهای فارس.
لکلکها امید را بازگرداندند
زارع به «درسانیوز» میگوید:
روزهایی بود که او و همراهانش با بیل و بیلچه به بستر خشکشده تالاب میرفتند و بعضیها کارشان را به سخره میگرفتند:
«اینها زوال عقل گرفتهاند، مگر میشود در بیابان آب جمع کرد؟»
اما آنها کار را ادامه دادند؛ حتی وقتی پای پروندههای قضایی، تهدید و درگیری با شکارچیان به میان آمد و در مواردی کار به
تیراندازی کشید.
حالا پس از سالها تلاش، آب در بخشهایی از کمجان جمع میشود، پرندگان بازگشتهاند و لکلکهایی که سالها از منطقه
دور مانده بودند، دوباره دیده میشوند.
زارع میگوید:
«این بازگشت گواهی است بر اینکه طبیعت، اگر فرصت و شرایط لازم را پیدا کند، هنوز میتواند بخشی از آنچه را از دست داده باز یابد.»
به گفته او،
پیش از آنکه بخشهایی از تالاب و دشت کربال در دهه ۱۳۶۰ زهکشی و خشک شوند و تغییرات ناشی از مدیریت آب بر منطقه اثر بگذارند، لکلکها در مزارع و محدوده تالاب حضور داشتند و روی درختان لانه میساختند.
اما پس از اجرای زهکشیها، پرندگان از منطقه رفتند.
«سالها گذشت و در دورهای که گروه احیاکنندگان برای بازگرداندن آب تلاش میکردند نیز خبری از بازگشت آنها نبود؛
اما در چهار، پنج سال اخیر لکلکها دوباره برگشتهاند، هرچند هنوز جمعیت آنها با گذشته قابل مقایسه نیست.»
او این بازگشت را نشانهای امیدوارکننده میداند:
«همه مشکلات برطرف نشده، اما بخشی از شرایط لازم برای زیست دوباره پرندگان در حال فراهمشدن است.
با این حال، بسیاری از شرایط طبیعی منطقه تغییر کرده است.
درختان بلند و امنی که لکلکها پیشتر برای لانهسازی از آنها استفاده میکردند، دیگر به اندازه گذشته در دسترس نیستند
و احیای زیستگاه بدون توجه به این نیازها ناقص میماند.»
در ماه گذشته، گروه احیاکنندگان برای بررسی امکان لانهسازی، پایههایی با ارتفاعهای ۶، ۹ و ۱۰ متر نصب کردهاند.
هدف این است که مشخص شود لکلکها از این پایهها استفاده میکنند یا نه.
اگر تجربه موفق باشد، امکان نصب پایههای بیشتر و فراهمکردن مکانهای امنتر برای لانهسازی وجود دارد.
برای زارع، شنیدن صدای پرندگان و دیدن بازگشت آنها به منطقه، بخشی از پاداش سالهایی است که با دشواری و امکانات
محدود سپری شدهاند.
تصاویر کمجان در نمایشگاهها به نمایش درآمده و خبرگزاریها و عکاسان طبیعت برای دیدن این تالاب به منطقه آمدهاند.
زارع از مشاهده اردک مرمری همراه جوجههایش یاد میکند؛
تصویری که نشانهای از امکان ادامه حیات و زادآوری در این زیستگاه است.
تلاش برای نگهداشتن آب در محدوده تالاب
تالاب کمجان تا مرز نابودی کامل پیش رفته بود؛ اما بخشی از فرصت احیای آن از ظرفیت منابع آبی داخل حوضه آبریز،
بارندگی و روانابهای منطقه به دست آمد.
احیاکنندگان تلاش کردند بهجای انتقال آب از بیرون حوضه، از همان منابع محدود موجود در منطقه استفاده کنند و نگذارند
آب بارندگیها بهسرعت از محدوده خارج شود.
آنطور که زارع میگوید،
هدف گروه احیاکنندگان بازگرداندن کمجان به شرایط پیشین و ایجاد ثبات در محدوده تاریخی تالاب است؛ محدودهای که در
نقشهها و اسناد مشخص شده و نمیتوان با تصمیمهای مقطعی آن را تغییر داد.
«در اسناد کنوانسیون رامسر، از مجموعه تالابهای کوچک آب شیرین در شمال رودخانه کُر و مجاورت شالیزارها یاد شده است.
برای احیای کمجان باید ساختار طبیعی منطقه، ارتباط آن با حوضه آبریز و رودخانه و همچنین ویژگیهای زمینشناختی و بومشناختی محدوده بهدرستی شناخته شود.»
