آلودگی نفتی جنگلهای حرا در قشم؛ تهدید خاموش اکوسیستم تنگه هرمز
یادداشتی از محسن عباسیفرد در پایگاه تحلیلی‑خبری درسانیوز: نیما شکری، مدیر اجرایی مشترک «مؤسسه آب، محیطزیست و بهداشت دانشگاه سازمان ملل متحد»، هفته گذشته در وبسایت The Conversation نسبت به پیامدهای زیستمحیطی جنگ و افزایش آلودگیهای نفتی در خلیجفارس هشدار داد.
جنگلهای حرا در معرض زخم نفتی جنگ
به گفته او، لکههای نفتی اکنون به جنگلهای حرا در جزیره قشم رسیدهاند و تهدیدی فراتر از آلودگی سطح آب برای کل اکوسیستمهای ساحلی منطقه محسوب میشوند.
تنگه هرمز؛ نه فقط گلوگاه انرژی، بلکه گلوگاه محیطزیست
جنگلهای حرای قشم در منطقه خوران، در مجاورت تنگه هرمز قرار دارند؛ یکی از راهبردیترین مسیرهای دریایی و انرژی جهان.
شکری تأکید میکند که تنگه هرمز معمولاً از دریچه ژئوپلیتیک و مفاهیمی چون انتقال نفت، کشتیرانی، قیمت انرژی و تجارت جهانی بررسی میشود،
اما در پساین نقشه، اکوسیستمهایی شکننده و حیاتی جای گرفتهاند که کمتر دیده میشوند.
این منطقه، افزون بر جنگلهای حرا، زیستگاه صخرههای مرجانی، علفزارهای دریایی، آبزیان متنوع و جوامع ساحلی است و آبهای آن برای زیرساختهای تأمین آب آشامیدنی نیز حیاتیاند.
از این رو، نویسنده، تنگه هرمز را تنها «گلوگاه انرژی» نمیداند، بلکه آن را «گلوگاه محیطزیستی» نیز توصیف میکند؛ گلوگاهی که در شرایط جنگی، هر دو وجه آن همزمان تحت فشار شدید قرار میگیرند.
نفت در حرا؛ آلودگیای که میماند و گسترش مییابد
بر اساس این گزارش، لکههای نفتی در امتداد سواحل جنوبی ایران حرکت کرده و به جنگلهای حرای قشم رسیدهاند. مقامهای ایرانی هنوز در حال ارزیابی ابعاد آلودگی هستند و منشأ دقیق نفت مشخص نشده، اما در جریان جنگ، چندین مورد نشت نفت در منطقه شناسایی شده است.
شکری هشدار میدهد که آلودگی نفتی در محیطهای دریایی پدیدهای تازه نیست، اما ورود نفت به اکوسیستم حساس حرا شرایط ویژهای ایجاد میکند.
جنگلهای حرا در مرز خشکی و دریا قرار دارند و شبکه متراکم ریشههایشان سرعت جریان آب را کاهش داده و رسوبات را به دام میاندازد.
همین ویژگی که این جنگلها را به اکوسیستمی بسیار پربازده تبدیل کرده، آنها را در به دام انداختن آلایندهها نیز توانا ساخته است.
نفتی که روی سطح آب شناور است، در برخی شرایط قابل جمعآوری است، اما وقتی به سواحل و رسوبات ریز نفوذ کند، پاکسازی آن چندین برابر دشوارتر میشود.
آلودگی میتواند ریشهها و نهالهای حرا را تحت تأثیر قرار دهد و جانداران کفزی و تغذیهکننده از رسوبات را در معرض خطر قرار دهد.
همچنین اثرات آلودگی فقط به بخشهای ظاهراً آلوده درختان محدود نمیشود و زنجیره غذایی ماهیها، پرندگان و دیگر آبزیان را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
از خارگ تا قشم؛ زنجیره آلودگیهای جنگی
این گزارش تأکید دارد که رویداد قشم را نباید پدیدهای منفرد و جدا از سایر تحولات منطقه دانست.
پیشتر نیز لکه نفتی دیگری در نزدیکی جزیره خارگ، در شمال خلیجفارس، ردیابی شده بود.
تصاویر ماهوارهای نشان دادهاند که جریانهای دریایی میتوانند آلودگی را از مسیر تنگه خوران بهسوی جنگلهای حرا منتقل کنند.
همچنین پژوهشهای مبتنی بر دادههای ماهوارهای از افزایش قابلتوجه تعداد و گستره آلودگیهای نفتی در
خلیجفارس از زمان آغاز جنگ خبر میدهند.
به اعتقاد نویسنده، اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر میشود که آلودگیهای نفتی را نه بهعنوان حوادث پراکنده،
بلکه بهعنوان بخشی از پیامدهای زیستمحیطی یک درگیری طولانیمدت در نظر بگیریم.
اولویت نخست؛ مهار آلودگی، نه صرفاً پاکسازی
به نوشته شکری، اولین اقدام ضروری در قشم، مهار آلودگی و جلوگیری از ورود نفت بیشتر به جنگلهای حرا است؛
زیرا جلوگیری از ورود نفت به این زیستبوم، بسیار مؤثرتر از تلاش برای پاکسازی پس از نفوذ به محیط پیچیده میانجزرومدی خواهد بود.
