دکتر مسعود پزشکیان، کنار ما باشید برای حفظ هیرکانی
یادداشتی از محسن عباسیفرد در پایگاه تحلیلی-خبری درسانیوز؛ نخستین حلقه از زنجیره طولانی فلسفهورزی درباره دوگانه حقیقت و قانون، با پرچمداری «افلاطون» و سپس اعجوبهای بیمانند همچون «کانت» با این نگرش تابیده و بافته شد که «قانون، فرع بر حقیقت و حقیقت، اصل ارجح بر قانون است»
و همه ما میدانیم که تبصرههای ۱ و ۲ ماده ۳۶ قانون برنامه هفتم و با هدف تاراج دوباره ثروتهای ملی این سرزمین و با به مسلخ فرستادن حقیقت بر قانون تحمیل شد.
سودجویان بر شاهرگهای زیستی این سرزمین استیلا
دکتر مسعود پزشکیان! چرا درحالیکه بر اساس مطالعات انجام شده سالانه بیش از یک میلیارد اصله نوع نهال تنها در هیرکانی از سوی گلههای گاو و گوسفند چریده میشود
و سودجویان بر شاهرگهای زیستی این سرزمین استیلا یافتهاند، اجرای این دو تبصره ناندرآور قانون برنامه هفتم در دستورکار است؟
دکتر پزشکیان! از مدیران خود در سازمان منابع طبیعی بخواهید به ولینعمتان خود توضیح دهند چرا درحالیکه گروه کثیری از اساتید و متخصصین مخالف برداشت درختان زیستگاهی هستند؛
ولی استانداران و کارکنان مجلس از حوزههای انتخابیه شمال کشور بر این استخراج معدنوار از هیرکانی پافشاری دارند، مدام از پلههای ساختمانهای تشکیلات منابع طبیعی بالا و پایین میدوند و
درحالیکه تا امروز جامعه مدنی ایران و متخصصین و اهلفن موفق به نشست و گفتگوی رودررو با رئیس این سازمان نشدهاند،
ولی آنها بهراحتی به این مدیران دسترسی دارند؟
تناقض در بیان مدیران منابع طبیعی
مدیران سازمان منابع طبیعی را مکلف کنید تا برای افکار عمومی مطالبهگر توضیح دهند که چرا نشست دانشگاهیان با معاون امور جنگل سازمان درباره اجرای تبصره ۱ ماده ۳۶ قانون برنامه هفتم آنگونه یکجانبه و هدفمند منتشر شد؟
از آنها بپرسید چرا اینهمه تناقض در بیان مدیران منابع طبیعی کشور هست؟
و اصلاً چرا نسبت به یک موضوع فنی اینهمه نظر متفاوت و متضاد بیان میشود؟
ایراد کار در کجاست؟ نظام آموزشی؟ ساختار پژوهشی یا تشکیلات اجرایی؟
اینهمه صدا و نظر متضاد و متناقض از درون یک ساختار و یک نهاد نشانه چیست؟
یکی میگوید شکسته و افتاده کانون آفات است، دیگری میگوید شکسته و افتاده زیستگاهی ارزشمندتر از درختان سرپاست،
اما یکی میگوید این جنگلها کشش برداشت ندارد، آن دیگری که اتفاقاً ساکن اروپاست آشکارا میگوید که قیمت چوبهای شما در اروپا فلان قدر است،
یکی میگوید ما هدف اقتصادی از این برداشتها نداریم،
آن دیگری میگوید که این درختان بیتالمال است و باید بر سر سفره مردم برده شود!
و گروهی ناتوانی و ناشایستگی ساختاری در مهار آتشسوزی جنگل و سیلاب را به گردن درختان زیستگاهی میاندازند.
بیرونکشیدن نیمدرصدی درختان زیستگاهی
از کارشناسان سازمان منابع طبیعی بخواهید گزارش رسمی بدهند که در هفتاد سال گذشته چند فقره آتشسوزی یا سیل در پارسالهای شاهد حوزههای ۱۰۶ گانه طرحهای جنگلخواری سابق ثبت شده است؟
هرچند از تشکیلات منابع طبیعی ایران بخواهید تا به افکار عمومی توضیح دهد بیرونکشیدن نیمدرصدی درختان زیستگاهی اولویت چندم مدیریتی این سازمان باید باشد؟
آن نیم درصد را چگونه محاسبه خواهند کرد و چگونه اجرا خواهند کرد؟
چه ضمانتی هست که نیم درصد ذکر شده روی کاغذ در عرصه ۱ یا ۱۰ درصد یا بیشتر نشود؟
بیرونکشیدن همان نیم درصد چند میلیون اصله نونهال و چند صدهزار مترمکعب خاک را نابود خواهد کرد؟
درختان زیستگاهی در این شرایط اقتصادی و معیشتی
دکتر مسعود پزشکیان! باصدای بلند هشدار میدهیم که بیرونکشیدن درختان زیستگاهی در این شرایط اقتصادی و معیشتی با هر حجم و ابعاد و اندازهای و با فرض محالِ هر هدف خیر و نیت درستی هم که انجام شود،
بیگمان امواج سهمگین هجوم جامعه محلی و مردمان در بند کاستیهای معیشتی و کمبودهای اقتصادی را به جنگلهای شمال در پی خواهد داشت و چه کسی است که نداند تشکیلات منابع طبیعی این سرزمین،
توانمندی و ابزار و حتی انگیزههای لازم برای مهار این موجهای ویرانگر را نخواهد داشت.
از آنها بخواهید توضیح دهند درحالیکه افرادی باسابقه بیش از ۱۵ بار قاچاق سازماندهی شده چوب بهراحتی از چنگ قانون و قضا میگریزند و چندباره با اره و تبر و وانت به جنگل باز میگردند
چرا این سازمان بهجای رایزنی با وزارت دادگستری و قوه قضاییه با هدف متناسبسازی احکام اصداریِ قاچاق چوب، سرگرم تفسیر تبصرههای ۱ و ۲ قانون برنامه هفتم و توجیه و تفسیر به مطلوب واژههای آن قانون است؟
از آنها بپرسید مگر اعمال نظارت بر کارگاههای چوببری شناسنامهدار و کنترل ورود و خروج چوب جنگلی به این مقاصد سلاخی چقدر نیرو و امکانات میخواهد؟
دکتر مسعود پزشکیان! از آنهایی که امروز از رهاشدگی جنگلهای شمال به واسطه اجرای طرح مترقی توقف بهرهبرداری چوبی میگویند بپرسید چرا در هفتاد سال گذشته ۹۳ درصد جنگلهای کشور را رها کرده بودند
و دلسوزی و تخصصشان تنها مشمول ۷ درصد از جنگلهای برخوردار از توان تولید چوب شده بود؟
میدانید چرا امروز افکار عمومی در برابر شما موضع میگیرد و در کنارتان نمیایستد؟
چون به شما بیاعتماد است.
راش و بلوط و افرا و توسکا و ممرز
چون شما برخلاف دستور معاون اول و معاون وقت راهبری وقت رئیسجمهور «نیازی به اقناع افکار عمومی» نمیبینید.
چون شما که دم از جنگلداری اجتماعی میزنید، جامعه و اجتماع مردم را قبول ندارید.
اما چون شصت سال بیش از شصت میلیون مترمکعب راش و بلوط و افرا و توسکا و ممرز و چه و چه را با همین طرحهای جنگلداری بریدید و بردید و حتی یک برگ بیلان مالی ندادید.
مگر قرار نبود ۴۵ درصد درآمدهای تولید چوب از قِبَل طرحهای جنگلخواری به تأمین تجهیزات و امکانات و امور پرسنلی اختصاص یابد؟
چرا چنین نشد؟ که اگر شده بود ایران امروز میتوانست صاحب بزرگترین و مجهزترین سازمان مستقل مهار آتش جنگل در سراسر قاره آسیا باشد نه اینکه برای اطفای حریق جنگلهایش منتظر کمکهای خارجی بماند.
سازمان متولی منابع طبیعی کشور نهتنها بیلان مالی بهرهبرداری از هیرکانی در دوران شصتساله را منتشر نکرد
که حتی یک برگ گزارش فنی از بهاصطلاح دستاوردهای طرحهای جنگلداری هم ارائه نکرد. چرا؟
پاسخ مشخص است!
زمینشناسی هیچ دستاورد دیگری نداشت
چون اجرای این طرحها در یککلام جز اروپاییسازی هیرکانیِ بهجایمانده از دوران سوم زمینشناسی هیچ دستاورد دیگری نداشت که اگر داشت تا امروز صدها گزارش و مقاله و سمینار و کتاب از قِبَل آن بیرون میزد.
اقتصاد بنیان به زیست بنیان تغییر یابد
آقای رئیسجمهور! ساختار و بنیان مدیریت منابع طبیعی کشور بهرهبردار محور است و این با امنیت زیستی و در پی آن امنیت ملی سرزمینی که در کمربند خشک نیمکره شمالی زمین قرار گرفته ناهماهنگ است
و این ساختار باید با دریافت ردیفهای اختصاصی از بودجه عمومی کشور از اقتصاد بنیان به زیست بنیان تغییر یابد و شعار اقتصاد درونزای جنگل در راستای امنیت زیستی پایدار این سرزمین بهدور افکنده شود.
درباره طرح نوین جنگلداری هم پرسش این است که چرا این طرحها منتشر نمیشود؟
مفاد و اهداف و روش کار چیست؟ دلیل این پنهانکاریها و نامحرم انگاریها چیست؟
اگر درست نوشته شده نگران چه هستید؟
لوای طرحهای نوین جنگلداری یا مدیرت پایدار جنگل
جامعه مدنی ایران، افکار عمومی، سازمانهای مردمنهاد حوزه محیطزیست و منابع طبیعی،
همانهایی که روشن ماندن چراغ اتاقهای ساختمان ازگل در این روزها آشکارا مدیون تلاش
و حمایتهای بیدریغ آنها در برابر لایحه انحلال سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور است،
با صدای بلند به شما هشدار میدهند، مبادا تحت لوای طرحهای نوین جنگلداری
یا مدیرت پایدار جنگل و عملیات پرورشی و بهداشتی و یا هر نام خوش و آبورنگ دیگری
در اندیشه واردکردن دوباره تبرداران به جنگلهای شمال ایران و آغاز دوباره بهرهبرداری چوبی باشید.
در پایان اعلام میدارم، نهتنها مخالف طرح و برنامه برای مدیریت جنگل نیستیم؛
بلکه مدافع، پشتیبان و همراه بیادعای هر طرح و برنامهای که با عبور از جنگلداری اقتصادی
و بهرهبردار محورِ ترجمه شده از کتابهای اروپایی به جنگلبانی منطبق با اصول و مبانی حفاظت صرف از بومسازگان جنگلی باشد بوده و با همه گلایهها، نقدها، اعتراضها و بیاعتمادیهای به حق و به جا،
صرفاً برای صیانت از این ثروت بیمانند ملی و طبیعی و زیستی در این مورد خاص در کنار شما خواهیم ایستاد
اگر و تنها اگر جنگلداری اقتصادی و استخراج بنیان و معدنوار را تمام کنید.
دکتر مسعود پزشکیان، کنار ما باشید برای حفظ هیرکانی