کار احیای کمجان با ابزارهای ساده آغاز شد؛ با بیل و بیلچه و تلاش مردمی که میخواستند آب را در محدوده تالاب نگه دارند.
با گذشت زمان و گستردهترشدن عملیات، ابزارهای ابتدایی دیگر پاسخگو نبودند و استفاده از ماشینآلات سنگین ضرورت پیدا کرد.
آنها رفتهرفته با استفاده از لودر، بیل مکانیکی و بولدوزر بخشی از مسیرهای تخریبشده را اصلاح و آببندها را مرمت کردند.
زارع میگوید:
«هر سال بخشی از محدوده آسیبدیده تالاب اصلاح و مرمت شده، اما مسئله اصلی فراتر از مرمت چند آببند و مسیر آب است. زهکشیهای دهه ۶۰ بدون ارزیابی کافی پیامدهای محیطزیستی، ساختار اکولوژیک و شکل طبیعی زمین را به هم زده است.
در نتیجه، رابطه میان رودخانه، تالاب، زمینهای پیرامونی و مسیرهای طبیعی جریان آب تغییر کرده است.»
او هزینهها را از دشواریهای اصلی این مسیر میداند.
به گفته او،
سازمان حفاظت محیطزیست فقط در یک سال بخشی از هزینههای عملیات را پرداخت کرد و در سالهای دیگر، تأمین هزینهها
بر عهده مردم محلی، علاقهمندان به طبیعت و حامیانی از نقاط مختلف ایران بوده است.
این فعال محیطزیست ادامه میدهد: «محدودیتهای مالی اجازه نمیداد تمام کانالهای زهکشی غیرمجاز بهطور کامل مسدود شوند. به همین دلیل، گروه به ساخت بندهای کوچک در مسیر زهکشها روی آورد تا هنگام بارندگی، بخشی از روانآب در منطقه باقی بماند
و آبگیرهای فصلی شکل بگیرند.
این بندها کمک میکنند آب بهجای خروج سریع از محدوده، برای مدتی در زمین بماند و شرایط مناسبتری برای زیستگاه فراهم شود.»
به گفته او در برخی نقاط، امکان نگهداشتن زهاب کشاورزی نیز وجود دارد؛ هرچند کیفیت این آبها باید بررسی شود، زیرا آبی که به مواد و نهادههای کشاورزی آلوده شده باشد، لزوماً منبعی بیخطر برای تالاب نیست.
محیطزیست: کمجان خشک است
باوجود مستنداتی که زارع از آخرین وضعیت آببندهای کمجان و حضور پرندهها در اختیار «درسانیوز» گذاشته است،
«حسن طباطبایی»، رئیس اداره حفاظت و احیای تالابهای ادارهکل حفاظت محیطزیست فارس در گفتوگو با «درسانیوز» آخرین وضعیت
این تالاب را اینطور توصیف میکند:
«تالاب کمجان و در واقع مجموعه تالابهای طشک، بختگان و کمجان در حال حاضر خشکاند؛ بهجز آن قسمت از تالاب
طشک که بهواسطه «چشمگُمبان» آبگیری میشود، سایر بخشها خشکاند.»
او ۲۸ مهر درباره وضعیت این مجموعه تالابی در آغاز سال آبی جدید به درسانیوز گفته بود:
«تالابهای طشک و بختگان تقریباً بهطور کامل خشکاند.»
در اظهارنظرهای مدیران سازمان حفاظت محیطزیست از وضعیت کمجان کمتر میشنویم؛ حتی عنوان «نقشه راه احیای تالابهای طشک و بختگان» که بهمن پارسال به سند ملی ارتقا یافت و خرداد امسال به دستگاههای مسئول ابلاغ شد، نام کمجان را در خود ندارد.
اما حالا طباطبایی کمجان را در این نقشه راه جای میدهد و میگوید:
«سند ملی نقشه راه احیای مجموعه تالابهای طشک، بختگان و کمجان قرار است با مشارکت دستگاههای مختلف و محوریت کاهش مصرف آب در حوزه آبخیز، مسیر بازگشت این تالابها را به شرایطی نسبتاً پایدار هموار کند.»
رئیس اداره حفاظت و احیای تالابهای ادارهکل حفاظت محیطزیست فارس درباره اقدامات انجامشده برای احیای این مجموعه تالابی توضیح میدهد:
«در سال ۱۴۰۴، با پیگیریهای ادارهکل حفاظت محیطزیست فارس، سند نقشه راه این تالابها در ستاد ملی تالابها و با حضور
معاون اول رئیسجمهور مطرح شده و بهعنوان سند ملی به تصویب رسیده است.