اما مهار آلودگی بهتنهایی کافی نیست. باید منشأ و ویژگیهای شیمیایی نفت مشخص شود، گستره آلودگی نقشهبرداری گردد و پایش ماهوارهای در کنار مشاهدات میدانی انجام شود.
نمونهبرداری از آب و رسوبات نیز برای تعیین دقیق میزان آلودگی ضروری است.
همچنین باید وضعیت مناطق آلوده و غیرآلوده با یکدیگر مقایسه شود تا شرایط پیشآلودگی اکوسیستم مشخص گردد
و پسازآن، وضعیت جنگلهای حرا، آبزیان و سایر شاخصهای زیستمحیطی برای مدتی طولانی پایش شود.
بااینحال، ادامه جنگ میتواند این اقدامات را با دشواری مواجه کند؛ درگیری نظامی ممکن است دسترسی کارشناسان، سازمانهای محیطزیستی و گروههای واکنش اضطراری را به مناطق آلوده محدود سازد.
هشدار درباره پاکسازی تهاجمی؛ مبادا خود درمان، بیماری شود
نویسنده همچنین درباره روشهای پاکسازی نفت هشدار میدهد. تجربه نشت نفتکش «اکسون والدز»
در سال ۱۹۸۹ در آلاسکا نشان داد که برخی روشهای تهاجمی پاکسازی میتوانند خود به محیطزیست آسیب بزنند.
در آن حادثه، شستوشوی سواحل با آب داغ و فشار بالا، هرچند بخشی از نفت را از بین برد،
اما به جانداران و زیستگاههای ساحلی نیز صدمه جدی وارد کرد.
در جنگلهای حرا که ریشهها و رسوبات آنها نسبت به اختلال فیزیکی بسیار حساس هستند،
استفاده از روشهای شدید پاکسازی میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
به همین دلیل، هرگونه عملیات پاکسازی باید متناسب با ویژگیهای این اکوسیستم شکننده طراحی شود.
از نگاه شکری، پایان یافتن آلودگی ظاهری نیز بهمعنای پایان بحران نیست؛ جنگلهای حرا حتی پس از پاکسازی سطحی ساحل، باید برای مدتی طولانی تحت نظارت مستمر قرار گیرند.
خسارتهایی که با پایان جنگ تمام نمیشوند
این گزارش به مسئلهای فراگیرتر اشاره میکند: در زمان جنگ، آسیبهای محیطزیستی معمولاً در اولویت پایینتری نسبت به مسائل نظامی، سیاسی و اقتصادی قرار میگیرند، در حالی که چنین رویکردی میتواند پیامدهای بلندمدت و جبرانناپذیری داشته باشد.
به نوشته شکری، اکوسیستمها بخشی از زیرساختهای حیاتی جوامع هستند. حراها از سواحل محافظت میکنند، به تداوم زیستبومهای دریایی کمک میکنند و در حفظ منابع شیلاتی نقشی کلیدی دارند.
خاک، آبخوانها و آبهای ساحلی نیز برای کشاورزی، تأمین آب آشامیدنی و فعالیت تأسیسات آبشیرینکن از اهمیت بالایی برخوردارند.
یک اکوسیستم سالم در دورههای بیثباتی سیاسی و اقتصادی، نقش مهمی در افزایش تابآوری جوامع محلی
ایفا میکند. بنابراین، تخریب آن میتواند هزینههایی ایجاد کند که مدتها پس از پایان درگیری باقی بماند.
تفاوت اکوسیستم با یک ساختمان یا زیرساخت فیزیکی در همین نقطه آشکار میشود:
اگر پل یا ساختمانی تخریب شود، امکان بازسازی آن وجود دارد، اما یک جنگل حرا حاصل فرایندهای زیستی طولانیمدت است و بهسادگی قابل بازسازی نیست.
بازگشت کارکردهای ازدسترفته اکولوژیک ممکن است سالها زمان ببرد و برخی تغییرات نیز بهسختی
برگشتپذیر خواهند بود.
تنگه هرمز؛ هم گلوگاه انرژی، هم گلوگاه محیطزیستی
در پایان، نویسنده تأکید میکند که هنوز برای توصیف آلودگی قشم بهعنوان یک «فاجعه محیطزیستی» شواهد کافی وجود ندارد، اما آنچه رخ داده، نشانهای از یک مسئله بزرگتر و ساختاری است.
در منطقهای که حجم عظیمی از هیدروکربنها، تردد گسترده کشتیها، زیرساختهای حیاتی آب و اکوسیستمهای شکننده ساحلی در جغرافیایی محدود در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، نمیتوان ریسک محیطزیستی را از ریسک ژئوپلیتیکی جدا کرد.
ادامه درگیری میتواند احتمال حوادث، آسیب به زیرساختها، آلودگی و اختلال در مدیریت محیطزیست را افزایش دهد. بخشی از این پیامدها بلافاصله دیده میشوند؛ مانند آلودگی سواحل یا آسیب به پوشش گیاهی، اما بخش دیگر بهصورت خاموش در رسوبات، خاک، آبهای زیرزمینی، زنجیره غذایی و اکوسیستمهای تحت فشار باقی میماند.
جنگها سرانجام تمام میشوند، اما پیامدهای محیطزیستی آنها الزاماً با پایان جنگ تمام نمیشوند.
آلودگی نفتی جنگلهای حرا در قشم؛ تهدید خاموش اکوسیستم تنگه هرمز
