انفجار مین زیر پای داوطلب زاگرس در آتش‌سوزی بوزین و مرخیل؛ روایت تلخ امداد در منطقه جنگی

کد خبر: 64983

حادثهٔ تلخِ انفجارِ مین برایِ یک داوطلبِ محیط‌زیست در زاگرس، نه فقط یک رویدادِ انسانیِ دردناک، بلکه هشداریِ آشکار دربارهٔ میراثِ خاموشِ جنگ، نبودِ اطلاع‌رسانی و خطراتِ پنهانی است که جانِ امدادگرانِ غیرنظامی را در مناطقِ جنگیِ پاک‌سازی‌نشده تهدید می‌کند.

انفجار مین زیر پای داوطلب زاگرس در آتش‌سوزی بوزین و مرخیل؛ روایت تلخ امداد در منطقه جنگی

اعظم چقازردی گزارشگر پایگاه تحلیلی‌- خبری درسانیوز؛ مهرداد جمشیدی، فعال محیط‌زیست و داوطلب اطفای حریق، هنگام بازگشت از مهار آتش‌سوزی در منطقه حفاظت شده «بوزین و مرخیل» (استان کرمانشاه) بر اثر انفجار مین به جای مانده از جنگ هشت ساله به شدت مجروح شد.

شبی که آتش و مین در کمین داوطلبان بود

پای چپ او آسیب جدی دیده و تحت چندین عمل جراحی قرار گرفته است.

این حادثه بار دیگر خطرات مین های باقی مانده و ضرورت اطلاع‌رسانی به نیروهای امدادی را برجسته کرد.

جزئیات حادثه؛ شبی که آتش و مین در کمین داوطلبان بود

یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵، پس از رعد و برق و صاعقه، آتش‌سوزی در منطقه حفاظت شده «بوزین و مرخیل» در شمال زاگرس شعله‌ور شد.

با حضور نیروهای محیط‌زیست، منابع طبیعی و جمعی از داوطلبان، عملیات اطفای حریق آغاز شد.

مهرداد جمشیدی، شاعر و کنشگر محیط‌زیست، به همراه رضا حیدری و محسن رجبی – از اعضای اورژانس جنگل کرمانشاه – در یکی از تیم‌های شش نفره مشغول مهار آتش بودند.

پس از خاموش شدن حریق، گروه در حال بازگشت از ارتفاعات بود که ناگهان انفجاری مهیب رخ داد. جمشیدی روی یک مین جنگی قدم گذاشته بود.

ترکش‌ها به پای چپ و لگن او اصابت کرد و همراهانش نیز به اطراف پرتاب شدند.

رضا حیدری، فعال محیط‌زیست، می‌گوید:

«حدود ۱۰ متر از محل آتش دور نشده بودیم که انفجار رخ داد.

پای چپ آقای جمشیدی به شدت شکست و عصب و رگهای آن آسیب دید.

آتش دوباره شعله‌ور شد و تا یک متری ما رسید.

با یک دمنده باد که همراه داشتیم، آتش را خاموش کردیم؛ و گرنه هر سه نفر می‌سوختیم.»

 

امدادرسانی در کوهستان صعب‌العبور؛ انتقال ۴ ساعته

جمشیدی دچار خون‌ریزی شدید شد.

همراهان با استفاده از شاخه‌های درخت، پای او را آتل‌بندی کردند و با تماس با ۱۱۰ و ۱۱۵ درخواست آمبولانس و خون کردند.

نیروهای سپاه و اهالی محلی نیز به کمک آمدند و انتقال او به جاده اصلی حدود ۴ ساعت به طول انجامید. منطقه کوهستانی و شیب‌دار بود و امدادگران چندین بار زمین خوردند.

جمشیدی ابتدا به بیمارستان پاوه منتقل و سپس برای جراحی تخصصی به بیمارستان کوثر سنندج اعزام شد.

هم اینک خانواده و دوستانش در انتظار نتیجه جراحی‌ها هستند.