در یک سال اخیر نیز پیگیری اجرای این سند در دستور کار قرار گرفته و مسئولیت بررسی و ارزیابی آن به دانشگاه شیراز سپرده
شده است.
این دانشگاه بهعنوان مجری، وظایف دستگاههای اجرایی، میزان پیشرفت آنها در تکالیف تعیینشده و همچنین اعتبارات
ضروری را برای اجرای سند بررسی و برآورد کرده است.
این موضوع را در دست پیگیری داریم تا بتوانیم در سطح ملی یا استانی اعتبار ویژهای برای اجرای این سند داشته باشیم.
البته در حال حاضر نیز از محل اعتبارات موجود دستگاهها، اجرای تکالیف تعیینشده در سند در دستور کار قرار دارد.»
او با اشاره به اینکه این سند برنامهای پنجساله است، ابراز امیدواری کرد:
که دستگاههای مسئول، ازجمله شرکت آب منطقهای، جهاد کشاورزی، ادارهکل حفاظت محیطزیست، منابع طبیعی،
میراث فرهنگی و دانشگاه بتوانند در این مدت به اهداف پیشبینیشده نزدیک شوند.
به گفته رئیس اداره حفاظت و احیای تالابهای فارس،
محور اصلی برنامه، کاهش مصرف آب در سطح حوزه آبخیز است تا شرایطی نسبتاً پایدار برای مجموعه تالابهای طشک،
بختگان و کمجان ایجاد کند.
طباطبایی همچنین درباره جایگاه تشکلهای مردمنهاد و گروههای مردمی در روند احیای تالابها میگوید:
«ادارهکل حفاظت محیطزیست همواره ارتباطات متنوعی با تشکلها داشته است و برای همراهی و همکاری با آنها آمادگی دارد.
قطعاً حمایتهای مردمی و تشکلها و همچنین بهرهگیری از دانش بومی، در چهارچوب قوانین و ضوابط کارشناسی، میتواند
بسیار راهگشا باشد.»
«میخواهند کمجان را مرده بدانیم»
زارع معتقد است که محیطزیست میخواهد کمجان را زیستگاهی مرده جلوه دهد.
او میگوید:
«برای من عجیب است که چرا سازمان حفاظت محیطزیست یا بخش تالابهای محیطزیست فارس میخواهند کمجان را تالابی
خشک و مرده معرفی کنند.
ای کاش به خودشان زحمت داده بودند و حداقل به کمجان آمده بودند تا ببینند که پشت هشت آببند ما آب است.»
به گفته او اکنون هر آببند موجود در تالاب کمجان بین سه تا چهار کیلومتر طول، ۴۰ متر عرض و یکونیم متر عمق دارد.
زارع اندازه آببندها را با تالاب «جورجور» در لامرد مقایسه میکند:
که ادارهکل محیطزیست چندی پیش آن را تالابی جدید معرفی کرد؛ تالابی رودخانهای که بیش از ۵۰ درصد آن آبگیری شده است.
این فعال محیطزیست ادامه میدهد:
«هر آببند کمجان بهاندازه یک تالاب جورجور که امسال با افتخار آن را در فهرست تالابها میآورند، آب دارد.
یعنی ما هشتبرابر تالاب جورجور در کمجان آب داریم.»
زارع یادآوری میکند:
که پرندههای مهاجر باوجود این شرایط مساعد از مردادماه به کمجان آمدهاند:
«تنوع زیستی کمجان غنی است و همین حالا بیش از ۱۰ گونه پرنده مهاجر به تالاب آمدهاند، اما محیطزیست میخواهد
کمجانِ زنده را مرده معرفی کند.
ما تأییدمان را از محیطزیست نمیگیریم. تأییدمان را از تالاب و همینطور پرندهای میگیریم که سالانه به این زیستگاه میآید
و بخشی از دوره مهاجرتش را اینجا میگذراند.»
او از طرف دیگر میگوید:
«بخش تالابهای ادارهکل محیطزیست فارس سالهای سال است منابع مالی را از کمجان دریغ میکند و توجهی به این تالاب ندارد. نمیدانم کدام دستگاه باید این متولی قانونی را متوجه وظیفهاش کند.
ما برای نگهداشتن این تالاب، منابع مالی را بهسختی تأمین کردیم، اما برایمان سؤال است که بودجه تالابها کجا حیفومیل میشود.»
تغییر اقلیم همه ماجرا نیست
یکی دیگر از انتقادهای زارع، نسبتدادن همه مشکلات تالابهای فارس به خشکسالی است.
