میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک و معروف‌ترین فرد خانواده «ممدانی»

کد خبر: 53966

میرا نایر پیش از آنکه به خاطر موفقیت فرزندش در انتخابات شهرداری نیویورک مورد توجه قرار گرفته باشد، به دلیل سال‌ها فعالیت هنری در حوزه سینما شخصیتی شناخته شده محسوب می‌شود.

میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک و معروف‌ترین فرد خانواده «ممدانی» برنده دوربین طلایی جشنواره کن!

به گزارش پایگاه تحلیلی‌- خبری «درسانیوز»؛ میرا نایر (زادهٔ ۱۵ اکتبر ۱۹۵۷) کارگردان و تهیه‌کننده هندی‌آمریکایی است که در نیویورک زندگی می‌‌کند.

اکنون نایر از هر زمان دیگری طی سال‌های عمرش شهرت بیشتری دارد زیرا مادر شهردار آینده نیویورک است،

شهرداری که با نام زهران ممدانی به بمب خبری این روزهای رسانه‌های جهان مبدل شده است.

 

میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

میرا نایر و فرزندش زهران ممدانی

میرا نایر از سال ۱۹۸۶ میلادی فعالیت هنری خود را آغاز کرد. میرا نایر با استفاده از کمپانی تولید فیلم خود، میرابای‌فیلم، آثاری ارائه داده که هم درسطح جهانی تحسین شده‌اند و هم جوایز معتبر سینمایی کسب کرده‌اند.

مشهورترین فیلمِ ساختهٔ میرا نایر سلام بمبئی! (۱۹۸۸) نام دارد که توانست دوربین طلایی جشنواره کن را از آنِ خود کند و برای گرفتن جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی‌ زبان نیز نامزد شود.

نایر از سال ۱۹۸۶ میلادی فعالیت هنری خود را آغاز کرد. میرا نایر با استفاده از کمپانی تولید فیلم خود، میرابای‌فیلم،

آثاری ارائه داده که هم درسطح جهانی تحسین شده‌اند و هم جوایز معتبر سینمایی کسب کرده‌اند.

مشهورترین فیلمِ ساختهٔ او سلام بمبئی! (۱۹۸۸) نام دارد که توانست دوربین طلایی جشنواره کن را از آنِ خود کند.

و برای گرفتن جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان نیز نامزد شود.

از دیگر ساخته‌های میرا نایر می‌توان از فیلم‌های ونیتی فیر (۲۰۰۴)، آملیا (۲۰۰۹) و میسیسیپی ماسالا (۱۹۹۱) نام برد.

 

 مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

کودکی و تحصیلات

میرا نایر در ۱۵ اکتبر ۱۹۵۷ در شهر رورکلا، در ایالت اودیشا هند به دنیا آمد.

میرا نایر دوران کودکی خود را به همراه دو برادر بزرگ‌تر و والدینش در شهر بهبنیسور گذراند.

پدرش، آمریت لعل نایر، از افسران ارشد خدمات اداری هند بود و مادرش، پراوین نایر، به فعالیت‌های اجتماعی می‌پرداخت.

نایر تا سن ۱۸ سالگی در بهبنیسور زندگی کرد و در دبیرستان انگلیسی‌زبان واقع در شهر شیملا تحصیل کرد.

در همان دوران علاقه‌اش به ادبیات انگلیسی شکل گرفت.

سپس وارد کالج میراندا هاوس در دانشگاه دهلی شد، که یکی از کالج‌های معتبر مخصوص زنان در هند است، و در رشتهٔ جامعه‌شناسی تحصیل کرد.

پس از سال اول، درخواست انتقال داد و در سن ۱۹ سالگی با دریافت بورسیهٔ تحصیلی به دانشگاه هاروارد در آمریکا رفت.

در هاروارد در رشتهٔ مطالعات تصویری و محیطی با تمرکز بر ساخت فیلم‌های مستند تحصیل کرد و در سال ۱۹۷۹ فارغ‌التحصیل شد.

نام خانوادگی اصلی خانواده «نَیّار» بود، اما پدربزرگ او آن را تغییر داد. با این حال، یکی از عموهایش همچنان از نام خانوادگی «نَیّار» استفاده کرد.

خانوادهٔ او اصالتی پنجابی دارند و ریشه‌های آن‌ها به شهر دهلی بازمی‌گردد. او در خانواده‌ای هندو پرورش یافت.

 

میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

آغاز کار و ورود به فیلم‌سازی

میرا نایر پیش از آن‌که وارد دنیای فیلم‌سازی شود، به بازیگری علاقه داشت. زمانی در نمایشنامه‌هایی از بادال سرکار نمایشنامه‌نویس بنگالی، ایفای نقش کرد.

در دوران تحصیل در دانشگاه هاروارد نیز وارد گروه تئاتر شد و بابت اجرای سخنرانی یوکاسته از نمایشنامه ادیپ سنکا، برندهٔ جایزهٔ بویلستون شد.

در سال ۲۰۱۷ در گفت‌وگویی عنوان کرد که کارگردانی را به سایر هنرها ترجیح داده چون ذاتاً کاری مشارکتی است.

 

میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

فیلم‌های مستند

نایر در آغاز کارش بیشتر مستند می‌ساخت و فرهنگ هندی را موضوع فیلم‌هایش قرار داده بود:

گزارش خیابانی مسجد جامع (۱۹۷۹): اولین فیلم او به‌عنوان پروژهٔ دانشگاهی‌اش در هاروارد بود، که در آن خیابان‌های دهلی قدیم را کاوش می‌کرد.
چقدر دور از هند (۱۹۸۲): داستان فروشندهٔ هندی روزنامه در متروی نیویورک، در حالی که همسر باردارش در هند منتظر او بود.

این مستند جوایزی در لهستان و نیویورک دریافت کرد.
کاباره هند (۱۹۸۴): دربارهٔ زندگی و بهره‌کشی از رقاصان زن در بمبئی.

این فیلم با بودجهٔ ۱۳۰ هزار دلاری در دو ماه ساخته شد.
آمنیوسنتز (برای تلویزیون کانادا): دربارهٔ استفاده از آمنیوسنتز برای تعیین جنسیت جنین.
باشگاه خندهٔ هند (۲۰۰۱): مستندی دربارهٔ باشگاه‌های خنده که از یوگا الهام گرفته‌اند.

 

میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

فیلم‌های بلند

سلام بمبئی! (۱۹۸۸): با همکاری سونی تاراپوروالا نوشته شد. داستان زندگی کودکان خیابانی واقعی. اگرچه در گیشه موفق نبود، ولی ۲۳ جایزه بین‌المللی از جمله Camera d’Or و نامزدی اسکار را کسب کرد.
میسیسیپی ماسالا (۱۹۹۱): داستانی دربارهٔ تبعیدی‌های هندی اهل اوگاندا در جنوب آمریکا.
عروسی مانسون (۲۰۰۱): داستان ازدواجی سنتی در خانواده‌ای پنجابی. فیلم با بودجهٔ اندک ساخته شد اما فروش خوبی داشت و برندهٔ شیر طلایی جشنواره ونیز شد.
کوری هیستریک (۲۰۰۲): در سال ۲۰۰۲، میرا نایر فیلم تلویزیونی Hysterical Blindness را برای شبکهٔ HBO کارگردانی کرد. اُما ترومن برای ایفای نقش در این فیلم، برندهٔ جایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر زن در فیلم تلویزیونی یا مینی‌سریال شد.
ونیتی فر (۲۰۰۴): اقتباسی از رمان ویلیام تاکری.
نام خانوادگی (فیلم) (۲۰۰۷): براساس رمان جامپا لاهیری، دربارهٔ هویت فرزندان مهاجران در نیویورک.
آملیا (۲۰۰۹): زندگینامهٔ آملیا ارهارت، با بازی هیلاری سوانک و ریچارد گی‌یر. فیلم شکست تجاری خورد.
بنیادگرای ناراضی (۲۰۱۲): اقتباسی از رمان محسن حامد. اکران جهانی در سال ۲۰۱۳؛ فروش پایین با استقبال متوسط منتقدان.
ملکه کاتوه (۲۰۱۶): محصول دیزنی دربارهٔ یک دختر اوگاندایی نابغهٔ شطرنج، با بازی لوپیتا نیونگو. با بودجهٔ ۱۵ میلیون دلار ساخته شد ولی تنها ۱۰٫۴ میلیون فروش داشت.

میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

میرا نایر/ پوستر فیلم سلام بمبئی!

سلام بمبئی (۱۹۸۸): با همکاری سونی تاراپوروالا نوشته شد. داستان زندگی کودکان خیابانی واقعی.

اگرچه در گیشه موفق نبود، ولی ۲۳ جایزه بین‌المللی از جمله Camera d’Or و نامزدی اسکار را کسب کرد.

 

فیلم‌های کوتاه

از جمله آثار کوتاه او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

چنگال، قاشق و شوالیه
مهاجرت (۲۰۰۸)
چطور ممکن است؟ (۲۰۰۸)
نیویورک، دوستت دارم (۲۰۰۹)
یازده دقیقه و نه ثانیه از یازده سپتامبر (۲۰۰۲)
گفت‌وگو با خدایان: همکاری با کارگردانانی چون امیر کوستوریتسا و گیلرمو آریاگا

 

میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

نایر در مراسم دریافت جایزه شخصیت سال

میرا نایر در سال ۲۰۰۷ به عنوان «شخصیت سال» مجلهٔ India Abroad انتخاب شد.

میرا نایر در سال ۲۰۰۷ به عنوان «شخصیت سال» مجلهٔ India Abroad انتخاب شد.

India Abroad Person of the Year عنوانی افتخاری است که توسط نشریه‌ی India Abroad (یک روزنامه و مجله‌ معتبر متعلق به جامعه هندیان مقیم آمریکای شمالی) اهدا می‌شود.

دلیل این انتخاب، موفقیت‌های هنری و فعالیت‌های انسان‌دوستانه او بود — به‌ویژه تاسیس بنیاد خیریه Salaam Baalak Trust برای حمایت از کودکان خیابانی در هند، و نیز تاسیس آموزشگاه فیلم‌سازی در شرق آفریقا.

میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

فعالیت‌های دیگر

میرا نایر در کنار فعالیت‌های سینمایی خود، در عرصه‌های آموزشی، خیریه و همکاری‌های بین‌المللی نیز نقش فعالی ایفا کرده است.

در سال ۲۰۰۵، او آموزشگاه فیلم‌سازی «مایشا» را در شهر کامپالا، پایتخت اوگاندا، بنیان گذاشت.

این مؤسسه، مرکزی غیرانتفاعی بود که هدفش آموزش و پرورش نسل جدید فیلم‌سازان شرق آفریقا بود.

پیش از آن، در سال ۱۹۹۸، نایر از سود حاصل از فیلم سلام بمبئی!

برای تأسیس بنیاد خیریه «سلام بالاک تراست» استفاده کرد.

این بنیاد به حمایت از کودکان خیابانی در هند می‌پردازد و خدمات آموزشی، بهداشتی و توانمندسازی به آنها ارائه می‌دهد.

در حوزهٔ هنرهای نمایشی، نایر در سال ۲۰۱۷ نسخهٔ موزیکال فیلم عروسی مانسون را در تئاتر برکلی رپرتوری کارگردانی کرد که با استقبال مخاطبان روبرو شد و تجربه‌ای نو در کارنامه او رقم زد.

میرا نایر همچنین به عنوان استاد مدعو در دانشگاه کلمبیا در نیویورک فعالیت کرده و در بخش فیلم‌سازی مدرسه هنر این دانشگاه به آموزش دانشجویان پرداخته است.

این همکاری دانشگاهی بخشی از تلاش نایر برای پیوند دادن دانشجویان بین‌المللی با پروژه‌های فیلم‌سازی در سطح جهانی، به‌ویژه از طریق آزمایشگاه مایشا، بوده است.

 

میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

میرا نایر و زندگی شخصی

میرا نایر در سال ۱۹۷۷، زمانی که در دانشگاه هاروارد در کلاس‌های عکاسی شرکت می‌کرد، با نخستین همسرش، میچ اپستین، که عکاس بود، آشنا شد.

این ازدواج تا سال ۱۹۸۷ ادامه داشت.

در سال ۱۹۸۸، هنگام انجام تحقیقات برای فیلم میسیسیپی ماسالا در اوگاندا، با محمود ممدانی، دانشمند علوم سیاسی و از اوگاندایی‌های هندی‌تبار، آشنا شد.

محمود ممدانی، استاد علوم سیاسی و مردم‌شناسی در دانشگاه کلمبیا در نیویورک است.

او از بنیان‌گذاران دانشگاه بین‌المللی کامپالا در اوگاندا نیز بوده است. فرزند آنها، زهران ممدانی، در سال ۱۹۹۱ در کامپالا به دنیا آمد.

نایر همچنین سال‌هاست که به‌طور جدی یوگا تمرین می‌کند و هنگام ساخت فیلم‌هایش، بازیگران و عوامل را روز خود را با جلسات یوگا آغاز می‌کنند.

میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

دیدگاه‌های سیاسی

میرا نایر در سال ۲۰۱۳ دعوت جشنواره بین‌المللی فیلم حیفا را برای حضور به‌عنوان مهمان افتخاری رد کرد.

نایر با انتشار پست‌هایی در توییتر اعلام کرد که در اعتراض به سیاست‌های اسرائیل علیه فلسطین، این دعوت را نپذیرفته است.

میرا نایر نوشت: «زمانی به اسرائیل خواهم رفت که دیوارها فرو بریزند.

زمانی خواهم رفت که اشغال پایان یافته باشد. زمانی خواهم رفت که دین خاصی بر سایر ادیان برتری نداشته باشد.

زمانی خواهم رفت که آپارتاید به پایان برسد.

من در کنار فلسطین هستم و از تحریم فرهنگی و دانشگاهی اسرائیل و جنبش بایکوت، عدم سرمایه‌گذاری و تحریم اسرائیل حمایت می‌کنم.»
فیلم جدید میرا نیر جنبه دیگری از اصولگرایان را آشکار می‌کند فیلم جدید میرا نیر جنبه دیگری از شکاف اصولگرایان را آشکار می‌کند.

زمانی شخصی از میرا نیر، کارگردان فیلم پرسید که برای تغییر تمرکز جزیره‌ای و ناف در ایالات متحده چه می‌کند.

این یا جوجه یا تخم مرغ این تصور است که بسیاری از آمریکایی‌ها دانش بسیار کمی در مورد هر فرهنگی فراتر از فرهنگ خودشان دارند.

پاسخ او فوری بود: مطالعه تاریخ و جغرافیا را در دبیرستان با تمرکز بر یک یا دو کشور مختلف در هر سال و به طور عمیق مجبور کنید.

میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

او استدلال می‌کرد که چنین طرحی حداقل می‌تواند پایه‌هایی را برای درک بهتر دیگری فلسفی ایجاد کند –

مضمونی که زیرمتن نه چندان ظریف آخرین فیلم او، بنیادگرای اکراه را تشکیل می‌دهد،

که آزادانه از رمان محسن حمید در سال ۲۰۰۷ اقتباس شده بود که در فهرست نهایی جایزه من بوکر قرار گرفت.

این فیلم تحول چشمگیر یک جوان پاکستانی به‌نام Changez (این نام تصادفی نیست) را از مشاور وال استریت سکولار، تحصیل کرده.

پرینستون و عاشق آمریکا به آموزش بنیادگرای اسلامی بالقوه (یا ممکن است) در آغوش دانشگاهی ستیزه جویان پاکستانی در زادگاهش لاهور نشان می‌دهد.

کاتالیزور انتقال او، البته، ۱۱ سپتامبر است.

در پی آن، آمریکا ماشین نظامی خود را به حرکت در می‌آورد و شروع می‌کند به هر کسی که ریشه‌های اسلامی دارد مظنون می‌داند.

 

ریش، پوست قهوه‌ای، نام‌های جهان سومی:

ناگهان حتی سرمایه‌داران سرسخت مانند Changez نیز می‌توانند به طور خلاصه بازداشت شوند یا تحت جستجوی تحقیرآمیز و تمام مونتی امنیتی فرودگاه قرار گیرند. بیگانگی به زودی آغاز می‌شود.

تا حد زیادی، فیلم نایر تلاش می‌کند تا نشان دهد که حمله به هویت اصلی فرد چه احساسی دارد.

نیر می‌گوید: «به مردم آمریکا هرگز به طرف مقابل گفته نمی‌شود. گفت‌وگو با جهان اسلام یا جهان شبه قاره، همه یک طرفه است، یک مونولوگ.

و ببینید چه چیزی در ۱۰ یا ۱۲ سال گذشته بر سر ما راه انداخته است – ویرانی و جنگ، و این شقاق شما یا با ما یا با ما هستید که ترمیم آن تقریبا غیرممکن است.

در حال حاضر ۵۵ ساله، نیر، یک مصاحبه با تجربه، هوش بازیگوشی از خود نشان می‌دهد و چشمانش را محکم روی پرسشگر خود متمرکز می‌کند.

اما انسان نیروی قدرتمندی از اراده را حس می‌کند، زنی با اعتقادات و تدبیر خلاق.

دختر پاکستانی‌ها – پدرش که یک کارمند دولتی بود، پس از تقسیم سال ۱۹۴۷ به هند رفت – نیر گفت:

که وجدان اجتماعی او در اوایل به دلیل تفاوت‌های فاحش بین دارندگان و نداشته‌ها برانگیخته شده بود.

“مادر من مدرسه‌ای را برای او راه‌اندازی کرد.

در سال‌های نوجوانی، او قبلاً یک فعال بود و در تئاتر خیابانی سیاسی مشغول بود. در ۱۹ سالگی،

او یک بورس تحصیلی کامل برای هاروارد گرفت (“پدرم نمی توانست رد کند، زیرا کندی‌ها به آنجا رفته بودند”)،

و بعداً در نیویورک با افرادی مانند جوزف چایکین، پیتر بروک و آندری سربان به تحصیل درام پرداخت.

اتفاقاً در دوره‌ای در مورد واقعیت سینما که توسط یکی از پیشگامان آن، ریچارد لیکوک تدریس می‌شد، نایر را وارد فیلم کرد.

اولین کارهای او که در اوایل دهه ۱۹۸۰ ساخته شد، مستند بودند، “اما من می‌خواستم کنترل بصری بیشتر و مخاطب بیشتری داشته باشم.”

او آن را با اولین فیلم خود، سلام بمبئی!، وقایع داستانی از کودکان خیابانی که نامزد جایزه اسکار شد، پیدا کرد.

از آن زمان، او کارگردانی چندین فیلم با استقبال گسترده ازجمله می سی سی پی ماسالا، عروسی موسمی و همنام را بر عهده داشته است.

اما تبدیل مونولوگ انعکاسی و اول شخص حمید به یک مهیج جنبشی یک چالش جدی بود – به همان اندازه که نیر اجازه می‌دهد و گرفتن سلام بمبئی! ۲۵ سال پیش از زمین خارج شد.

 ممدانی شهردار نیویورک

 

اولین مشکل او پیدا کردن فیلمنامه‌نویسی بود که مایل به مقابله با اقتباس باشد.

 

بسیاری از فیلمنامه نویسان لیست A هالیوود را برای بررسی این ایده

او می‌گوید: “من بسیاری از فیلمنامه نویسان لیست A هالیوود را برای بررسی این ایده دعوت کردم، و ناآگاهی بسیار زیادی وجود داشت. و وقتی جهل را با تکبر ترکیب می‌کنید، ترکیبی مرگبار است. و همیشه ترکیبی است، اینطور نیست؟”

چندین نویسنده پیشنهاد کردند که اولین کار این است که کلمه “بنیادگرا” را از عنوان حذف کنیم، زیرا تماشاگران سینما را دلسرد می‌کند.

نیر امتناع کرد و اصرار داشت که استدلال اساسی حمید مبتنی بر برابری است – که بنیادگرایی مسلمان، آنطور که ما می‌شناسیم، هیچ تفاوتی با اخلاق ظالمانه و ریشه‌دار حاکم بر سرمایه‌داری غربی ندارد.

نیر می‌گوید: «این چیزی است که چنگز در حالی که به سفر خود در جهان می‌رود، متوجه می‌شود.»

این یک توازی است که بسیاری در غرب – ازجمله برخی از فیلمنامه‌نویسان – ممکن است آن را آسان بدانند.

آیا شرکت‌های چند ملیتی که اخراج‌های دسته‌جمعی را سازماندهی می‌کنند، مانند مسلمانان مبارزی که بمب‌های انتحاری را در بازارهای شلوغ منفجر می‌کنند، در تروریسم مجرم هستند؟

نیر در پایان به حمید و امی بوغانی، یکی از همکاران مکرر، برای تولید خط داستانی گسترده فیلم و سپس ویلیام ویلر (The Hoax) برای خود فیلمنامه روی آورد. هشت پیش‌نویس بعد، او یک فیلمنامه داشت.

یک فیلمنامه، اما پول کافی نیست. در ابتدا، سه حامی اصلی وجود داشت، اما دو نفر کنار رفتند.

نیر آماده شد تا دستش را جمع کند. او به یاد می آورد: «من هرگز تسلیم نشدم، اما تقریباً تسلیم شدم.

“با تمام استعدادها، بازیگران، نوازندگان، آماده رفتن، باید دو بار آن را از بین می‌بردیم. رک و پوست کنده نمی‌دانستم چگونه می‌توانم ادامه دهم.

من در نیویورک تنها بودم – شوهرم [استاد علوم سیاسی محمود ماندنی] در اوگاندا تدریس می‌کرد، پدر شوهرم با او، و پسرم [زهران، ۲۱ ساله] از همه دانشگاه‌ها می‌گرفتم.”

 ممدانی شهردار نیویورک

در نهایت، شریک سوم، مؤسسه فیلم دوحه، موافقت کرد که به عنوان تنها تامین کننده مالی فعالیت کند.

نایر توضیح می‌دهد: «بنابراین کمربندهای‌مان را محکم کردیم و بودجه را از ۱۶ میلیون دلار به حدود ۱۱ میلیون دلار کاهش دادیم،

اما بدون از دست دادن دامنه جهانی آن، که برای من حیاتی بود». “هر صحنه به دقت ترسیم شده بود.

ما در پایان فقط دو صحنه را برش دادیم. پول همه روی صفحه است. شما پارچه خود را دارید و نمی‌خواهید به مردم بگویید که چقدر پارچه دارید.”

او می‌گوید انتقادی‌تر، مردان پول دوحه به او آزادی هنری کامل دادند. ۱۸ ماه طول کشید تا بازیگر نقش اول خود، ریز احمد بریتانیایی را پیدا کند.

او می‌گوید: «من نیاز به هوش داشتم و به زیبایی نیاز داشتم، کسی که غمگین شود. ریز به زبان انگلیسی به دنیا آمد،

اما اردو صحبت می‌کند و در فیلم بسیار از آن صحبت می‌کند و هسته اصلی فیلم، شرم و افتخار را درک کرده است.

نایر انتخاب جسورانه‌ای داشت و کیت هادسون (مادر جدید) را در نقش اریکا، دوست دختر چنجز در منهتن انتخاب کرد.

نیر توضیح داد: “من او را زمانی که هشت ماهه باردار بود دیدم، و در آن زمان مشخص بود که او در فیلم بازی نمی‌کند.

اما پس از آن ما به تعویق افتادیم و او بچه‌اش را به دنیا آورد و شیر می‌داد. اما من به افراد واقعی اعتقاد دارم، نه به بی‌اشتهایی.”

بازیگران همچنین شامل کیفر ساترلند در نقش رئیس Changez، جیم کراس، شخصیت زشت آمریکایی است.

او می‌گوید: «کیفر واقعاً می‌خواست در این فیلم حضور داشته باشد – او یک موجود بسیار سیاسی است.

او احساس کرد که زمان آن فرا رسیده است که به اشتباهاتی که در دنیا مرتکب می‌شویم نگاه کند.

جنسیت هرگز عاملی در حرفه او نبوده است، تا حدی به این دلیل که هندی‌ها به اعمال قدرت زنان، هم در سیاست و هم به ویژه در سینما عادت داشتند.

او می‌گوید: «من همیشه رئیس خودم بودم، حتی در ابتداً.

“من برای افراد دیگر کار نکردم و بنابراین هرگز مجبور نشدم از سلسله مراتب بالا بروم.”

 ممدانی شهردار نیویورک

نیر درباره نقش انقیاد زنان در بسیاری از فرهنگ‌های مسلمان سؤال می‌کند و تأکید می‌کند:

«من کارشناس همه چیز نیستم».

در عین حال، او معتقد است که دیدگاه‌های غرب در مورد زنان مسلمان با “آنچه ما می‌خوانیم یا انتخاب می‌کنیم رنگ می‌گیرد. وقتی به پاکستان رفتم، از قدرت، بیان، بدحجابی، جنب و جوش زنان غافلگیر شدم.

این آن چیزی نیست که شما فکر می‌کنید. مجری محبوب‌ترین برنامه گفتگوی آن یک تراورست است.”

او امیدوار است که فیلمش همین پیام را ارائه دهد.

او می‌گوید: «من آن را برای پسرم و نسل او، بیست‌ساله‌ها، درست کردم.

“این که آنها باید بفهمند که چه کسانی هستند و بفهمند کجا می‌توان آنها را شنید و ممکن است مهم باشد و حقیقتی را که به ما تحویل داده شده زیر سوال ببرند.”

میرا نیر، فیلمساز کارکشته، تماشاگران تئاتر سندرز را با تأمل و یادآوری مجذوب می‌کند.

کارگردان فیلم هندی میرا نایر ۷۹ شنبه (۳ مه) در تئاتر سندرز سخنرانی کرد و در مورد مبارزات اولیه خود به عنوان یک مستندساز، ساخت فیلم‌های تحسین شده داستانی، تلاش‌های او برای کمک به کودکان خیابانی هند و فلسفه هنری‌اش صحبت کرد.

نیر، دریافت کننده مدال هنر هاروارد در سال ۲۰۰۳، مهمان افتخاری جشنواره سالانه Arts First بود.

عصر شنبه او به عنوان بخشی از مجموعه دفتر آموزش هنر از مجریان سخنرانی کرد.

نایر، خوش‌صحبت و سرزنده، با چشمان تیره‌ای که از گرمی و هوشمندی برق می‌زدند، با استقبال پرشور تماشاگران مواجه شد. جان لیتگو، بازیگر متولد ۱۹۶۷، از کارگردان درباره زندگی و کارش سوال پرسید.

میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

 

نایر گفت: «یکی از شعارهای من این است که اگر ما داستان‌های خودمان را نگوییم، هیچ‌کس دیگری آنها را نخواهد گفت.»

نایر به وضوح این توصیه را در حرفه خود دنبال کرده است.

پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه هاروارد با مدرک مطالعات بصری و محیطی (VES)، به نیویورک رفت و در آنجا به عنوان پیشخدمت کار کرد تا برای خرید فیلم خام پول دربیاورد.

او با استفاده از یک دوربین قرضی، اولین مستند خود با عنوان «خیلی دور از هند» را فیلمبرداری کرد که مطالعه‌ای درباره یک مهاجر هندی ساکن ایالات متحده بود.

فیلم بعدی او «کاباره هندی» بود، نگاهی بدون قضاوت به رقصندگان عجیب و غریب در یک کلوپ شبانه در بمبئی.

نیر پس از غلبه بر موانع ساخت این فیلم‌ها، با مانع دیگری یعنی توزیع مواجه شد.

او از این صحبت کرد که چگونه با اتوبوس Greyhound در سراسر آمریکا سفر کرده و فیلم‌هایش را در کالج‌ها و مراکز اجتماعی، هر جا که می‌توانست مخاطبی پیدا کند، نشان می‌دهد.

او در پاسخ به این سوال که آیا هرگز دلسرد شده یا به ترک فکر کرده است، او پاسخ منفی داد.

«نه، من هرگز نمی‌خواستم تسلیم شوم. من بیمار هستم. من از سینما رنج می‌برم.»

اما در حالی که ناامیدی برای او بیگانه بود، کم‌کم صبرش را در برابر فرم مستند از دست داد.

«از انتظار برای اتفاقات خسته شده بودم. می‌خواستم آنها را به وقوع تبدیل کنم.»

 زهران ممدانی شهردار نیویورک

 

فیلمی که او ساخت، فیلم برنده جایزه «سلام بمبئی!» (۱۹۸۸) بود؛ مطالعه‌ای درباره کودکان بی‌خانمانی که سعی می‌کنند در خیابان‌های شلوغ این کلان‌شهر هند امرار معاش کنند.

نایر از کودکان خیابانی واقعی به عنوان بازیگران اصلی استفاده کرد و یک کارگاه آموزشی برای آماده‌سازی آنها برای اجراهایشان ایجاد کرد.

این کارگاه که با سود حاصل از فیلم‌های او تأمین مالی شده بود، به ۱۷ کارگاه افزایش یافته و نزدیک به ۵۰۰۰ کودک را تحت آموزش و مهارت قرار داده و در بسیاری از موارد، آنها را به خانواده‌هایشان بازگردانده است.

فیلم‌های بعدی نایر شامل «می‌سی‌سی‌پی ماسالا»، داستانی درباره عشق بین یک مرد آفریقایی-آمریکایی و یک زن جوان هندی‌تبار که خانواده‌اش از خانه‌شان در اوگاندا تبعید شده‌اند؛

«خانواده پرز»، داستانی درباره مهاجران کوبایی در آمریکا؛ «کاما سوترا: داستانی از عشق»، کاوشی در شور شهوانی و رقابت بین دو زن در هند قرن شانزدهم؛ و «عروسی موسمی»،

فیلمی غنی با حضور بازیگران زن درباره ترکیب قدیم و جدید در یک خانواده هندی طبقه متوسط، می‌شود.

او در حال حاضر در حال فیلمبرداری اقتباسی سینمایی از رمان «بازار خودفروشی» نوشته ویلیام میکپیس تاکری است.

نیر گفت که هرگز قصد نداشته از فیلم‌های مستند به عنوان پله‌ای برای فیلم‌های داستانی استفاده کند و در واقع در حالت مستند به کار خود ادامه داده است.

اما او ایده‌ها و روش‌های کاری را از فیلم‌سازی مستند زمانی که کار خود را در فیلم داستانی آغاز کرد، اقتباس کرد.

برای مثال، نایر فیلمنامه «سلام بمبئی!» را از مصاحبه‌ها و تعاملاتش با ولگردهای خیابانی هندی نوشت و فیلم را کاملاً در لوکیشن‌های واقعی فیلمبرداری کرد.

او گفت که استفاده او از کلمات به همان شکلی که واقعاً در خیابان‌های شهرهای هند صحبت می‌شود، تماشاگران سینما را که به زبان فاخر اکثر فیلم‌های هندی عادت دارند، شگفت‌زده کرده است.

«شنیدن این زبانِ فوق‌العاده، زننده و درهم‌برهم که ما واقعاً در هند استفاده می‌کنیم، برای مردم انقلابی بود.»

در فیلم «عروسی موسمی»، او تنها در چند نقش کلیدی از بازیگران حرفه‌ای استفاده کرد. بقیه دوستان و اعضای خانواده گسترده‌اش بودند.

مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

او درباره اینکه چگونه افزایش وزن غیرمنتظره یک بازیگر مشهور باعث شد تا او در آخرین لحظه یک بازیگر تقریباً ناشناخته، ویجی راز، را برای نقش پی. کی. دوبی، پیمانکار چادر که گل همیشه بهار می‌خورد، انتخاب کند، صحبت کرد.

او با الهام از بازی راز، نقش او را گسترش داد و شخصیت او به عنوان یکی از به یاد ماندنی‌ترین شخصیت‌های فیلم ظاهر شد.

الهام‌بخش «عروسی موسمی» از یک گذار زندگی کاملاً متفاوت، مرگ دو دوست صمیمی، ناشی شد.

واکنش نایر ساختن فیلمی بود که زندگی را ستایش کند.

تیر گفت: «ساختن یک فیلم باید چیزی را جبران کند.

باید در جهان تغییری ایجاد کند، نه برای تغییر آن، بلکه برای اینکه مردم را به تأمل وادارد.»

نیر گفت که پیشنهاد کارگردانی «ونیتی فیر» در نتیجه موفقیت «عروسی موسمی» بوده است.

او موافقت کرد که این پروژه را بپذیرد زیرا رمان از زمانی که برای اولین بار در سن ۱۶ سالگی آن را خوانده بود مورد علاقه او بوده است.

مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

 

اگرچه داستان صعود بکی شارپ در جامعه بریتانیا قبلاً برای سینما اقتباس شده بود، نیر گفت که نسخه او تفسیر متفاوتی از رمان ارائه می‌دهد.

«من معتقدم که این فیلم درباره یک سوال معنوی است – ما در زندگی چه می‌خواهیم، ​​و وقتی به آن برسیم، آیا راضی هستیم؟»

او گفت که سبک فیلم نیز متفاوت خواهد بود. «این یک فیلم بسیار بی‌روح درباره یک جامعه باشکوه خواهد بود.»

نیر گفت اگرچه بودجه این فیلم چندین برابر بیشتر از هر کاری است که تاکنون انجام داده است، اما همان مشکلات باقی مانده است.

فیلمبرداری یک صحنه مجلس رقص پیچیده یا نبرد واترلو به سرعت مبالغ هنگفتی را که به نظر می‌رسد هنگفت باشند، تمام می‌کند.

یکی دیگر از پروژه‌های فعلی، ایجاد سازمانی با الگوبرداری از مؤسسه ساندنس برای تشویق و حمایت از فیلمسازان جوان مستقل هندی است.

او گفت: «در هند، جایی برای جوانانی که حرف مهمی برای گفتن دارند و می‌خواهند در قالب تصاویر رویاپردازی کنند، وجود ندارد.»

در حالی که این روزها ممکن است برنامه‌اش فوق‌العاده پر به نظر برسد، نایر به حضار اطمینان داد که فقط پروژه‌هایی را قبول می‌کند که واقعاً می‌خواهد انجام دهد.

او گفت: «من به لذت خالص اعتقاد دارم. من کاری را که از آن لذت نبرم انجام نمی‌دهم. و با افرادی که از کار کردن با آنها لذت نمی‌برم، کار نخواهم کرد. زندگی خیلی کوتاه است!»

میرا نایر؛ مادر زهران ممدانی شهردار نیویورک

 

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

درسا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *