زاگرس؛ جغرافیای آتش و انکار
محمدمهدی دبیریان گزارشگر پایگاه تحلیلی- خبری درسانیوز؛ سال ۱۴۰۴ برای زاگرس، سالی بس تلخ و پرآتش بود. از نورآباد ممسنی تا کوهمره سرخی، دود نارنجی رنگ بر فراز درختان بنه و بلوط نشست و خاکسترِ درختانی که قرنها پای بر زمین داشتند، بر باد رفت.
زاگرس، یکی از مهمترین رویشگاههای جنگلی ایران، سالهاست میان شعلههای آتش، ضعف مدیریت و بیتوجهی نهادهای مسئول گرفتار شده است.
آینده بزرگترین جنگلهای غرب ایران را با تهدیدی جدی روبهرو
آتشسوزیهای گستردهای که بخش عمدهای از آنها به گفته فعالان محیطزیست عمدی است، هر سال هزاران هکتار از جنگلهای بلوط و بنه را نابود میکند؛ جنگلهایی که برخی درختانشان صدها سال عمر داشتهاند.
در این میان، بار اصلی مهار حریق بر دوش نیروهای مردمی، محیطبانان و فعالان داوطلبی است که با کمترین امکانات، جان خود را برای حفظ زاگرس به خطر میاندازند.
این گزارش، روایت فعالان محیطزیست از بحرانی است که اگر همچنان انکار شود، آینده بزرگترین جنگلهای غرب ایران را با تهدیدی جدی روبهرو خواهد کرد.
زاگرس؛ جغرافیای آتش و انکار
زاگرس در سال ۱۴۰۴ یکی از سختترین سالهای خود را پشت سر گذاشت؛ سالی که دهها آتشسوزی، هزاران هکتار از جنگلهای بلوط و بنه را به خاکستر تبدیل کرد.
در حالی که بخش عمده عملیات اطفای حریق بر عهده نیروهای مردمی و انجمنهای محیطزیستی بود، فعالان این حوزه از کمبود امکانات، ضعف مدیریت و نبود برخورد بازدارنده با عاملان آتشسوزیها گلایه دارند.
کیان یزدانپور، از فعالان محیطزیست نورآباد ممسنی، با اشاره به آسیبهای جسمی ناشی از سالها حضور در عملیات اطفای حریق میگوید:
«توان ما تمام شده است. چشمم را از دست دادهام، مهره کمرم آسیب دیده، ماهیچه شکمم پاره شده و ریههایم آسیب دیدهاند. بیتفاوتی دولت و قوه قضاییه بیش از آتش، ما را از پا درآورده است.»
به گفته او، تنها در نورآباد ممسنی طی سال جاری بیش از ۱۵۰ مورد آتشسوزی ثبت شده است؛ آماری که از افزایش نگرانکننده حریقها در جنگلهای زاگرس حکایت دارد.
زاگرس؛ جنگلی که پناهی جز مردم ندارد
فعالان محیطزیست معتقدند دلایل متعددی در وقوع آتشسوزیهای زاگرس نقش دارد؛ از اختلافات مرتعی و زمینخواری گرفته تا کشت خشخاش، سهلانگاری در سوزاندن بقایای مزارع، اختلافات محلی و ضعف مدیریت.
یزدانپور میگوید:
«زاگرس یتیم مانده است؛ نه سازمان منابع طبیعی و نه دیگر دستگاههای مسئول، حمایت مؤثری از این جنگلها انجام میدهند و تنها پناه زاگرس، مردم و انجمنهای محیطزیستی هستند.»
به گفته او، هر سال تعداد آتشسوزیها بیشتر میشود و هزینههای مالی و انسانی مهار آنها نیز افزایش یافته است؛ در حالی که جانباختن و مصدومیت داوطلبان همچنان ادامه دارد.
خستگی فعالان محیطزیست از بیتفاوتی مسئولان
سال گذشته انجمن میراث زاگرس اعلام کرد که دیگر در عملیات اطفای حریق شرکت نخواهد کرد، زیرا دولت وظایف قانونی خود را انجام نمیدهد.
اما با آغاز آتشسوزیها، اعضای انجمن بار دیگر برای نجات جنگلها راهی مناطق بحرانی شدند.
یزدانپور میگوید:
«هر بار از عاملان آتشسوزی شکایت کردیم، از ما سه شاهد خواستند؛ در ارتفاعات زاگرس از کجا باید سه شاهد پیدا کنیم؟»
نابودی هزاران هکتار از جنگلهای چندصد ساله
سالار اسفندیاری، فعال محیطزیست در منطقه کوهمره سرخی، میگوید:
آتشسوزیهای امسال از فروردین آغاز شد و تا نخستین بارشهای آذرماه ادامه داشت.
به گفته او:
«در کوهمره سرخی بیش از ۷۰ حریق داشتیم و گاهی در یک روز بین پنج تا هفت نقطه از استان فارس همزمان میسوخت.»
اسفندیاری معتقد است حدود ۹۵ درصد این آتشسوزیها عمدی بوده است.
او میگوید:
«در برخی حریقها بیش از هزار هکتار از ارزشمندترین رویشگاههای زاگرس را از دست دادیم.
درختان بلوط و بنهای که بیش از ۵۰۰ سال عمر داشتند، در آتش سوختند و با شرایط اقلیمی فعلی، جایگزین نخواهند شد.»
بیش از ۸۰ درصد اطفای حریق بر دوش مردم
به گفته این فعال محیطزیست، بیشتر عملیات اطفای حریق توسط نیروهای مردمی و انجمنهای محلی انجام میشود و سهم دستگاههای دولتی در این زمینه بسیار محدود است.
او میگوید:
«هر سال وضعیت بدتر از سال قبل میشود، زیرا برنامه مؤثری برای پیشگیری از آتشسوزی وجود ندارد.»
آموزش و تجهیزات؛ دو حلقه مفقوده مهار آتش
اسفندیاری تأکید میکند حضور افراد آموزشندیده در عملیات اطفای حریق میتواند به بروز حوادث جبرانناپذیر منجر شود.
به گفته او، فعالان محیطزیست با برگزاری دورههای آموزشی تلاش میکنند داوطلبان را با اصول مقابله با آتش آشنا کنند.
او میگوید:
«جنگ با آتش، نبردی نابرابر است. تجهیزات مناسب، کفش استاندارد و آموزش، شرط نخست حضور در عملیات است.»
در آخرین آتشسوزی سال، او سه نفر را تنها به دلیل نداشتن تجهیزات مناسب از حضور در عملیات منع کرده است.
کمبود شدید نیروی محیطبانی
اسفندیاری یکی از مهمترین مشکلات حفاظت از زاگرس را کمبود نیرو و تجهیزات میداند.
او میگوید منطقه حفاظتشده «مالهگاله» با وسعتی حدود ۵۲ هزار هکتار، تنها پنج نیروی حفاظتی دارد؛ موضوعی که امکان حفاظت مؤثر را از بین برده است.
به اعتقاد او، محیطبانان و جنگلبانان علاوه بر افزایش تعداد نیرو، به تجهیزات مدرن مانند پهپاد، دوربینهای دید در شب و خودروهای مناسب نیاز دارند.
زنان؛ حضوری پررنگ در خط مقدم اطفای حریق
برخلاف برخی نگاههای سنتی، زنان در بسیاری از عملیاتهای اطفای حریق حضوری فعال داشتهاند.
اسفندیاری میگوید:
«در بسیاری از آتشسوزیها زنان از مردان هم جلوتر بودند؛ از کردستان و آذربایجان غربی گرفته تا هرمزگان، زنان نقش مهمی در مهار آتش ایفا کردند.»
او معتقد است توانایی زنان در عملیات اطفای حریق کمتر از مردان نیست و تنها رعایت اصول ایمنی و آمادگی جسمانی اهمیت دارد.
مطالبه فعالان؛ برخورد قاطع با عاملان آتشسوزی
فعالان محیطزیست خواستار ورود جدیتر دستگاه قضایی به پروندههای آتشسوزی هستند.
به اعتقاد آنان، احکام سبک و نبود برخورد بازدارنده باعث شده عاملان آتشسوزیها احساس مصونیت کنند.
اسفندیاری میگوید:
«تا زمانی که با آتشافروزان برخورد جدی نشود و دستگاههای مسئول برنامهای برای پیشگیری نداشته باشند، زاگرس هر سال بیشتر از گذشته خواهد سوخت.»