او میان تغییر اقلیم و آنچه «خشکسازی» مینامد تفاوت قائل است و میگوید:
«تغییر اقلیم واقعیتی انکارناپذیر است و نوسان بارش و تغییر شرایط آبوهوایی میتواند بر وضعیت تالابها اثر بگذارد؛
اما در کنار این عوامل، مداخلات انسانی نیز جریان طبیعی آب را تغییر دادهاند. کمجان قربانی مدیریت نادرست آب است.
نباید همه آنچه بر سر تالابهای فارس آمده، به حساب خشکسالی گذاشته شود.
تغییر مسیر رودخانهها، زهکشی، سدسازی، برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی و تصمیمهایی که بدون توجه کافی به
ساختار طبیعی منطقه گرفته شدهاند، در این وضعیت نقش داشتهاند.
تا زمانی که نگاه به منابع آب تغییر نکند و سهم طبیعت از جریان رودخانهها به رسمیت شناخته نشود، تالابها همچنان
در معرض خطر خواهند بود.»
زارع با اشاره به تالابهای پریشان، ارژن، بختگان، طشک و کمجان ادامه میدهد:
«بختگان، طشک و کمجان باید از جریان رودخانه کُر تغذیه شوند؛ اما برخی تالابهای دیگر در گذشته از چشمهها، منابع آب
زیرزمینی و روانابهای فصلی آب میگرفتند.
وضعیت تالابهای پریشان و ارژن نیز باید با درنظرگرفتن میزان بارش، برداشت از منابع زیرزمینی و تغییر نظام طبیعی منطقه
بررسی شود.»
بیتوجهی دستگاهها به حقابه
از موضوعاتی که زارع بارها به آن اشاره میکند، مسئله حقابه تالابهاست؛ به باور او، این حق در سالهای گذشته بهتدریج
جای خود را به سهمی حداقلی و وابسته به تصمیمهای مدیریتی داده است.
این فعال محیطزیست میگوید:
«تالابی که در گذر تاریخ با جریان آب شکل گرفته و پابرجا مانده است، ازنظر طبیعی و تاریخی حق آب دارد؛
حقی که نه با تصمیمی اداری ایجاد میشود و نه با نادیدهگرفتن آن از بین میرود.
وزارت نیرو، دستگاههای مدیریت آب و بهرهبرداران شبکه به نیاز زیستبومها کمتوجهی میکنند.
وقتی آب به کالایی برای فروش و تخصیص تبدیل میشود، نیاز طبیعت به حاشیه میرود و دستگاههای مسئول نیز
واکنش و اقدام متناسبی برای حفاظت از این نیاز نشان نمیدهند.»
زارع امیدوار است که توزیع آب بر مبنای واقعیتهای طبیعی و حقوق قانونی انجام شود و نیاز تالابها در اولویت قرار گیرد.
از نگاه او، احیا بدون جریان آب و بهرسمیتشناختن نیاز اکولوژیک، پایدار نمیماند.
آب نیست؛ نه برای کشاورزی، نه برای تالاب
زارع احیای کمجان را از زندگی و معیشت مردم محلی جدا نمیداند.
به گفته او،
مردم منطقه با درد مشترکی روبهرویند؛ آب کافی برای کشاورزی ندارند و تالاب نیز از آب محروم شده است.
در کنار این مشکلات، فرصتهای شغلی جایگزین و مشاغل خرد هم بهاندازه کافی شکل نگرفتهاند.
او میگوید:
«در گذشته، پوشش گیاهی، بیشهها، مراتع و چشمانداز طبیعی بخشی از زندگی روزمره مردم بود.
دامداری و ارتباط با طبیعت در معیشت منطقه جای داشت و مردم با زمین، بارش و مسیرهای آب آشنا بودند.
پوشش گیاهی بومی نیز در زندگی محلی و ساخت خانهها کاربرد داشت.
با کاهش آب کشاورزی، فشار بر زندگی مردم بیشتر شده است؛ بهویژه در شرایطی که شغل جایگزین و فرصت
اقتصادی کافی وجود ندارد.»
این فعال محیطزیست معتقد است مدیریت آب باید شرایط منطقه و نیاز واقعی مردم و طبیعت را بشناسد.
در منطقهای با بارندگی محدود و متغیر، نمیتوان بدون توجه به ظرفیت حوضه آبریز، پوشش گیاهی، جریانهای فصلی
و زندگی مردم تصمیم گرفت. راهکار باید هم زیستبوم و هم معیشت مردم را در نظر گیرد.
سازمان میتواند در موفقیت احیای تالاب سهیم شود
اعضای گروه احیاکنندگان کمجان در آغاز فعالیتهای خود، از مسئولیت سازمان حفاظت محیطزیست در قبال تالابها شناخت روشنی نداشتند. زارع میگوید:
«تصورشان این بود که وظیفه محیطزیست، بیشتر حفاظت از حیوانات و جلوگیری از شکار است. بعدها با پیشنهاد دوستانمان،
برای پیگیری وضعیت زیستگاه به اداره محیطزیست رفتیم و متوجه شدیم حفاظت از تالاب از وظایف ذاتی این سازمان است.»
به گفته زارع، در سالهای نخست، برخی مدیران محیطزیست از اقدامات احیایی حمایت کردند.
او از حمید ظهرابی، حسینعلی ابراهیمی کارنامی، زندهیاد حمزه ولوی و سعید محمودی، مدیران کل سابق محیطزیست فارس،
بهعنوان افرادی یاد میکند که در مقاطعی از کمجان حمایت کردند.
زارع از این همراهیها قدردانی میکند و معتقد است این حمایتها به پیشبرد کار کمک کرده است.
او ادامه میدهد:
«با این حال، در سالهای بعد حمایتها کمرنگ شد و گاهی اقدامات سازمان با روند احیا همسو نبود.
باید در نظر داشت که حمایت از کمجان لطف نیست، بلکه وظیفه قانونی سازمان حفاظت محیطزیست است.
اگر سازمان به وظیفه خود عمل کند، در کنار مردم قرار میگیرد، وگرنه باید درباره عملکرد آن سؤال کرد.
سازمان میتواند در موفقیت واقعی احیای تالاب سهیم باشد؛ نه اینکه توجهها فقط به حضورهای نمادین و عکسگرفتن محدود شود.»
تالاب کمجان از نگاه احیاکنندگان؛ آب هست، پرنده هست، حمایت نیست
تالاب کمجان امروز به یکی از نمونههای کمیاب احیای مشارکتی تالاب در ایران تبدیل شده است؛ نمونهای که در آن، جامعه محلی بهجای انتظار برای راهحلهای بیرونی، با دانش بومی و ابزارهای محدود، آب را در محدوده تالاب نگه داشت و زیستگاه را زنده کرد. بازگشت لکلکها و حضور پرندگان مهاجر، مهمترین شاهد این ادعاست؛ هرچند به گفته سیروس زارع، این بازگشت شکننده است
و بدون جریان طبیعی آب، حقابه و حفاظت مستمر دوام نمیآورد.
اختلاف روایتها میان تشکل احیاکنندگان و ادارهکل حفاظت محیطزیست فارس نیز نشان میدهد که مسئله کمجان فقط یک
اختلاف فنی بر سر اندازه آببندها نیست؛ بلکه پرسشی است درباره جایگاه مشارکت مردمی، شفافیت بودجه تالابها و مسئولیت قانونی دستگاهها.
کمجان هنوز زنده است، اما زندهماندن آن به تصمیمهایی بستگی دارد که هنوز گرفته نشدهاند: به رسمیت شناختن حقابه،
بازگرداندن جریان طبیعی آب و همراهی واقعی نهادهای مسئول با مردمی که ۱۹ سال برای نگهداشتن این تالاب ایستادهاند.
تالاب کمجان کجاست؟
تالاب کمجان در شمال روستای کمجان، شهرستان خرامه در استان فارس قرار دارد و بخشی از مجموعه تالابهای طشک
بختگان و کمجان است.
وضعیت تالاب کمجان اکنون چگونه است؟
روایتها متفاوت است. سیروس زارع میگوید هشت آببند تالاب آب دارد و پرندگان مهاجر بازگشتهاند. اما ادارهکل حفاظت محیطزیست فارس میگوید مجموعه تالابهای طشک، بختگان و کمجان خشکاند.
احیای تالاب کمجان چگونه آغاز شد؟
احیای کمجان از حدود ۱۹ سال پیش با مشارکت مردمی، استفاده از دانش بومی و ابزارهای ساده مانند بیل و بیلچه آغاز شد
و بعدها با ماشینآلات سنگینتر ادامه یافت.
مهمترین نیاز تالاب کمجان چیست؟
به گفته سیروس زارع، کمجان برای ادامه حیات به جریان طبیعی آب، حقابه، حفاظت از زیستگاه و اقدام عملی مستمر نیاز دارد.
نقش حقابه در احیای تالابها چیست؟
زارع معتقد است تالابها ازنظر طبیعی و تاریخی حق آب دارند و احیا بدون بهرسمیتشناختن نیاز اکولوژیک و جریان آب پایدار نمیماند.