ناآگاهی از وجود مین؛ خطر پنهان در مناطق جنگی

صابر الفتی، دبیر انجمن «سرود سبز زاگرس»، تأکید کرد که هیچ یک از داوطلبان از مین خوار بودن منطقه مطلع نبودند.

او گفت:

«یک ماه قبل نیز در منطقه نوسود هنگام اطفای حریق، چند انفجار رخ داد و تازه متوجه شدیم آنجا میدان مین است.

کنشگران مدنی نیروی نظامی نیستند و باید نهادهای مربوطه پیش از ورود، مناطق پاک‌سازی یا ممنوعه را اطلاع‌رسانی کنند.»

وی خواستار تشکیل ستاد مشترک برای هماهنگی و اطلاع‌رسانی درباره مناطق آلوده به مین شد.

انگیزه‌های آتش‌سوزی‌های عمدی در زاگرس

الفتی سه عامل اصلی آتش‌سوزی‌های عمدی در منطقه لکستان را برشمرد:

زمین‌خواری

کشت خشخاش

زغال‌گیری

به گفته او، نظارت کافی بر جنگل‌ها وجود ندارد و به همین دلیل مشارکت مردمی در اطفای حریق افزایش یافته است.

این درگیری‌ها تاکنون بیش از ۲۰ کشته و ده‌ها مجروح در میان داوطلبان محیط‌زیست بر جای گذاشته است.

وضعیت فعلی و پیامدها

مهرداد جمشیدی، مهندس برق فشار قوی که سال‌ها داوطلبانه برای نجات زاگرس تلاش کرده، اکنون برای حفظ پای چپ خود با پزشکان همراه است.

اولین جمله او پس از جراحی، خطاب به رضا حیدری این بود:

«داداش، آتش خاموش شد؟»

آتش خاموش شده بود، اما درمان او ادامه دارد و همه در امید و نگرانی به سر می‌برند.

مهرداد جمشیدی، پس از جراحی، نخستین پرسشش از رفیقش این بود:
«داداش، آتش خاموش شد؟»
آتش خاموش شد، اما دردِ او و خانواده‌اش تازه آغاز شده است.

باشد که این رنج، بی‌پاسخ نماند و مسئولان، نه فقط در گفتار، بلکه در عمل، برایِ نجاتِ جانِ داوطلبانی که از جانِ خود برایِ ایران می‌گذرند، چاره‌ای اساسی بیندیشند.

زاگرس، تنها یک رشته‌کوه نیست؛ خانهٔ دلِ ماست.

و حافظانِ آن، سزاوارِ بهترین‌ها از سویِ همهٔ ما هستند

فرجام سخن:

این حادثهٔ تلخ، تنها یک روایت فردی نیست؛ بلکه هشدارِ دوباره‌ای است به همهٔ ما دربارهٔ میراثِ خاموشِ جنگ که هنوز پس از دهه‌ها، جانِ غیرنظامیان و داوطلبانی را می‌گیرد که برای محافظت از طبیعتِ این سرزمین، پای در دلِ خطر می‌گذارند.

مهرداد جمشیدی و صدها داوطلبِ محیط‌زیستِ دیگر، بدون هیچ چشم‌داشتی، با عشق به زاگرس و ایران، جانِ خود را در طبقِ اخلاص گذاشته‌اند.

آنان نه سربازند و نه مأمور؛ آنها شهروندانی هستند که وظیفهٔ انسانیِ خود را بالاتر از ایمنیِ شخصی می‌دانند.

اما این وظیفه، وقتی با ناآگاهی از خطراتِ پنهانی همچون مین‌های باقی‌مانده همراه می‌شود، می‌تواند به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر بدل گردد.

انفجار مین زیر پای داوطلب زاگرس در آتش‌سوزی بوزین و مرخیل؛ روایت تلخ امداد در منطقه جنگی

انفجار مین در زاگرس؛ داوطلب محیطزیست قربانی میراث جنگ شد

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *